وقتی معوقات کادر درمان سر به فلک می کشد اما پزشک و پرستار «آدم بَده» ماجرا می شود

من یک پرستارم و ۱۰۰ میلیون تومان از علوم پزشکی گیلان طلب دارم


۱۴۰۳/۱۲/۱۹ - ۱۷:۱۶ | کد خبر: ۵۲۰۹۰ چاپ

یکی از پرستاران شاغل در غرب گیلان که در حال آماده شدن برای مهاجرت به آمریکا است هم به کلانشهر گفت: سطح درآمد پرستاری و پزشکی در ایران با هیچ جای دنیا قابل مقایسه نیست. مردم درآمد بالای گروه اندکی از پزشکان متخصص و فوق تخصص در کشور را می بینند و تصور می کنند کل کادردرمان ماهانه چند ده میلیون درآمد دارند. در حالی که ابدا اینگونه نیست.

این پرستار با ذکر مثالی توضیح می دهد: مثلا یک پرستار مجرد در ایران با ۱۸۰ ساعت کار،۱۲میلیون و ۹۰۰هزار تومان حقوق دریافت می کند و با حق عائله مندی این رقم به ۱۴ میلیون تومان می رسد. وضعیت اقتصادی کشور و تورم افسارگسیخته هم که قابل کتمان نیست. اما مثلا یک پرستار در انگلستان با ۱۶۰ ساعت کار ۳۵۰۰ دلار (با ارزش فعلی پول ایران بیش از ۳۰۰میلیون تومان در ماه) و در آمریکا بین ۵ تا ۶ هزار دلار حقوق می گیرد که بیش از ۵۰۰ میلیون تومان در ماه است.

من یک پرستارم و ۱۰۰ میلیون تومان از علوم پزشکی گیلان طلب دارم
اختصاصی کلانشهر:فاطمه صابری- معوقات در زیرمجموعه بهداشت و درمان موضوع تازه ای نیست و احتمالا این وزارتخانه از معدود ارگان های دولتی با حجم بالای بدهی به پرسنل رسمی خود است. علوم پزشکی گیلان شاید ضعیف ترین نمونه در کشور نباشد، اما یکی از بدهکارترین ارگانها نسبت به پرسنلش است.

پزشکان عمومی و پرستاران شاغل در بیمارستانهای دولتی،به طور کلی و با توجه به سابقه کاری شان بین ۱۴ تا ۱۷ میلیون تومان در ماه حقوق ثابت دریافت می کنند. طبق قانون، برای جبران بخشی از کمبودها و فشار کاری روی این قشر، مبلغی هم تحت عنوان «کارانه» برایشان در نظر گرفته می شود که در اکثر مراکز رقمی بین ۸ تا ۱۵ میلیون تومان است؛ یعنی تقریبا مساوی با اصل حقوق.  مشکل اما از همینجا آغاز می شود. چون «کارانه» هرگز به موقع به حساب پرستاران و پزشکان بیمارستانهای دولتی واریز نمی شود.

 

شاهد این ادعا وضعیت پرداخت بسیار نامناسب کارانه پزشکان عمومی و پرستاران در گیلان است:کارانه پزشکان شاغل در بیمارستانهای دولتی گیلان حدود یک سال معوقه دارد و پرستاران این مراکز هم،کارانه ی  تا مرداد ۱۴۰۳ خود را دریافت کرده اند.

 

فارغ از کارانه، علوم پزشکی گیلان حق الزحمه اضافه کار اجباری پرستاران را هم از آبان ماه به صورت کامل پرداخت نکرده است. اضافه کاری ای که با توجه به کمبود شدید نیرو، گاهی به ۱۵۰ ساعت در ماه هم می رسد.

 

یکی از پرستاران شاغل در شرق گیلان با تایید وضعیت نامناسب پرداختی ها به کلانشهر می گوید: من و همسرم هردو پرستار هستیم اما با توجه به اضافه کاری اجباری، فرصت کافی برای زندگی کردن کنار همدیگر را نداریم! علاوه بر آن، من و همسرم مجموعا ۱۵۰ تا ۲۰۰ میلیون تومان از علوم پزشکی گیلان طلب داریم که مشخص نیست چه زمانی تسویه می شود.

 

پرستار دیگری هم که در بیمارستان پورسینای رشت مشغول کار است به کلانشهر گفت: اواسط اسفندماه، حدود ۱۰ میلیون تومان از کارانه مردادماه برایم واریز شد اما دور از واقعیت نیست اگر بگوییم ارزش این پول از مرداد تا اسفند نصف شده است.

 

این پرستار ادامه داد: آزاردهنده ترین موضوع این است که پرداخت کارانه هیچ نظمی ندارد و معمولا وعده های ریاست علوم پزشکی برای پرداخت به موقع کارانه ها محقق نمی شود. حتی امکان دارد ماهها هیچ کارانه ای پرداخت نشود.

 

از حقوق ۱۲میلیونی پرستاران در ایران تا درآمد ۶ هزار دلاری در آمریکا

 

یکی از پرستاران شاغل در غرب گیلان که در حال آماده شدن برای مهاجرت به آمریکا است هم به کلانشهر گفت: سطح درآمد پرستاری و پزشکی در ایران با هیچ جای دنیا قابل مقایسه نیست. مردم درآمد بالای گروه اندکی از پزشکان متخصص و فوق تخصص در کشور را می بینند و تصور می کنند کل کادردرمان ماهانه چند ده میلیون درآمد دارند. در حالی که ابدا اینگونه نیست.

این پرستار با ذکر مثالی توضیح می دهد: مثلا یک پرستار مجرد در ایران با ۱۸۰ ساعت کار،۱۲میلیون و ۹۰۰هزار تومان و با حق عائله مندی این رقم به ۱۴ میلیون تومان می رسد. وضعیت اقتصادی کشور و تورم افسارگسیخته هم که قابل کتمان نیست. اما مثلا یک پرستار در انگلستان با ۱۶۰ ساعت کار ۳۵۰۰ دلار (با ارزش فعلی پول ایران بیش از ۳۰۰میلیون تومان در ماه) و در آمریکا بین ۵ تا ۶ هزار دلار حقوق می گیرد که بیش از ۵۰۰ میلیون تومان در ماه است.

این پرستار با اشاره به مهاجرت شمار زیادی از پرستاران ایران طی سال های اخیر به کشورهای حاشیه خلیج فارس ادامه داد:مثلا همکاران ما که به کشور کوچک عمان هم مهاجرت کرده اند در طول ماه دست کم ۵۵۰ ریال عمان که حدودا معادل ۱۳۰ میلیون تومان ایران است، درآمد دارند.

او توضیح داد:قطعا هزینه های زندگی در کشورهای خارجی هم متفاوت است اما چیزی که بدون واسطه از همکاران مهاجرت کرده می شنویم این است که وضعیت اقتصادی در آن کشورها ثبات بالایی دارد و همچنین فشار روانی و جسمی معقولی را احساس می کنند و هرگز مجبور به انجام مواردی مانند اضافه کار اجباری نیستند.

آیا واقعا پرستاران و پزشکان «آدم بده» ماجرا هستند؟

پرستار دیگری هم که در بخش اورژانس یکی از بیمارستان های رشت مشغول فعالیت است به کلانشهر می گوید: متاسفانه مردم تصوری از فشار کاری و ذهنی ناشی از کمبود نیروی پرستاری ندارند. علاوه بر آن کمبود امکانات هم به مشکلات ما اضافه می شود.

او توضیح می دهد: بیماران و همراهان مریض هم طبیعتا نگرانند و در شرایط روحی خاصی هستند اما ما تمام تلاش مان را می کنیم و مقصر کاهش کیفیت خدمات درمانی و معطل شدن آن ها در بیمارستان نیستیم.

او خطاب به مردم می گوید:باور کنید ما «آدم بده» نیستیم و با توجه به امکانات و شرایط خاص نهایت تلاشمان را برای خدمات مناسب انجام می دهیم اما وزارت بهداشت و درمان،علوم پزشکی و مسئولین بیمارستان باید پاسخگوی وضعیت نامناسب باشند.

 

قسم پزشکی خوردیم، اما قسم نخوردیم مجانی کار کنیم

 

پزشک عمومی شاغل در اورژانس یکی از بیمارستان های استان هم با اشاره به وضعیت نامطلوب شغلی اش به کلانشهر می گوید: ما قسم پزشکی خوردیم و حتی وقتی در یک شیفت ۱۵۰ بیمار را ویزیت می کنیم تمام تلاش مان این است که با توجه به دانش و امکانات، مشکل بیماران را حل کنیم؛اما تامین نیازهای مالی دلیل مهم تمام افرادی است که در طی شبانه روز مشغول کار هستند. اما آیا با ۱۴ میلیون تومان حقوق ثابت می توان زندگی کرد؟ او ادامه داد: بیمارستان هم نسبت به ما تعهداتی دارد. درست است که ما سوگند پزشکی خوردیم اما قسم نخوردیم مجانی کار کنیم.

 

چرا تهران می تواند و گیلان نه؟

 

مقایسه علوم پزشکی گیلان با بقیه استان ها در زمینه پرداخت معوقات بیانگر این است که علوم پزشکی گیلان ضعیف ترین نیست اما شرایط نامطلوبی در پرداخت ها دارد.

دکتر محمدتقی آشوبی رئیس دانشگاه علوم پزشکی گیلان بارها نسبت به عدم پرداخت مطالبات علوم پزشکی گیلان توسط شرکت های بیمه انتقاد کرده و تسویه بدهی با پرسنل را مشروط به همکاری بیمه های تامین اجتماعی و خدمات درمانی می داند.

اما سوال اینجاست که چگونه در برخی استان ها مانند تهران، معوقات اکثر پرسنل یا پرداخت شده و یا حدود ۳ ماه تاخیر دارد اما پرستاران شاغل در بیمارستانهای دولتی گیلان به طور میانگین ۸ تا ۱۲ ماه باید برای دریافتِ طلبشان منتظر بمانند؟

آیا علوم پزشکی در این استان ها از منبع دیگری مطالبات پرسنل خود را پرداخت می کند یا شرکت های بیمه گر خوش قول تر هستند؟

 هردلیلی که دارد، سوال این است که چرا علوم پزشکی گیلان در انجام این مهم ناتوان است؟ تاخیر بالا و در عین حال واکنش نشان ندادن علوم پزشکی گیلان به انتقادات گسترده، این گمانه زنی را در ذهن پرسنلِ منتقد، تقویت می کند که مدیریت ارشد علوم پزشکی، اداره پرستاری و معاونت توسعه و مدیریت اهمیتی به «پرداخت مطالبات» و نه «زیاده خواهی» پرسنلی که برای دقیقه به دقیقه آن وجوه زحمت کشیده اند، نمی دهند.

سوال پرستاران شاغل در مراکز دولتی گیلان این است: آیا حجم بالای مهاجرت، تغییر شغل و نارضایتی عمیق پرستاران نسبت به شرایط کاری شان برای مدیران اجرایی کشور و استان واقعا قابل مشاهده نیست؟ اگر هست، چرا تلاشی برای جلب رضایت حداقلی پرسنل تحت قراردادشان انجام نمی دهند؟