فقدان، برهان نیست

شَهران دریچه ای به شناسنامه هفت هزار ساله تاریخ یکجانشینی در گیلان


۱۴۰۳/۰۹/۱۳ - ۱۵:۰۴ | کد خبر: ۴۹۶۷۳ چاپ

محوطه باستانی شَهران، در غرب روستای شَهران از توابع بخش رحمت آباد و بلوکات شهرستان رودبار و در ۳۵ کیلومتری جنوب شهر رشت واقع شده است. شَهران در زمستان ۱۳۹۷ طی کاوشی نجات بخشی، به سرپرستی شهرام رامین کارشناس باستان شناس اداره کل میراث فرهنگی گیلان، شناسایی شد. علی رغم یافته های ارزشمند، محوطه باستانی شَهران، که باید همچون گوهری درخشان از آن مراقبت شود، امروزه به حال خود رها شده و در معرض تخریب ناشی از عوامل انسانی و طبیعی قرار گرفته است

شَهران دریچه ای به شناسنامه  هفت هزار ساله تاریخ یکجانشینی در گیلان
اختصاصی کلانشهر:  سجاد سمیعی دانشجوی دکتری باستان شناسی دانشگاه دولتی آنکارا-نیما فرید مجتهدی دکتری جغرافیا گیلان شناس- شاید مدت ها در ایران مطالعات پیرامون عصر سنگ، امری بطئی و کُند بوده که دلایل زیادی را می توان برای آن برشمرد که احتمالاً یکی از آن ها کثرت منابع باستانی-تاریخی این سرزمین باشد و شاید هم دلیل دیگر آن نمودِ عینی و البته جذابیت های بصری دیگر دوران های تاریخی نسبت به دوران عصر پارینه سنگی است که نکته بااهمیت آن ابزارهای سنگی پیش از کشف هرگونه فلزی بوده است.

ریتون ها و جام های زرین کجا و ابزارهای سادۀ سنگی کجا! فارغ از چندوچون این اتفاق خوشبختانه حداقل دو دهه است که  باستان شناسان به جد در تکاپوی بررسی، کاوش، شناخت و معرفی استقرارگاه های عصر سنگ هستند. شاید نقطه قوت این رویداد را بتوان در سال های اخیر دانست که شاهد چندین یافته و مطالعه ارزشمندِ  بوده ایم.

گُل سرسبد آن ها غارِ «وزمه» در استان کرمانشاه مربوط به عصر پارینه سنگی میانی، با کشف دندانی از یک کودک انسان نئاندرتال که اولین شواهد مستقیم حضور این گونۀ منقرض شده در ایران است و اخیراْ غارِ «قلعه کُرد» در آوجِ استان قزوین که اکنون با سابقه ای حدوداً ۴۵۰ هزار ساله و احتمالاً بیش از آن، باز هم با کشف دندان انسان نئاندرتال هیجان و ارزش عصر پارینه سنگی در ایران را بالا برده است.

یا خبرهایی چون اختلاط ژنتیکی انسان های خردمند با نئاندرتال ها در دوران پلیستوسنِ پَسین در زاگرس و دیگری قطب تجمع بودن فلات ایران برای انسان خردمند پس از خروج از آفریقا بوده است.

در گیلان اندک مطالعات صورت پذیرفته شامل چالش هایی لاینحل است. چالشی که در یک سوال همیشگی در زمینه تاریخ سکونت در مناطق پست جلگه ای گیلان است که بسیاری آن را به دوره های متاخیر تاریخی می دانند.

چالشی که حداقل در اندک منابع مکتوب و فرضیه ها و نظریه هایی موجود در کرانه جنوبی کاسپین و گیلان موجود است و مبتنی بر کمبودِ یافته های علمی عصر سنگ در کلیت مناطق شمالی چه کوهستان و چه جلگه و همچنین وفور آثار برخی از دوره های خاص مثل عصر آهن است.

این مسئله در همراهی شرایط جغرافیایی، آب وهوایی و اکولوژیکی گیلان را که ایجاد کننده و شرایط نامساعد زیستی، برای بسیاری دلیلی بر نبود سابقه سکونت کلان در این مناطق است.

