اما به فرض اینکه قرار است این راه بن بست جغرافیایی ماسوله را حل کند. کدام کلانشهر یا شهر عمده در آن سوی کوه های تالش واقع شده است یا کداه شاه راه، مسیر ارتباطی مهم که گردشگران گذری، با دیدن تابلوی ورودی به سمت ماسوله هوس گذر به آن در ایشان ایجاد شود؟ که قرار است این نهایی شدن آسفالت به آن کمک کند؟ آیا واقعا آسفالت این جاده کمکی به رونق بیشتر ماسوله می کند؟

پیرامون چرایی و اهمیت احداث و یا آماده سازی و آسفالت این جاده ها بارها گفته ها گفته شده است. اما یکی از مواردی که بانیان و مبلغان احداث و احیای این جاد ه ها بر آن تکیه می کنند بحث بیرون آمدنِ مناطق مورد اشاره از بن بست است و این بن بست یعنی رسیدن به توسعه یا اگر بخواهیم معنای واقعی تر آن را بنمایانیم گردش مالی و رفاه اهالی منطقه است. بماند که توسعه به معنای واقعی را حتی نمی توان در بهترین سکونتگاه های جلگه گیلان هم یافت چه رسد به مناطق دور افتاده تری در کوهستان. در مورد ماسوله هم بارها این گفتمان و مطالبه جاری است. هرچند سال های سال است که جاده ای که در جوار این شهرک وجود دارد قابل استفاده است، با اینحال، اصرار بر آسفالت کردن آن وجود دارد کما اینکه از سوی استان مجاور آسفالت تا حوالی خط الراس انجام شده است. اما برگردیم به مفهوم بن بست. آن چیزی که از مبحث پیشرفت و توسعه برای بسیاری مطرح است بحث اشتغال و رونق کسب و کار می باشد در مورد ماسوله یعنی رونق گردشگری است. هرچند برای بررسی بن بست در گردشگری ماسوله نیاز به مطالعه بر مبنای آمار و بررسی میدانی دقیق تری است. اما، شواهد میدانی می تواند گواهی بر برخی مسائل باشد.
در این یادداشت قصد نداریم با انگیزه خوانی و ریشه یابی منافع و هرگونه لابی های موجود، به گمانه زنی دلایلی غیر از مسائل مطرح شده در انگیزه آسفالت این جاده بپردازیم که آن مقال دیگری را لازم دارد و طبیعتا که هر تصمیمی منتج از عوامل مختلفی است. این یادداشت به واکاوی مطالبات حامیان آسفالت راه ماسوله-ماجولان در رابطه با گردشگری می پردازد با اشاره به این نکته که استاندار گیلان، تاکید برای عدم عجله برای انجام این طرح و لزوم بازنگری و بررسی ملاحظات داده است که این خود نکته ای مثبت است.

لازم است در مورد وجوه مختلف تاثیر این جاده چه مثبت و چه منفی، بر گردشگری ماسوله یادداشتهای دیگری نگاشته شود و بحث را در ابعاد مختلف پیش برد.
ماسوله در بن بست؟
اگر هنوز هم گذارتان به ماسوله می افتد، چه به عنوانِ لیدر، چه میزبان یا خود گردشگر، به ویژه در روزهای آخر هفته، در تعطیلات به ویژه در فصول داغ گردشگری شاهد ترافیک شدید و شلوغی ماسوله می باشید. این مسئله به گونه ای است که به دلیل نبود زیرساخت هایی مناسب، شاهد بحران پارک وسیله نقلیه و پارک کیلومترها ماشین در مسیر منتهی به ماسوله هستیم. این مسئله البته دلیلی بر نبود مشکلات و موانع در اقتصاد گردشگری ماسوله نیست. با این توضیح، ازدحام ماسوله در روزهای تعطیل، گواهی بر فعال بودن رونق گردشگری در آن است و بماند که این ازدحام گاهی منجر به گریز مسافران می شود. نه اینکه در روزهای غیرتعطیل و رکود، این بازار گرم است ولی مگر نه اینکه ذات مقاصد گردشگری چون ماسوله (کوهستانی) اینگونه است؟ اصلا ذات گردشگری هم فصلی بودن، دائمی نبودن است. و همین فصلی بودن زیست در چنین سکونتگاهی بوده که بسیاری از فعالین در این شهر زندگی دوگانه و دو شغله ای داشته و دارند و در همین روزهای بازار گرمی ماسوله ما مواجهه با مسئله و گاهی مشکل ترافیک و ازدحام، مطالبات برای ساماندهی این وضعیت وجود دارد و مسله حداقل در مورد پارکنیگ حل نشده است. به واقع ماسوله در بن بست است؟
در مورد وضعیت گردشگری ماسوله و هرگونه خدشه ای در آن، دلایلی زیادی را می توان برشمرد ای کاش انرژی و بودجه ای که برای آسفالت این راه قرار است گذاشته شود، برای اصلاح و بهسازی همین راه ورودی اش از فومن خرج می شد.
