کشاورزان می گویند به دلیل وضعیت اقتصادی نامطلوب سال های اخیر و کاهش شدید درآمد، زیستشان مانند پلنگها در معرض خطر قرار دارد. تنها دارایی کشاورزان، زمین های متراژ پایین برای کشت برنج مصرف سالیانه و یا باغ سبزی و صیفی جات و نهال درختان صنعتی است که قرار است با چند سال مراقبت، تبدیل به درخت شود و باری از دوش خانواده بردارد. اما همه با یک حمله کوتاه گراز نابود می شود و پاسخ ارگانهای مسئول به این افراد هم لزوم حمایت از گونه های در خطر انقراض حیات وحش و مسئولیت اجتماعی است

خوک های وحشی از آستارا تا رودبار از رودسر تا شفت، به دفعات باعث آزار ساکنان حاشیه مناطق جنگلی شده اند.
آن ها در فقدان اقدام عملی اداره محیط زیست برای کنترل جمعیت این گونه، با حمله به محل زندگی کشاورزان، باغ و شالیزارِ آنها را ویران می کنند و در مواردی هم جان ساکنانی که ممکن است با این حیوان غول پیکر مواجه شود به خطر می افتد.
۱۲ قلاده پلنگ جنگل های گیلان به شکارِ چند خوک نیاز دارد؟
اداره کل محیط زیست و اداره های محیط زیست شهرستان های مختلف گیلان با بهانه حمایت از گونه هایی مانند پلنگ در جنگل های هیرکانی، اقدامی برای کنترل جمعیت گرازها نمی کنند و عملا به نام حمایت از پلنگ که گونه در حال انقراض است، معیشت و امنیت غذایی شماری از ساکنان گیلان را هم به خطر انداخته اند.
طبق اعلام سازمان حفاظت محیط زیست در خوشبینانه ترین حالت ۱۲ قلاده پلنگ در مساحت ۵۶۴ هزارهکتاری جنگل های گیلان ثبت و شناسایی شده است.
با فرض درست بودن این رقم، زندگی چه تعداد گراز برای آنکه شکار احتمالی پلنگ ها شوند در جنگل ها منطقی است؟
آیا در اکوسیستم جنگل های گیلان فقط پلنگ، خرس و مرال در معرض انقراض قرار گرفته اند و گونه هایی گیاهی و جانوری که باید خوراک حیوان غول پیکری مانند گراز باشد به وفور یافت می شود؟ اگر اینگونه است چرا این خوک ها برای تامین غذای خود به طور متوالی از جنگل ها خارج و به باغ و شالیزار کشاورزان در حاشیه مناطق جنگلی دستبرد می زنند و حاصل ماهها زحمت و خورد و خوراک آنها را نابود می کنند؟
دو میلیون خسارت برای شکار گراز
از آنجایی که گوشت گراز در دین اسلام حرام است، شکار آن هم ممنوع شده و اگر کشاورزی هم به خاطر حفاظت از اندک داشته های خود یک گراز را از بین ببرد به اسم از بین بردن یگ گونه حیات وحش، با جریمه حدود دو میلیون تومانی مواجه می شود.
این در حالی است که افزایش قابل توجه جمعیت خوک ها در گیلان عملا آنها را به یک آفتِ سنگین وزن در صدهها روستا تبدیل کرده است.
کارشناسان محیط زیست گیلان با یک بررسی می توانند دریابند که سالانه چند دَه گراز با هجوم به پایین دست و تجاوز به حریم خانه، باغات و شالیزارهای کشاورزان گیلانی، خسارات هنگفتی را به آنها وارد می کنند.
البته که قصد این مطلب زیر سوال بردن دغدغه های محیط زیستی نیست و حفظ گونه های در حال انقراض هم قطعا مهم است.سوال خسارت دیده گان این است که چرا باید صرفا بارِ این مهم به دوش یکی از آسیب پذیرترین اقشار جامعه یعنی کشاورزان خُرده پا باشد.
معیشت کشاورزان گیلان هم خط قرمزی است
کشاورزانی که می گویند به دلیل وضعیت اقتصادی نامطلوب سال های اخیر و کاهش شدید درآمد، زیستشان مانند همان پلنگها در معرض خطر قرار دارد. تنها دارایی کشاورزان، زمین های متراژ پایین برای کشت برنج مصرف سالیانه و یا باغ سبزی و صیفی جات و نهال درختان صنعتی است که قرار است با چند سال مراقبت، تبدیل به درخت شود و باری از دوش خانواده بردارد. اما همه با یک حمله کوتاه گراز نابود می شود و پاسخ ارگانهای مسئول به این افراد هم لزوم حمایت از گونه های در خطر انقراض حیات وحش و مسئولیت اجتماعی است.
