خانم جوان گفت همین نان و برنجی که اکثراً می خوریم، چون مصرف گوشت و مرغ و ماهی به علت گران بودن کمتر است مردم بیشتر نان و برنج که ارزان تر است می خورند که یکی از علت های چاقی است

توشیبا؟
راننده ایستاد. انگار خوب نشنیده بود.
گفتم توشیبا؟
گفت تا امام حسین می روم، بفرما.
صندلی عقب ماشین، کنار خانم سالمندی نشستم.
راننده در حال صحبت با خانم جوانی بود که در صندلی جلوی ماشین نشسته بود.
خانم جوان گفت همه کسانی که چاق هستند به علت پُرخوری نیست، علت های دیگری هم دارند.
راننده گفت بله، ولی من نمی دانم مردم توی این گرانی چطور این همه به شکم خودشون می رسند.
خانم جوان پرسید از کجا می دانید که اینطور می گویید؟
خانمی که صندلی عقب ماشین نشسته بود گفت مگه نشنیدید اعلام کردند مردم استان گیلان جز چاق ترین استان های کشور هستند؟ خب به شکم خودشون می رسند دیگه، ماشاالله وضعشون خوبه.
راننده گفت والا من که بازنشسته هستم و الان دارم روی ماشین یه نفر دیگر کار می کنم، سالی یکی دو بار می تونم گوشت بخرم.
گفتم به شما نمی آید بازنشسته شده باشید.
راننده گفت: شاگرد مغازه آهنگری بودم به علت سختی کار با ۲۳ سال سابقه و دو سال دوران سربازی بازنشسته شدم، الان برای کمک خرجی روی ماشین مردم کار می کنم. نگاه به قیافه من نکنید دیسک کمر دارم.
خانمی که در صندلی عقب نشسته بود گفت اکثراً همینطوری هستیم. کی الان دیگه می تونه هر وقت دلش خواست گوشت بخوره. ما هم اکثراً «پشم باقالا» می خوریم.
دختر جوان پرسید پشم باقلا چیه؟
گفتم منظور ایشون سویا هست.
دختر جوان پرسید چرا بهش می گویند پشم باقالا؟
گفتم چون غلاف آن شبیه غلاف باقلا هست و حالت کرکی داره به زبان گیلکی بهش پشم باقالا می گویند.
راننده خندید و گفت راست می گه این خواهر ما.
بچه های منم هر موقع گیر گوشت می دن من پشم باقالا می خرم می گویم این سالم تره ، گوشت باعث نقرس می شود، پشم باقالا بخورید نقرس نگیرید، من که دیسک کمر دارم دیگه طاقت نقرس را ندارم، سویا بخوریم بهتره.
خانم جوان گفت علت چاقی مردم ما هم بیشتر به خاطر مصرف بالای کربوهیدرات هست.
راننده گفت اینکه گفتی یعنی چی؟
خانم جوان گفت همین نان و برنجی که اکثراً می خوریم، چون مصرف گوشت و مرغ و ماهی به علت گران بودن کمتر است مردم بیشتر نان و برنج که ارزان تر است می خورند که یکی از علت های چاقی است.
راننده گفت جان هر کس رو که دوست داری این رو جای دیگه نگو، الان دولت متوجه می شه می گه به خاطر اینکه مردم چاق نشوند نان را گران کنیم. همه خندیدیم.
صدای پیامک تلفنم آمد. نگاه کردم؛ دوستم نوشته بود کیفت را مغازه ام جا گذاشتی.
به راننده گفتم آقا ممنون من پیاده می شوم.
راننده گفت مگه توشیبا نمی رفتی
گفتم کیفم را جا گذاشتم، باید برگردم.
*کارگردان تاتر
نظر شما:
سیانان: سنتکام برای مقابله با مقاومت ایران ایده کم آورد
بهترین برند دستگیره هوشمند از نظر طراحی، دوام و کیفیت ساخت بدنه
۱۱ قابلیت مخفی اپل واچ که بعد از دیدنش شوکه میشی
تیغ اره صابونی؛ ابزاری که اکثر خریداران اشتباه انتخاب می کنند راهنمای کامل خرید، قیمت و کاربرد
کلید روی در ماند، جهیزیه دختر به سرقت رفت/ پایان کار باند سارقان با یک آگهی در فضای مجازی
نقش چاقی در بیماریهای قلبی، کلیوی و متابولیک