در انبوه وجود این همه دستگاه های متولی، ویرانگی دشت دریاسر تاسف برانگیز است. از مقامات صاحب مسئولیت اگر بگذریم، سهم سمن ها و حتی مردم منطقه چگونه است؟ سهم ما تنها کرایه خانه، پارکینگ و فروش محصولات محلی است. این بی عملی از مردم بومی که زمانی توصیف دریاسَر رویای بهشت زمینی شان بود جای تعجب دارد. این حجم انفعال. حتی اگر با دیدگاه اقتصادی هم به قضیه نگاه کنیم و ارزش های میراثی آن را در نظر نگیریم، باز داستان این روزهای دریاسر، پروژه باخت باخت است. اقتصاد بدون پایداری و بیابانی که بعدها نصیب خواهد شد.

«ما»، یعنی همه، من تو، ما. چه در این وَر خط چه در آن وَر خط. صحبت از یک منطقه زیبای طبیعی است که حداقل از نظر دیدگاه نگارنده این سطور می توان آن را یکی از چشم اندازها و مناظر یگانه ایران دانست. دوباره اردیبهشت شد و با شکوفا شدن آلاله ها (گل های زرد معروف دریاسر) و دیگر گل ها، هجوم گردشگران به این منطقه زیبا شروع شده، و به لطف اطلاع رسانی پلاتفرم های موجود، فیلم های از به صف کشیده شدنِ هزاران نفر به ویژه در روزهای تعطیل به این منطقه همه جا دیده می شود.
صحنه هایی که به طور معمول، چشم ها در زمان جنگ و مهاجرت های ناگهانی عادت به دیدن آن دارند! صحنه هایی که نه متعلق به این مکان بلکه در بسیاری از مناطق طبیعی و گردشگری ایران در فصول خاص، یه با بیان بهتر در زمانی که نباید باشد اتفاق می افتد و رایج است. جاذبه دریاسَر همیشه وجود داشته و سال های سال، بسیاری از آن مطلع بوده اند، البته بیشتر در سطح خود مردم محلی منطقه و البته کوهنوردان. ولی حداقل یک دهه و بیشتر ۵ سال اخیر است که دست در دست هم دادن جلوه های فضای مجازی و البته گرایش روزافزون مردم به سفرهای طبیعت محور، شرایط گردشگری توده ای را در آنجا به حد اعلای خود رسانده است.
یکی از معضلاتی که پرداختن به دریاسر را در اینجا مهم کرده، سرعت تخریب است. سرعت تخریب و آشفتگی در این جغرافیا به دلیل سهولت دسترسی و اینکه منطقه ای محصور و محدود از لحاظ گستره جغرافیایی میان کوه های بلند است به گونه ای خطرناک، زیاد است و این روزها مجموعه ای از عوامل از جمله حجم تخریب و فرسایش پوشش گیاهی و خاک، بریدن درختان برای ایجاد آتش، حجم زباله، رقص و آوازهای گروهی به عنوانِ یک عامل مُخل برای حیات وحش، لگدمال کردن عرصه های رویشی گل ها، ایجاد رستوران و مغازه و همه همه، به شکل مستقیم مهم ترین جلوه اهمیت زیبایی شناسی این منطقه را هدف قرار داده است.
نکته ای که هدف این یادداشت است نقش پررنگ تمامی ما چه در حوزه منطقه ای و ملی، پیرامون این مسئله است. نگهداشتن این میراث گرانبها، برای همین نسل فعلی مگر چقدر کار مشکلی است که آن را اینگونه از بین می بریم؟
حفاظت از دشت دریاسَر کار پیچیده ای نیست. چون هم جغرافیای آن محدود است و هم الزامات قانونی آن فراهم. نیاز به نگاه زورمندانه نیست. برای مدیریت پایدار این مکان نیاز به ضرب و زور نیست. اما سوال این است در کثرت وجود انواع دستگاه های حاکمیتی، اجرایی و نظارتی چگونه مدیریت آن حداقل در یک فصل یا یک برهۀ ۲۰ تا ۳۰ روزه چقدر مشکل است؟
اصلاً ۲۰ یا ۳۰ روز نه، تنها در روزهای تعطیل و پایانی هفته. از فرمانداری تنکابن که از قضا فرمانداری ویژه در غرب مازندران است، تا نماینده مجلس گرفته، از اداره محیط زیست تا اداره میراث فرهنگی تنوع مواردی که امکان ورود به این قضیه را دارند کم نیست.