ای کاش این بودجه برای خروج از بن بست اقتصادی ماسوله، جهت تنوع بخشی به مقاصد گردشگری ماسوله و برندسازی خرج بشود، اینگونه هم می شود از بن بست خارج شد.
مثال های زیادی از مقاصد گردشگری مطرح جهان در دور دست ترین مناطق کوهستانی وجود دارد که اتفاقا حتی راه دسترسی نداشته یا به شکل خاکی است و در آنجا، مسئله بن بست مطرح نمی شود و البته مقاصدی دیگری در ایران، مگر می شود جواهرده رامسر که طبق تعریف جغرافیایی در بن بست قرار دارد را تنها به دلیل قرار گرفتن در منتهی الیه یک دره دارای رونق ندانست؟ ماسوله برای اینکه رونق پایدار داشته باشد نیاز به بازتعریف دارد و برنامه ریزی، ماسوله برای ماسوله بودن و قطب بودن، اکنون در داخل استان حتی شهرستان فومن نیز رقبای زیادی دارد (قلعه رودخان)، بنا بر این به فرض کاهش رونق آن، هیچ وقت نمی توان آنرا را با شرایط یگانه و بی رقیب در دهه های 60 و 70 مقایسه کرد. بنابراین برای ادامه رونق کسب وکار باید رخت جدیدی برتن کرد، حال این رخت جدید می تواند ثبت جهانی اش باشد یا هرگونه خلاقیت در ساماندهی و بهره مندی از گردشگران.
جالب است که اتفاقاً برای ماسوله فرصت های جدیدی هم پیش آمده است، فرصت های رونقی که الزماً بستگی به برنامه ریزی هم نداشته است.
مثلاً فرصت جدیدی که در فصول غیرگردشگری ماسوله برای آن ایجاد شده است. حضور گسترده مردم در مواقع برفی و بارانی در ماسوله است امری که در گذشته مسبوق به سابقه نبوده است تعداد تماس هایی است که با هواشناسی گرفته می شود تا از زمان شروع بارش برف در ماسوله باخبر شوند. تماس هایی که در سال های اخیر چند برابر شده است و تصاویر منتشر شده از این منطقه هنگام بارش برف، خود سندی بی مانند است. به گونه ای که در چند سال اخیر فرمانداری و راهداری جهت حفظ جان مردم اقدام به بستن مسیر فومن به ماسوله می کنند. بنابراین تغییر ذائقه مردم خود یک برگ برنده برای روزهای کساد ماسوله شده است.
اما به فرض اینکه قرار است این راه بن بست جغرافیایی ماسوله را حل کند. کدام کلانشهر یا شهر عمده در آن سوی کوه های تالش واقع شده است یا کداه شاه راه، مسیر ارتباطی مهم که گردشگران گذری، با دیدن تابلوی ورودی به سمت ماسوله هوس گذر به آن در ایشان ایجاد شود؟ که قرار است این نهایی شدن آسفالت به آن کمک کند؟ آیا واقعا آسفالت این جاده کمکی به رونق بیشتر ماسوله می کند؟

مثالی از همسایگی ماسوله در اسالم می آوریم. کافی است یک روز تابستانی مسیر اسالم-خلخال را پیمایش کنید و به عینه ببینید، مسافرانی که از استان مجاور عمدتاً برای سرسبزی ییلاقات اسالم و جنگل های هیرکانی در این نقطه حضور پیدا می کنند محل استراحت و استقراشان تا کجاست؟ به شکل واضحی انباشت و تمرکز حضور ایشان در محوطه چمنزارهای ییلاقی و جنگل های میان بند است و در مناطق پایین دست جنگلی کمتر دیده می شوند. طبیعتا با این توضیح نمی توانیم انتظار داشته باشیم این افراد در شهر اسالم حضور پیدا کنند.
می توان پیش بینی کرد بعد از آسفالت و راه اندازی استقراگاههای جدید در ییلاقات در معرض تخریب ماسوله هم این الگو در آنجا هم پیاده می شود.