عدم حضور انسان در عصر سنگ، به دلیلِ شرایط نامساعد جوی را دلیلی بر عدم حضور شرایط تمدنی در مناطق جلگه ای شمال دانسته اند. اشکال عمده ای که برای فرضیه همیشه وارد شده و می شود وارد کرد استناد آن بر یافته هایی است که اصلا وجود ندارد.

وقتی مطالعه ای نظام مند به ندرت در دوران پیش از تاریخ در منطقه صورت نپذیرفته و مستندنگاری منسجم انجام نشده است، ارائه فرضیه برمبنای فقدان، امری گمراه کننده است. یافته های تازه منتشر شده در مورد منطقه شَهرانِ رودبار از اولین نشانه های استقرار عصر نوسنگی در منطقه ای است که شرایط جلگه ای با آ ب وهوایی مرطوب و معتدل کاسپین را داراست.

مشکل کلی مطالعات باستان شناسی در گیلان و البته در ایران این است که بسیاری از مطالعات و البته نه همه آن ها، عمدتاً کاوش های نجات بخشی بوده اند که در نتیجه انجام پروژه های عمرانی دولتی و شخصی و یا د ر اثر غارت محوطه ها انجام شده و البته که بسیاری از محوطه هایی که مورد علاقه گنج یابان است محوطه های تدفینی و گورستان ها که به دلیل وجود گورها و همچنین اشیایی داخل آن بوده است و چون ابزارهای سنگی، عموماً برای این یابندگان گنج ها شناخته شده نیست و ایجاد انگیزه نمی کند، عموماً توجه به این موحوطه های استقراری عصر سنگ کمتر بوده است. همانطور که بیان شد بررسی های باستان شناختی هدفمند در گیلان کمتر اتفاق افتاده است.

با وجود اینکه در سال های اخیر بررسی های هدفمندی توسط دکتر فریدون بیگلری مسئول بخش پارینه سنگی موزه ملی ایران و کاوشگر غار دَربندِ رَشی در ارتفاعات گیلان انجام گرفته است هنوز تعداد این بررسی ها و کاوش های متعاقب آن، بسیار محدود است.

فقدان برهان نیست

پس از آخرین عصر یخبندان، با گرم تر شدن هوا و مساعد شدن شرایط زیست محیطی در خاورمیانه، نخستین شواهد کشاورزی و به طبع آن یکجانشینی در هلال حاصلخیز پدیدار شد.

برخلاف تصورات پیشین، جلگه گیلان و به طور کل جلگه جنوبی دریای کاسپین نیز یکی از مساعدترین مناطق برای مردمی بود که کشاورزی را آموخته و به زندگی یکجانشینی یا نیمه یکجانشینی روی آورده بودند. کشاورزی، چه در گذشته و چه امروز، به عواملی چون آب کافی، زمین حاصلخیز و سهولت استفاده از اراضی نیازمند است. همان طور که می دانیم، جلگه کاسپین از دیرباز منطقه ای مناسب برای کشاورزی به شمار می آمد.

با این حال، سال ها این تصور رایج بود که این جلگه محیطی نامناسب برای زندگی انسان در دوره نوسنگی بوده است.
این در حالی است که کاوش های باستان شناختی در بهشهر استان مازندران، که بیش از ۷۰ سال پیش انجام شد، آثاری از دوره های فراپارینه سنگی (پیش نوسنگی) و نوسنگی را آشکار کرد؛ دوره ای که انسان برای نخستین بار توانست حیوانات و گیاهان را اهلی کند و کشاورزی و دامداری پدید آمد. در دهه های بعد نیز کاوش های دیگری در شرق جلگه کاسپین محوطه های نوسنگی بیشتری را شناسایی کرد. با این وجود، در گیلان تا مدت ها هیچ نشانی از حضور انسان در این دوران یافت نمی شد. پاسخ رایج به این معما چنین بود: «شرایط زیست در این منطقه وجود نداشت».

