کسانی که هدفشان تنها بیرون آوردن روستایشان از غبار فراموشی و نشان دادن زیبایی طبیعت گوشه و کنار این سرزمین است می گویم: شما در ظاهر به دنبال نشان دادن زیبایی های این سرزمین و تلاش برای اثبات این موضوع هستید که شمال ایران چیزی از سوئیس و جاهای مشابه کم ندارد. با هر انگیزه ای که این کار را انجام می دهید یادمان باشد در شرایط فعلی کشور، لشکری مخرب برای از بین رفتن آخرین بازمانده ها به مکان های معرفی شده توسط شما هجوم می آورند. به همین دلیل به نظرم در این زمانه در پیش گرفتنِ «سکوت،حفاظت است».
.jpg)
اخلاقی بودن یا نبود، مقصریابی این اتفاق. اینکه آیا ریشه شلوغی این روزهای طبیعت استان های شمالی ایران، ریشه در تبلیغات فضای مجازی دارد یا نه. جواب ساده است؛ نه. در مورد شلوغی راه های ارتباطی و مجموعه شهرها و حتی مقاصد گردشگری شناخته شده، دلایل محتلفی وجود دارد و نمی توان وزن قابل توجه ای را به این موضوع اختصاص داد اما برای برخی از جایگاه های خاص طبیعی، که واقعا تا کمتر از یک دهه پیش افراد بسیار معدودی را به خود جذب می کرد، بدون شک این ارتباط وجود دارد و جستجوی ساده در پلاتفرم هایی مانند اینستاگرام، نگاهی به پیام های مردم، ویوخوردن و هم رسانی آن، نشان از این تاثیر دارد.
بنابراین می توان نقشی را برای این مسئله قائل شد. اما چه میزان این نقش مهم است خود جای بحث دارد. و البته که تاثیر در کجا و در چه برهه زمانی. میزان تخریب هایی که جایگاه های خاص در طبیعت ایران وارد می شود میان برخی از دلسوزان و حافظان میراث های فرهنگی و طبیعی، بحث هایی را ایجاد کرده است. آیا باید در مورد این ارزش ها صحبت یا تبلیغ کرد؟ و این بحث ها با کسانی که به معرفی این مکان ها می پردازند داغ است.
در مواجهه با برخی از این افراد که به معرفی جایگاه های خاص می پردازند، یکی از جواب هایی که پیرامون این مسئله، اینگونه مطرح می شود که دیگر همه جا را همه کس بلدند و تبلیغ و معرفی ما تاثیری ندارد و اصلا تاثیر این آمد و شدهای مردم چقدر است؟
شاید این تفکر درست به نظر آید، اما مشکل اینجاست برخی مکان ها و گونه های گیاهی و جانوری در ورطه نابودی هستند و اینجاست که برگشتی برای بعضی چیزها نیست..jpg)
شاید باورپذیر نباشد که رویشگاه برخی از گونه های گیاهی بسیار محدودتر از حد تصور بسیاری است. و عجیب که علاقه مندان مکان های بکر و عکس گرفتن با آن، بسیار جویای همین مواردند. کافی است چند سال یک رویشگاه خاص لگدمال شود تا بخش مهمی از پتاتسیل خود را از دست دهد. اما، فقط حضور بدون مدیریت افراد در مکان های حساس نیست. متاسفانه این روزها، فیلم های زیادی در زمینه مشاهده برخی گونه های جانوری در گوشه کنار جنگل های ایران و بویژه شمال وایرال می شود.
تیتر و فیلم این ها هم به شدت مورد علاقه خبرگزاری ها و صفحات و شبکه های مجازی است: دیده شدن پلنگ یا گله شوکا در ارتفاعات این روستا، مرال در آنجا، دیده شدن خرس و پلنگ و... اینکه این روزها ما عمق نفوذمان در بکرترین جنگل ها است چیز عجیبی نیست، و دیده شدن این آخرین بازمانده های حیات وحش هم امری طبیعی. فرق آن در این است که قبلا ما کمتر بودیم و البته مسلح به دوربین موبایل هم نبودیم. بنابراین وجود این اندک جامعه جانوری هم در عرصه کوهساران هم عجیب نیست و البته مایه خرسندی.
اما همین کدهای جغرافیابی و فیلم های منتشر شده ظاهرا شاد کننده، دیگرانی را هم شاد می کند. بله، شکارچیانی که علیرغم انقراًض بسیاری از گونه های حیات وحش ایران، هنوز در میان ما هستند و متاسفانه کم هم نیستند.
شاید برخی خوانندگان، نویسنده را متهم به زیاد کردن سیرداغ و پیازداغ موضوع کند یا اینکه نگارنده به دنبال بازارگرمی برای یادداشت خود است.