آسفالت این جاده شاید منافع مالی برای برخی با ایجاد کباب سراها، مهمان سراها، انواع آلاچیق ها باشد که در آینده های نه چندان دور در ییلاق های زیبای ماسوله ایجاد خواهد شد و در انتها، تمام بحث هایی بالا، خارج از توجه ویژه به بحث ثبت جهانی ماسوله است.
آسفالت این جاده فارغ از تبعات محیط زیستی، اجتماعی و فرهنگی که برای منطقه دارد، عملاً خدشه ای بر پرونده ثبت جهانی ماسوله است. اتفاقا روند این پرونده مبتنی بر منظر طبیعی-تاریخی ماسوله است. آن هم چه منظری؛ غرق در آشفتگی ناشی از حضور بی برنامه گردشگران در آن!(چشم انداز آینده).
ماسوله تنها شهرک پلکانی تاریخی نیست. برای بسیاری از مردم گیلان، مامن کوهپیمایی و کوهنوردی بوده است. خیلی دور نیست که با آسفالت نهایی جاده، بسیاری از کوه های که سال ها مامن خلوت کوهنوردان و گردشگران طبیعت گیلان بود حتی تا بالاترین قلل چون لاسه سر، دوخون هم میزبان آلاچیق ها و قلیان سراهایی با نام «دایی »ها و «عمو»ها شود. 
ماسوله میراثی است طبیعی و انسانی، در مسئله هزینه-فایده، وقتی صحبت از میراث باشد، حتی اگر فایده بر هزینه بچربد، آنگاه نمی توان نیاکان و میراث شان را برای چند آلاچیق و ویلا مثله کرد. ماسوله میراث است، حداقل به زعم ما، که تهیه کننده پرونده اش هستیم، میراثی جهانی. قیمت این میراث جهانی تنها چند کیلومتر جاده است؟ عجیب اینکه ما، ارزان فروشیم.
نظرات شما:
لازم به ذکر است این اعتراض در حالی صورت میگیرد که انجام آسفالت از شهر ماسوله خارج شده و سه کیلومتر به سمت شهرستان خلخال آسفالت انجام شده است و مابقی دوازده کیلومتر باقی مانده در طی چهل سال گذشته از عمر شروع این پروژه زیر سازی و آماده آسفالت شده است و فقط روکش آسفالت آن باقی مانده است و هیچ گونه تعریض و آسیبی به حریم جنگل های هیرکانی ماسوله و یا بافت تاریخی ماسوله وارد نمی شود.
بسیار بزرگنمایی و تشویش اذهان عمومی و اتفاقا تحمیل خواسته ها ومنافع شخصی در قالب صحبتهای دلسوزانه میباشد این پروژه برای سال 1320 در دفتر وزارت راه مستند میباشد و بارها و بارها اشخاص منفعت طلبی چون نگارنده باعث از بین بردن زیرسازی در ادوار مختلف و یا بودجه مربوطه را در جای دیگر خرج کردند و بیت المال را هم نابود کردهاند مستند های 84 ساله گویای نیت حضرات میباشد
اگر انجام آسفالت بعد از ماسوله به سمت خلخال به بافت تاریخی شهر ماسوله آسیب وارد می کند، پس باید باید آسفالت در شهر ماکلوان متوقف می شد و ورودی و داخل شهر ماسوله آسفالت نمی شد. پس می توان گفت در این بحث که انجام آسفالت بعد از ماسوله به بافت آن آسیب می زند بحث تعارض منافع شخصی گروهی اندک از کسبه شهر ماسوله می باشد که با تنگ نظری در پی منافع شخصی هستند و جلوگیری از آسفالت این مسیر عقلانی نیست و پروژه نباید متوقف شود.
ثبت جهانی ماسوله میگه باید راه چندتا روستا بسته بشه این را ه نزدیکترین راه روستای اردبیل و زنجان به شمال بیشترین قرن که ازیک قرن هست که از راه رفت امدمبشه شمادولت محترم آمده داره آسفالت میکنه اشتغال روستایی رونق بگیره چطور به خودتان اجازه میدهید اینطوری مطالب بنویسد فقط منافع ماسوله نیست که دربالای ماسوله چندصدتا روستا هست
نظر شما:
از قنات تا بحران اقلیم؛ ایرانِ گرمتر و کمتابآورتر
آب باران باید به سرمایه توسعه گیلان تبدیل شود