در جلگه گیلان برای دوران پیش از نوسنگی که با نوسانات شدید آب و هوایی و نوسانات دریای کاسپی مواجه بودیم و با وجود نرخ رسوب گذاری بسیار زیاد دشت کاسپین تا حدودی قابل پذیرش است (تنها در جلگه جنوبی دریای کاسپی نه در کوهپایه و ارتفاعات البرز). اما درمورد کل سرزمین گیلان این پاسخ طنز گونه بسیار قابلِ تأمل است. چطور چنین نظریه ای برای سال ها تنها پاسخ موجود باقی ماند!؟ الله اعلم. اما امروزه، با کشف محوطه باستانی شَهران، می توان این باور قدیمی را کنار گذاشت و با اطمینان گفت که عدم شناخت ما از چیزی به معنای عدم وجود آن نیست.

محوطه باستانی شَهران، در غرب روستای شَهران از توابع بخش رحمت آباد و بلوکات شهرستان رودبار قرار دارد.

این محوطه در ۳۵ کیلومتری جنوب شهر رشت، ۶ کیلومتری شمال شرق شهر رستم آباد و در نزدیکی آزادراه رشت-قزوین واقع شده است. شَهران در زمستان ۱۳۹۷ طی کاوشی نجات بخشی، به سرپرستی شهرام رامین کارشناس باستان شناس اداره کل میراث فرهنگی گیلان، شناسایی شد.

یافته های حاصل از این کاوش، تصویری از یک روستای موقت را ارائه می دهد که ساکنانش در خانه های مدور زندگی می کردند.

این خانه ها، که بر روی یک رَج دو تا سه ردیفی از قلوه سنگ های رودخانه ای بنا شده بودند، دیوارهایی کاه گلی داشتند و برای استحکام بخشی آن از نی مرداب به صورتِ ضربدری یعنی آنچه که بعدها در معماری سنتی گیلان به نفار یا زگال تبدیل شد، استفاده می شد.


مردمان این روستا که چیزی حدود هفت هزار سال پیش در شَهران سکونت داشتند، معیشتی مبتنی بر کشاورزی، دامداری، شکار و صیادی داشتند.
ابزارهای سنگی متنوع و ظروف سفالی ساده و بدون تزئینات که برای پخت و پز و گذران موقت مردمان یک سکونتگاه موقت ساخته شده بودند  از شَهران کشف شده است.

این یافته ها، اطلاعات ارزشمندی از زندگی این مردمان برای تحلیل های باستان شناختی فراهم کرده اند. با این حال، این محوطه باستانی که به واسطه قرار گرفتن در جوار یک مجتمع استراحتگاهی و نزدیکی به آزادراه رشت-قزوین از موقعیت بالقوه ای برخوردار است، پس از گذشت شش سال از کاوش، به فراموشی سپرده شده است.

محوطه باستانی شَهران، که باید همچون گوهری درخشان از آن مراقبت شود، امروزه به حال خود رها شده و در معرض تخریب ناشی از عوامل انسانی و طبیعی قرار گرفته است. این محوطه، که شناسنامه ای هفت هزار ساله از تاریخ یکجانشینی در گیلان به شمار می رود، ظرفیت تبدیل شدن به یک سایت موزه را دارد. شَهران، نه تنها سندی از قدمت زندگی یکجانشینی در گیلان است، بلکه یادآوری می کند که فقدان، برهان نیست.

*عکس: برخی از یافته های شهران

 

پیش بینی وضعیت بارش ایران در سال ۲۰۲۶؛ تمرکز بر مناطق غرب و شمال غرب کشور
داستان های ناتمام ما و ال نینو
در بازدید از پژوهشکده گیلان شناسی؛
استاندار: تاریخ گیلان وارد کتب درسی می‌شود
ایران ۲ درجه از میانگین جهانی گرم تر شده؛ وقتی همه می دانند اما کاری نمی کنند
از قنات تا بحران اقلیم؛ ایرانِ گرم‌تر و کم‌تاب‌آورتر

نظر شما:

security code