داستان سرایی، حلقه گمشده در موزه ها

بینِ «زیبا» و «خواستنی» فاصله است


۱۴۰۴/۰۲/۳۰ - ۱۵:۴۸ | کد خبر: ۵۳۷۷۰ چاپ

داستان سرایی در محیط موزه ‎ها، روایت های تاریخی و فرهنگی را ملموس تر و به یادماندنی تر می سازد و به عنوان ابزاری برای حفظ میراث فرهنگی ناملموس عمل می کند و به عنوان حلقه ارتباطی بین فضای موزه و مخاطب اطمینان می دهد که داستان ها، پشت اشیاء گم نمی شوند.

بینِ «زیبا» و «خواستنی» فاصله است
اختصاصی کلانشهر:مژده عباس پور-فعال در حوزه گردشگری- تاریخچه موزه در دنیا نشان می دهد که از مکان های مقدس و مجموعه های خصوصی به مؤسسات عمومی با اهداف آموزشی، پژوهشی و فرهنگی تکامل یافته است. بنابراین امروزه موزه از «مخازنی» برای اشیا و مجموعه های  ارزشمند که صرفا در آن ها  انبار می شدند، به «موسساتی در خدمت جامعه برای آموزش، پژوهش و حفظ میراث فرهنگی» تبدیل شده اند.


از فضاهای صرف نمایش محصولات هنری و علمی و حفظ گنجینه های گذشته، به فضایی برای آموزش غیررسمی و ابزاری برای انتقال فرهنگ عامه تبدیل شده اند. به این ترتیب موزه ها در دنیا نقشی فراتر از نگهداری اشیا دارند: آنها بسترهایی آموزشی، فرهنگی و تفریحی محسوب می شوند که با ارائه اطلاعات و تفسیرهای موضوعی، به ارتقای فهم جامعه از تاریخ، هنر و علم کمک می کنند .

در حالی که بخش زیادی از اطلاعات ارائه شده توسط موزه ها اکنون از طریق روش های جایگزین به راحتی در دسترس قرار گرفته است، اما همچنان کل تجربه - محیط، مقصد و اطلاعات -  هنوز در جای دیگری  جز موزه تکرار نشده است. جایی که موزه ها می خواهند نقش خود را به عنوان منابع اصلی دانش حفظ کنند، باید در کانال های ارتباطی جدید ظاهر شوند و شاید مهمتر از همه، مشارکت کنند. 
گزارش تصویری؛بازدید از یک شاهکار هنری و ظروف سیمین ساسانی در موزه رشت

سؤال اینجاست که موزه چگونه می تواند بهترین چارچوب را برای ارائه محتوای خود ایجاد کند تا آن را مطلوب سازد؟  بین زیبا و خواستنی فاصله هست.  هرچیزی برای آنکه موثر و ماندنی  شود باید زیر دندان مزه کند و  بر دل بنشیند.

هدف این است که بازدیدکنندگان را مجذوب محتوا و تجربه نماییم و سپس زمینه و اطلاعات تکمیلی را در اختیارشان قرار دهیم.

تا موزه ها از فضایی زیبا و منحصر به فرد، به فضایی خواستنی و دلنشین برای مخاطب تبدیل شوند . با این رویکرد، می توان انتظار داشت که بازدیدکنندگان مدت زمان بیشتری را صرف دیدن کرده و عمیق تر با محتوا درگیر شوند، و محیط موزه اتفاقا به دلیل ترکیب  عناصر آموزشی، فرهنگی و احساسی در یک فضا، بستری منحصر به فرد برای حلقه گمشده ای با عنوان روایت گری و داستان سرایی، ارائه می دهد. درگیر شدن موزه ها با داستان و داستان سرایی، همان مزه ای ایست که تجربه موزه را از صرف زیبایی به فضایی خواستنی تبدیل می کند. و مشخصا روشی برای ایفای نقش آنها به عنوان نهادهای اجتماعی و جامعه پذیر و ایجاد ارتباط با بازدیدکنندگانشان است.

پیوند دادن یک ساختار روایی به نحوه بیان درک ها و معانی توسط یک موزه، خود یک چالش است. با این حال، داستان سرایی نه تنها روشی برای ترکیب داستان ها و استراتژ ی های ارتباطی، بلکه روشی برای توسعه رویکردهای جدید معناسازی داخلی و خارجی نیز ثابت شده است. داستان سرایی در موزه حواس را درگیر می کند و با برقراری ارتباط «در میان» مخاطبان، به طور فعال از طریق استفاده از منابع روایی، معانی را می سازند. درک از فضا  افزایش و تقویت می شود. بنابراین، داستان سرایی روشی برای ایجاد معنا در موزه ها است .

داستان سرایی این پتانسیل را دارد که نحوه تعامل شهروندان با میراث فرهنگی را تغییر دهد و به طور گسترده به عنوان یک عنصر کلیدی برای جذب بازدیدکنندگان موزه ها و سایر مکان های میراث فرهنگی شناخته شده است. بنابراین می تواند به موزه ها کمک کند تا روایت هایی خلق کنند که نه تنها جنبه ی آموزشی داشته باشند، بلکه بازدیدکنندگان را از نظر احساسی نیز درگیر کنند. داستان سرایی در محیط موزه ‎ها، روایت های تاریخی و فرهنگی را ملموس تر و به یادماندنی تر می سازد و به عنوان ابزاری برای حفظ میراث فرهنگی ناملموس عمل می کند و به عنوان حلقه ارتباطی بین فضای موزه و مخاطب اطمینان می دهد که داستان ها، پشت اشیاء گم نمی شوند. بنابراین به ارتباط عمیق تر مخاطب با موزه و میراث فرهنگی می انجامد .