مرد جوان رو به راننده کرد و گفت توی رشت همه اینجوری اسم خیابون ها رو می گن؟راننده پرسید چطوری می گن مگه؟مرد جوان گفت عوض اینکه بگن سر تختی، می گویند دهنه تختی. درست نیست. دهنه تختی چیه آخه.

اختصاصی کلانشهر: رضا حقی*- «ماشین نگاره» عنوان سلسله مطالبی است که در اتومبیل (ماشین) می گذرد و چهارشنبه هر هفته در کلانشهر منتشر می شود. (بیشتر بخوانید)
زیر باران در خیابان راه می رفتم. مردی با چتر کنار من ایستاده بود به تاکسی گفت دهنه تختی؟
تاکسی ایستاد. من هم که شدت باران را دیدم سوار تاکسی شدم.
مرد که چتر در دست داشت صندلی جلوی ماشین نشست و من در کنار جوانی که صندلی عقب ماشین نشسته بود، نشستم.
مرد جوان رو به راننده کرد و گفت توی رشت همه اینجوری اسم خیابون ها رو می گن؟
راننده پرسید چطوری می گن مگه ؟
مرد جوان گفت عوض اینکه بگن سر تختی، می گویند دهنه تختی. درست نیست. دهنه تختی چیه آخه.
راننده گفت منظور «دهانه» تختی است به زبان گیلکی می گوییم «دهنه».
مردی که صندلی جلوی ماشین نشسته بود گفت، ما بد می گیم یا شما در تهران بدجور می گویید؟
جوان با تعجب پرسید مگر ما در تهران چه جوری می گیم؟
مرد گفت من یک هفته خواهرم در بیمارستان امام خمینی تهران بستری بود خانه برادرزاده ام آریاشهر است. آن یک هفته را آنجا بودم.
ازش پرسیدم چه جوری بروم بیمارستان امام خمینی؟
گفت این طرف میدان به طرف ستارخان وایستا بگو سر باقرخان، سر باقرخان پیاده شدی بگو ته باقرخان، ته باقر خان پیاده شدی بیمارستان معلومه.
من چون خجالت می کشیدم. هر روز، سرِ باقرخان که می رسیدم، می گفتم همین جا پیاده می شوم.
کل خیابان باقرخان را پیاده می رفتم تا به تاکسی ها نگویم ته باقرخان!
این چه جور حرف زدنه آخه، سر ستارخان، ته باقر خان!
مرد جوان خندید و گفت به شما نمی آد آنقدر خجالتی باشید، به نظرم سر تختی بگویم بهتر است تا بگویم دهنه تختی.
گفتم خیلی دوست داشتم ادامه صحبت شما را بشنوم. ولی این مغازه کار دارم. باران هم هست، من پیاده می شوم.
*کارگردان تاتر
نظر شما: