قابل توجه خانواده ها و سرویس های مدارس که خیابان ها را بند می آورند

گروه‌های گَنگِستری در کمین فرزندانتان نیستند؛ کمی به حقوق دیگران احترام بگذارید


۱۴۰۴/۰۱/۲۵ - ۱۵:۱۷ | کد خبر: ۵۲۹۱۱ چاپ

خانواده ها به هر دلیلی احساس ناامنی می کنند، حداقل، هزینه حمایت افراطی از فرزندانشان را هم خود تقبل کنند و جامعه را مجبور نکنند با متدهای نادرست آن ها خود را تطبیق دهد.
کمترین کاری که می توانند انجام دهند این است که اتومبیل هایشان را کمی دورتر پارک کنند و خودشان مقابل مدرسه حضور پیدا کرده و دست فرزندانشان را بگیرند و به خودرو برسند. حال که اغلب، این کار را انجام نمی دهند آیا پلیس راهنمایی و رانندگی نباید آنها را وادار به این کار کند؟

گروه‌های گَنگِستری در کمین فرزندانتان نیستند؛ کمی به حقوق دیگران احترام بگذارید
اختصاصی کلانشهر: اغلب مدارس ایران بویژه غیرانتفاعی ها، جانمایی درستی ندارند. طی سال های گذشته متقاضیان، بی توجه به وضعیت خیابان، محله و منطقه موفق به دریافت مجوز تاسیس مدارس در وسط یک خیابان باریک و پرفت و آمد، محله ای قدیمی و یا کوچه ای مسکونی شده اند.

بماند که اغلب این مدارس نه تنها هیچ تناسبی با استانداردهای جهانی برای یک محیط آموزشی ویژه کودک و نوجوانان ندارد که پارامترهای داخلی هم درباره شان رعایت نشده است. بحث ما اما نه چند و چون صدور مجوز مدارس در هر کوی و برزن و تبعات ناشی از آن برای کودکان و سرو صداهای ناگزیر برای همسایگان نیست. موضوع بحث، رفتار برخی والدین و رانندگان سرویس مدارس است که برای سوار و پیاده کردن دانش آموزان دقیقا مقابل درِ ورودی مدرسه توقف می کنند. آن ها بی توجه به وضعیت خیابان و دهها نفری که باید هنگام صبح، ظهر و عصر از آن محدوده استفاده کنند باعث راهبندان می شوند. رفتار برخی از آن ها به گونه ای است که گویا در شهری با دهها گروه گَنگِستری زندگی می کنند و اگر ثانیه ای تعلل کنند و فرزندشان فقط چند قدم در پیاده راه منتهی به مدرسه قدم بزند، ممکن است ربوده شود!

می توان این نقد را به پدرو مادران اغلب جوان وارد دانست که چرا کودکانشان به شدت وابسته به پدرومادر بار می آیند و قادر نیستند به تنهایی ۵۰متر آنطرفتر از مدرسه بروند و خودرو والدینشان یا سرویس مدرسه را پیدا کنند؟ چرا این خانواده ها قادر نیستند بین نقش حمایتی خانواده با مسئولیت های فردی کودک و نوجوان توازن برقرار کنند؟

این کودکان برعکس دانش آموزان نسل های گذشته و اغلب کشورها، قادر به انجام ابتدایی ترین فعالیت ها بدون تکیه بر اطرافیانشان نیستند. موضوعی که قطعا در آینده ای نزدیک برای آنها و خانواده ها به چالشی پردردسر تبدیل می شود. با این حال خانواده ها به هر دلیلی احساس ناامنی می کنند، حداقل، هزینه حمایت افراطی از فرزندانشان را هم خود تقبل کنند و جامعه را مجبور نکنند با متدهای نادرست آن ها خود را تطبیق دهد.
کمترین کاری که می توانند انجام دهند این است که اتومبیل هایشان را کمی دورتر پارک کنند و خودشان مقابل مدرسه حضور پیدا کرده و دست فرزندانشان را بگیرند و به خودرو برسند. حال که اغلب، این کار را انجام نمی دهند آیا پلیس راهنمایی و رانندگی نباید آنها را وادار به این کار کند؟
چون این قبیل پدرو مادران و رانندگان سرویس مدارس در طی ۹ماه سال تحصیلی، دقایقی با خود به حقوق دیگر شهروندان فکر نمی کنند.

در حالی که مشخص نیست چرا تصور می کنند که همه شهر باید سه چهار بار در روز با رفتارهای خلاف قانون آن ها مدارا کنند. چرا خود یا رانندگان سرویس مدارس حاضر نیستند چند قدمی پیاده روی کرده و اتومبیل شان را کمی دورتر از مدرسه پارک کرده و دانش آموزان را به مدرسه برسانند؟
مسئولیت اجتماعی و توجه به حقوق کودکان و نوجوانان این سرزمین جای خود؛ اما رویه شدن رفتار خلاف قانون و غیراخلاقی برخی والدین که تصور می کنند به صرف حضور فرزندانشان در مدرسه دیگر افراد جامعه باید خود را با آنها تطبیق دهند بدون آنکه خودشان حاضر به تحمل دشواری در حد چند قدم پیاده روی باشند، مدتهاست باعث اعتراض شمار زیادی از شهروندان شده که ناچارند برای حضور در محل کار و زندگی روزمره شان از خیابانهایی عبور کنند که درآنها مدرسه وجود دارد.
مدارسی که قرار است جایی برای آموزش درست کودکان باشد اما اغلب خروج و ورودشان با تضیع حقوق دیگر شهروندان کشور همراه است.