راننده گفت پارسال زیر پل گاز یک لحظه حواسم نبود به پای یک جوان حدوداً ۱۷_ ۱۸ ساله زدم. دیدم چیزی نشده پیاده نشدم. جوان به طرف من آمد گفت: داداش حداقل پیاده می شدی ببینی چیزی شده یا نه

اختصاصی کلانشهر: رضا حقی*-«ماشین نگاره» عنوان سلسله مطالبی است که در اتومبیل (ماشین) می گذرد و چهارشنبه هر هفته در کلانشهر منتشر می شود. (بیشتر بخوانید)
توشیبا؟
راننده ترمز کرد. صندلی جلو نشستم. گفتم سلام، خسته نباشید
راننده که مرد جوانی بود.
گفت سلام
گفتم پول همراهم ندارم باید کارت به کارت بکنم، اشکالی که نداره؟
راننده گفت نه، اون هم نداری مشکلی نیست، مهمان من.
خانمی که دست بچه اش را گرفته بود گفت توشیبا؟
راننده ایستاد خانم با بچه اش سوار شد. چک پولی به راننده داد و گفت سه نفر حساب کنید.
راننده گفت ممنون. بعضی از خانم ها بچه اندازه بچه شما دارند ولی اونو روی پاهاشون می نشونن می گن یک نفر حساب کنین.
خانم گفت والا با این هوای گرم نمی شه نفس کشید حالا کیپ هم بشینیم دیگه کلافه می شیم.
راننده بقیه پول را برگرداند. بچه خواست پول را از راننده بگیرد پول از دستش افتاد پایین.
راننده که حواسش پرت شد یک لحظه ترمز کرد صدایی از پشت ماشین آمد.
ماشینی از عقب به سپر تاکسی زده بود.
راننده ماشین را در جا خاموش کرد و سوئیچ را برداشت و پیاده شد.
خانمی که صندلی عقب نشسته بود گفت توی این گرما فقط تصادف کم داشتیم.
راننده نگاهی به سپر عقب انداخت، راننده ماشین پشتی هم پیاده شد و دیدند چیز خاصی نیست و رضایت دادند.
راننده سوار شد گفت بخیر گذشت چیزی نشده بود.
زن مسافر گفت الحمدالله. ترسیدم گفتم الان توی این گرما چقدر باید بشینیم.
راننده گفت تقصیر من بود، یهو ترمز کردم اون بنده خدا تقصیر نداشت
به راننده گفتم می تونم یک سوالی بپرسم؟ راننده گفت بفرمایید.
گفتم چرا ماشین را خاموش کردی و سوئیچ را برداشتی با خودت بردی؟
گفت داستان داره.
گفتم من دنبال آن داستان هستم
راننده گفت چرا ؟
گفتم اول شما داستان را بگو من هم می گویم چرا.
راننده خندید و گفت پارسال همین موقع زیر همین پل گاز یک لحظه حواسم نبود به پای یک عابر پیاده زدم یک جوان حدوداً ۱۷_ ۱۸ ساله.من هم دیدم چیزی نشده پیاده نشدم. جوان به طرف من آمد گفت داداش حداقل پیاده می شدی ببینی چیزی شده یا نه.
منم گفتم دارم می بینم چیزی نشده
اگه مشکلی پیش اومد در خدمتم.
جوان گفت تو حتی حاضر نشدی پیاده بشی و ببینی من چیزیم شده یا نه حالا می گی در خدمتی؟
گفتم الان فرمایش شما چیه، چیزی هم که نشده.
جوان گفت چیزی نشده ولی تو باید پیاده می شدی.
من هم گفتم حالا پیاده نشدم جریمه ام چقدره؟
جوان گفت جریمت اینه: یهو با چه سرعتی ماشین را خاموش کرد و سوئیچ را برداشت و در رفت.
من هم پیاده شدم به دنبالش دویدم آقا اون بدو من بدو لامصب مثل فرفره بود خسته شدم و دیگه ول کردم.
خانم که در صندلی عقب ماشین نشسته بود گفت به عقل جن هم نمی رسید چطور به ذهنش رسید سوئیچ را بر داره و فرار کنه ؟
راننده خندید و گفت من هم بعد از این مسئله خیلی فکر کردم اون چطور برای تنبیه من که پیاده نشدم به ذهنش رسید این کار را بکنه.
پرسیدم شما بعد چیکار کردی؟
راننده گفت هیچی ماشین را بکسل کردم بردم کلیدسازی سوئیچ درست کردم.
چقدر وقتم گرفته شد بماند. حالا از اون موقع عادت کردم هر وقت از ماشین می خواهم پیاده بشم اول سوئیچ را برمی دارم.
حالا شما بگو چرا پرسیدی داستان چیه.
گفتم پرسیدم که این داستان را بنویسم.
راننده با تعجب پرسید بنویسی؟
گفتم آره
پرسید چرا بنویسی؟
گفتم واسه یه عده بخوانند
راننده گفت این یک شغله؟
گفتم می تونه یه شغل باشه
راننده گفت حالا داستان مرا می نویسی به اسم خودت؟
خندیدم و گفتم نه می توانم بنویسم به اسم شما
گفت شما که اسم مرا نپرسیدی
گفتم خوب اسم شما چیه؟
گفت شهرام خرمی
گفتم باشد اسم شما را هم می نویسم. خندید و گفت قول مردانگی؟
گفتم قول مردانگی.
*کارگردان تاتر
نظر شما:
بیشترین کشتهشدگان تصادفات ۱۸ تا ۲۴ سالهاند
۵ مصدوم در برخورد شدید دو پراید
بیتوجهی پزشک پشت فرمان پراید، جان خود و ۲ نفر دیگر را گرفت
عکس/عملیات نجات آتش نشانان در جاده شهر صنعتی رشت؛ ۱۲ نفر در تصادف شدید اتوبوس و کامیون آسیب دیدند
اعضای بدن اصغر قلیزاده به ۳ بیمار زندگی بخشید