راننده مرد جوانی بود. داد می زد رشت، رشت،دو نفر. کمی از ماشین دور شد و به طرف میدان آزادی تهران رفت و همچنان با صدای رشت دو نفر به دنبال مسافر چشم می چرخاند

اختصاصی کلانشهر: رضا حقی*- «ماشین نگاره» عنوان سلسله مطالبی است که در اتومبیل (ماشین) می گذرد و چهارشنبه هر هفته در کلانشهر منتشر می شود. (بیشتر بخوانید)
رشت می ری؟
آره
چند می گیری؟
۵۰۰ تومن
گفتم خیلی طول می کشه مسافر پر کنی؟
راننده گفت این ساعت شب که اتوبوس نیست، چند دقیقه بمونی دو نفر دیگه بیان، میریم.
گفتم باشه.
صندلی جلو ماشین نشستم.
راننده مرد جوانی بود. داد می زد رشت، رشت،دو نفر.
کمی از ماشین دور شد و به طرف میدان آزادی تهران رفت و همچنان با صدای رشت دو نفر به دنبال مسافر چشم می چرخاند.
از روبرو آقایی با خانمی چادری نزدیک ماشین آمدند و پرسیدند رشت می رید؟
گفتم بله
مرد پرسید راننده نیست؟
گفتم الان می آد، رفته اونور دنبال مسافر.
پیاده شدم راننده را صدا کردم. راننده پشت به ما بود برگشت، نگاهی به دو مسافر کرد و پرسید رشت؟ مرد گفت بله.
راننده گفت سوار شوید بریم.
مرد پرسید کرایه چقدر می شود؟
راننده گفت دو نفر یه میلیون
مرد رو به راننده گفت بی زحمت صندوق عقب را باز کنید وسایل را بگذاریم.
راننده کمک کرد و ساک و چمدان را داخل ماشین گذاشتند.
زن و مرد صندلی عقب ماشین نشستند.
راننده سوار شد و از آینه به آنها نگاه کرد و گفت من واسه اینکه خوابم نبره یکسره موسیقی می گذارم، اشکال نداره که؟
مرد گفت نه، به شرطی که موسیقی که ما دوست داریم رو هم بذاری.
راننده نگاهی کرد و گفت موسیقی من را اول بذارم یا شما را؟
مرد گفت اول شما
راننده گفت باشه، ضبط رو روشن کرد
از ضبط ماشین صدای خواننده ای بلند شد که به طور ریتمیک می خواند «خانم گل آی خانم گل، برام سخته تحمل»...
مرد گفت فکر می کنم این موسیقی مناسب این ایام نیست.
راننده گفت من که گفتم شما اول بذار .صدا را کم کرد و مرد فلشی به راننده داد و گفت بفرمایید.
راننده فلش رو گذاشت و صدا را بلند کرد مداح می گفت گریه نکن، گریه نکن، صدای گریه ها زیاد شده بود، بعد مداح گفت اگه می خوای گریه کنی مثل بچه ها گریه کن، بعد همه بیشتر گریه می کردند.
راننده نگاهی به من کرد و بعد نگاهی از آینه به مرد و زن کرد و گفت یعنی از تهران تا رشت ما فقط گریه کنیم؟
مرد گفت نصف راه به سلیقه شما و نصف راه به سلیقه ما، اینجوری خوبه؟
راننده مکثی کرد مرا نگاه کرد و گفت شما نظرت چیه می تونی این رو گوش کنی؟
گفتم می خواهید یه کار دیگه بکنید
راننده گفت چه کار؟
گفتم نه موسیقی شما و نه مداحی آقا، بیایید رادیو گوش کنیم، خوبه.
راننده گفت من موافقم. بعد رو کرد به صندلی عقب ماشین و پرسید شما هم موافقید؟
مرد گفت آره، رادیو گوش می دهیم بهتره.
راننده از من پرسید شما هم که خودت پیشنهاد دادی حتما موافقی.
گفتم مهم اینه که شما موافق باشید. من می خواهم بخوابم.
*کارگردان تاتر
نظر شما:
درویشرضا منظمی، نوازنده و مدرس پیشکسوت کمانچه درگذشت