بیمه هایی که قرار نیست به کشاورز خسارت بدهند
گاهی هم ارگانهای مسئول به کشاورزان پیشنهاد بیمه محصولات کشاورزی را می دهند.هر کدام از کشاورزانی که با بحث پرداخت خسارتهای آشکاری مانند بارندگی شدید، خشکسالی و آفت طی سال های اخیر مواجه بوده اند به دلیل دریافت مبلغ اندک بابت خسارتهای کلان، امیدی بابت پرداخت خسارت ناشی از حملات حیوانات وحشی به زمین شان ندارند.این کشاورزان می گویند در روستاهایشان با دامدارانی مواجه بوده اند که بعد از مدتها دوندگی، میزان وجه پرداخت شده به آنها بابت شکار شدن گاو و گوسفندهایشان به دست پلنگ و خرس در بهترین حالت، نصف قیمت دام بوده. دام هایی که در موارد متعدد، تنها دارایی خانواده های کم درآمد است و از فرآورده هایشان برای گذران زندگی شان استفاده می کردند. آیا خانواده ای که تنها گاو شیرده اش را خوراک پلنگ می بیند و در مقابل ارگان هایی که قرار است با فرهنگ سازی و تشویق آن ها، محیط امنی را برای گونه های در حال انقراض فراهم کنند، می توانند امیدوار باشند با چنین بدقولی هایی در زمینه پرداخت وجوه خسارت، در آینده ای نه چندان دور همان مالباخته از پلنگ انتقام نگیرد؟ آیا مسئولیت اجتماعی تنها متوجه کشاورزان و دامداران است و متولیان امراز قبیل محیط زیست، شرکتهای بیمه و جهاد کشاورزی و منابع طبیعی و... در قبال حفاظت از حیات وحش، مسئولیتی ندارند؟
محصول کشاورزان، زیر سُم حیوانات وحشی
چگونه محیط زیست و دیگر ارگان های مسئول انتظار دارند کشاورزی که مصرف سالانه برنج، سبزی و صیفی و... خانواده اش را زیر سُم گراز غول پیکر از دست رفته می بیند، دلش برای اکوسیستم بسوزد و در مواجهه دوباره با چنین خسارتی، خود دست به شکار این حیوان نزند؟
در چرخه مدنظر ارگان های مسئول، امنیت جانی، مالی و غذایی کشاورزان حاشیه جنگل در کجا قرار دارد؟
حق زندگی عادی خانواده های روستایی در گیلان
آیا این نهادها می توانند به خانواده هایی که نسل اندر نسل در جوار جنگل زندگی کرده اند بگویند که حق زیستن در این زمین ها را ندارید؟
اگر تعدادی از گونه های حیات وحش در معرض انقراض قرار گرفته اند قطعا موضوعی تَک عاملی نیست و به دلایل مختلفی بستگی دارد. از شکار تا تغییرات اقلیمی و گاهی ناگزیر بودن چرخه طبیعی که در تمام ادوار تاریخ و زندگی روی کره خاکی وجود داشته است. طی هزاران سال گونه های مختلفی از بین رفته اند و جانواران دیگری باقی مانده و یا جایگزین آنها شده اند.
دور کردن حیوانات وحشی از روستاها
شماری از خسارت دیدگان سال های اخیر معتقدند زمان آن فرا رسیده که محیط زیست از بی تفاوتی نسبت به گذران زندگی جوامع محلی و وضعیتی که گرازها برای زندگی شماری از مردم گیلان ایجاد کرده اند و ژست راحت طلبانه حمایت از گونه های در معرض انقراض دست بردارد.آنها می گویند اداره محیط زیست یا باید نسبت به کنترل جمعیت گونه های مورد بحث اقدام کند و یا زمینه استفاده از روش هایی که برای این قبیل حیوانات دافعه دارد را فراهم سازد.
اشاره این افراد به تعبیه دستگاههایی است که با عنوان فراری دهنده پلنگ، گراز، خرس و...در مناطق جنگلی نقاط مختلف جهان استفاده می شود. این دستگاهها از طریق تولید صدای بلند و یا انتشار بوهای نامطبوع برای این قبیل حیوانات، باعث ترساندن و فراری دادن آن ها به سمت جنگل می شود.
به نظر می رسد برای جلوگیری از ادامه خسارت به معیشت شماری از مردم گیلان، اداره محیط زیست و دیگر ارگان های مسئول طی همین روزها که شروع کِشت و کار در گیلان است باید دست به اقدامات عملی بزنند و صرفا شاهد از دست رفتن داشته های اندک کشاورزان گیلانی به دست حیواناتی مانند گراز نباشند.
نظر شما:
از چین باستان تا گیلان؛ کِشت رقم کمیاب برنج سیاه در تولم شهر صومعه سرا