اما درست در همین زمانه ای،که شاید برای ما، خیلی چیزها عادی و تمام شده است. مثل اخلاقی نبودن شکار،برای بسیاری کاملا عادی و کاری توجیه پذیر است..jpg)
طرفداران این صنف هم مثل بسیاری رشته هایی که این روزها در طبیعت دیده می شوند، فعال و حتی رو به افزایش هستند. موضوع این است که دیگر تن رنجور حیات وحش ایران، رمقی ندارد. نمونه عینی این مسئله را به شرایط وخیم میراث فرهنگی ارجاع می دهم که حجم کاوش های غیرمجاز در عرصه های طبیعی به شکل باورناپذیری زیاد شده است. بنابراین، باز اگر باورپذیری پیرامون موضوع شکار هم برای خواننده سخت باشد، ارجاع به صفحات و پست های پیرامون دفینه و گنج یابی کار خیلی راحتی است نیازی به گشتن و دیدن حفاری های غیرمجاز نیست. شکارچیان هم به انگیزه های مختلف به دنبال انجام کار خود هستند.
آنچه امروز پیرامون میراث فرهنگی و طبیعی ایران و شمال کشور وجود دارد برای کمتر کسی به عنوان کارشناس شناخته شده نیست. منتقدان نگرانِ نابودی منابع طبیعی از رویشگاه یک گل، زیستگاه یک گونه خاص و سایتهای فرهنگی و باستانی برای همیشه هستند. مدیریت فضای فعلی جامعه، با گسترش همرسانی های مجازی بسیار سخت شده است. با توان مدیریتی و حفاظتی موجود نیز نمی توان امید چندانی به مقابله دانست. بنابراین،هر کدام از ما شاید بتوانیم گامی کوچک برای حفاظت از این میراث در حد رویشگاهی کوچک، زیستگاهی محدود، غاری باستانی و روستایی خاص در فضای کنونی برداریم. .jpg)
در پایان نوشته، می دانم که مخاطب قرار دادن فعالانی که الزاما درآمدشان از طریق بلاگری، گردشگری و صنوف وابسته است فایده ای ندارد. اما به عنوان یک دوستدار طبیعت که به شدت نگران وضعیت موجود و آینده پیش رو است خطاب به کسانی که هدفشان تنها بیرون آوردن روستایشان از غبار فراموشی و نشان دادن زیبایی طبیعت گوشه و کنار این سرزمین است می گویم: شما در ظاهر به دنبال نشان دادن زیبایی های این سرزمین و تلاش برای اثبات این موضوع هستید که شمال ایران چیزی از سوئیس و جاهای مشابه کم ندارد. با هر انگیزه ای که این کار را انجام می دهید یادمان باشد در شرایط فعلی کشور، لشکری مخرب برای از بین رفتن آخرین بازمانده ها به مکان های معرفی شده توسط شما هجوم می آورند. به همین دلیل به نظرم در این زمانه در پیش گرفتنِ «سکوت،حفاظت است».
شاید بهتر باشد کسانی که دل در گرو این آب و خاک دارند از این پس به معرفی نقاط بکر نپردازند و سکوت کنند؛شاید سکوت راهی کوچک ولی در این شرایط «تاثیرگذار» برای حفاظت از سرزمین آبا و اجدادی مان باشد.
نظرات شما:
لعنت به کسی که واژه گردشگری رو تو دهن مسئولان بیسواد مملکت انداخت، از شمال ایران تقریبا چیزی نمونده طبیعت که هیچ کل فرهنگ مردم این خطه ریر مهاجرت و گردشگری له شده، بس کنید دیگر. هر هفته میلیونها نفر همچون لشگر جرار تن رنجور شمال ایران را لگدمال میکنن. تمام جنگل و ساحل توسط حکومت جهت کسب درآمد به مردم فروخته و تبدیل به ویلا شده. خرابی مغول در مقابل این حجم از خسارت تقریبا صفره
نظر شما:
بازداشت فعال فضای مجازی در رحیمآباد به اتهام تشویش اذهان عمومی
انتخاب موزه تاریخ طبیعی و تنوع زیستی گیلان بهعنوان موزه برتر کشور
دیوان عدالت اداری شکایت علیه ستاد فضای مجازیِ مصوب دولت پزشکیان را رد کرد
تجلیل از هنرمندان و پیشرانان هویت فرهنگی در منطقه آزاد انزلی
از قنات تا بحران اقلیم؛ ایرانِ گرمتر و کمتابآورتر
اینترنت داریم یا نداریم؟ وضعیت هنوز به قبل ۱۸ دی برنگشته است