نکته جالب توجه اینجاست که در یک اقدام جالب توجه در سال ۱۴۰۱، دشت دریاسر در محدوه منطقه حفاظت شده بلس کوه تحت نظارت سازمان حفاظت محیط زیست قرار دارد..jpg)
طبیعتاً همین عنوان منطقه حفاظت شده دست محیط زیست را برای مدیریت این جایگاه باز می گذارد. علاوه براینکه اینکه دشت دریاسَر به عنوانِ یک میراث طبیعی در فهرست میراث طبیعی کشور توسط وزارت میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی ثبت شده است. این هم لایه محافظتی دیگری برای این منطقه که هم دست مجریان را باز گذاشته است. از دانشگاه و مراکز علمی در تنکابن چه خبر؟ جالب اینکه این شهرستان دارای کرسی منابع طبیعی هم می باشد یعنی امکان، مدیریت علمی و نظری کار نیز داخل خود منطقه مهیا است.
اداره منابع طبیعی منطقه که عرصه در میان جنگل های منطقه قرار گرفته است هم حتما سهمی در این میان دارد. سمن ها و هیات کوهنوردی، کوهنوردان منطقه، بخشداری، دهیاری برای رفع این بحران حتی دهیار روستای عسل محله هم توان ورود دارد. ما نمونه های حتی موفق از ورود دهیاری در همین ایران برای مدیریت مناطق داشته ایم، نه الزاما مدیریتی صددرصد، ولی بیاییم حداقل یک مدیریت ۲۰ درصدی داشته باشیم.
در انبوه وجود این همه دستگاه های متولی، این ویرانگی تاسف برانگیز است. از مقامات صاحب مسئولیت اگر بگذریم، سهم سمن ها و حتی مردم منطقه چگونه است؟ سهم ما تنها کرایه خانه، پارکینگ و فروش محصولات محلی است. این بی عملی از مردم بومی که زمانی توصیف دریاسَر رویای بهشت زمینی شان بود جای تعجب دارد. این حجم انفعال. حتی اگر با دیدگاه اقتصادی هم به قضیه نگاه کنیم و ارزش های میراثی آن را در نظر نگیریم، باز داستان این روزهای دریاسر، پروژه باخت باخت است. اقتصاد بدون پایداری و بیابانی که بعدها نصیب خواهد شد. تمامی مطالب گفته شده انکار فعالیت های که صورت گرفته نیست. ولی واقعیت این است آنچه در عرصه می گذرد، هم نمایان نیست و هم در مقابل این موج ویرانگر احتمالا کند خواهد بود..jpg)
سوی سخن پیرامون مردم که شاید یکی از مهم ترین مولفه های این مسئله، آن ها هستند، بماند. در این اوضاع و احوال، شاید کمتر کسی حوصله شنیدن داشته باشد ولی باز همین ما هستیم که میراث دار خوب و بد این سرزمین خواهیم بود، چه خوب چه بد. هرچند که این روزها به بی وطنی دچاریم و این خود داستانی مجزا است که پرداختن به آن مجالی ندارد. نکته اما اینجاست که اگر توده مردم را از تورهایی مجا ز و غیرمجازی که به این منطقه می آیند جدا کنیم خود داستان لیدرها و دست اندرکاران تورها که به این منطقه به شکل مستقیم لطمه می زنند جای بسی تاسف دارد. اینکه هنوز تعریفی در اذهان کسانی که نان خود را از پایداری چنین مناظری می خورند و باز به همین سفره بی اعتنایی می کنند خود جای تردید است..jpg)
شاید این رقابتی که در میانه میدان برای یافتن و معرفی مناطق بکر به عنوان مقاصد جدید گردشگری فعلاً در جریان است تا چند سالی ادامه یابد ولی با این تخریب و فرسودگی، این راه هم پایانی نزدیک دارد.
هرچند برای نگاهی که تنها هدفش برداشتن از تکه ای کیک در بلبشوی موجود است منطق همان باشد که هست. امروز دریاسر، یک روز فیل بند، مازی چال، یک روز ساحل سرخ هرمز. چه فرقی دارد وقتی نگاه ما به گردشگری، گردشگری ملخ وار است؛ بگذار هرجا که پیش آمد فرود آییم، بگیرانیم، ببریم و تنها عکسی از آن در آرشیوهای شخصی مان داشته باشیم.
نظر شما:
داستان های ناتمام ما و ال نینو
تجلیل از هنرمندان و پیشرانان هویت فرهنگی در منطقه آزاد انزلی
از قنات تا بحران اقلیم؛ ایرانِ گرمتر و کمتابآورتر
عرضه «کارت سفر» تا هفته آینده
صف های چندصد متری در آبشار لاتون آستارا؛ طبیعت گیلان زیر فشار گردشگری بی ضابطه
کشتی گردشگری، هفته آینده به تالاب عینک می آید