«بَلی که نخواهد خُفت»؛

نوروزبَل؛ شعله ای که می تواند گردشگری گیلان را روشن کند


۱۴۰۴/۰۵/۱۵ - ۱۲:۵۳ | کد خبر: ۵۵۶۵۳ چاپ

مراسمی که می توانست به یکی از برندهای گردشگری گیلان تبدیل شود، سال هاست میان بی برنامگی اداری و بی توجهی تصمیم گیران خاموش مانده است. نوروزبَل، آتشی که روزی از ملکوت املش تا قله های دیلمان شعله کشید و هزاران گردشگر را به دل کوهستان کشاند، حالا قربانی همان رخوتی شده که میراث فرهنگی و اقتصاد گردشگری استان را زمین گیر کرده است. بااین حال، تجربه ی سال های گذشته نشان می دهد که با کمی برنامه ریزی، همراهی شوراهای روستایی و استفاده از ظرفیت شرکت های گردشگری، این آتش می تواند دوباره روشن شود و هم یادگاری فرهنگ گیلان باشد و هم فرصتی تازه برای رونق گردشگری پایدار.

نوروزبَل؛ شعله ای که می تواند گردشگری گیلان را روشن کند

اختصاصی کلانشهر: نیما فریدمجتهدی (فعال و مدرس حوزه گردشگری)- در میانه ی مردادماه، در تقویم ذهنی مردم گیلان در حوالی ۲۰ سال اخیر، رویدادی ثبت شده است به نام نوروزبَل. چرا برای این حافظه ی تاریخی عدد ۲۰ انتخاب شد؟ به این دلیل که این رسم دیرپای مردمان این دیار در سال ۱۳۸۵ (۱۵۸۰ به گیلانی، گیلکی، خورشیدی، دیلمی یا طبری ـ هرچه می خواندندش ـ) بازآفرینی و اجرا شد.

این رویداد در آن زمان توسط چند جوان فعال در حوزه ی فرهنگ گیلان و با پیشنهاد و حمایت مجله ی «گیله وا» به عنوان یک کانون فرهنگی برگزار شد. هرچند برگزاری آن، به دلایلی از جمله کم تجربگی برگزارکنندگان و بانیان، دچار آشفتگی و البته حواشی شد. بااین حال، همان جرقه ی خودجوش، آتشی شد که در ذهن مردم گیلان گیرایی یافت.

به گونه ای که در سال بعد، همین جریان خودجوش با همراهی هنرمند حوزه ی موسیقی گیلان، به ویژه موسیقی گالشی، صفرعلی رمضانی، و همکاری مجله ی «گیله وا» و دهیاری ملکوت (فرمانداری املش) و میراث فرهنگی استان (البته با کلی تأخیر و مشکلات) به شکلی جذاب تر و ساماندهی شده تر برگزار شد. با توجه به تبلیغات وسیعی که در سطح استان، به ویژه در رشت، انجام شده بود، این جشن در سال دوم تبدیل به مراسمی قابل توجه شد. گروه های بسیاری از کوهنوردان و گردشگران از تمام استان و حتی خارج از آن در مراسم حضور پیدا کردند.

نوروزبل صفرعلی رمضانی

در این میان، جذابیت های محتوایی جشن و وجود یک آتش بزرگ، آن هم در دل مناطق کوهستانی گیلان، سبب شد که در سال سوم شاهد شکل گیری تورهای خاص نوروزبَل از مناطقی چون تهران باشیم. بعد از دو سال اول در روستای ملکوت، این جشن در مناطق مختلفی چه به شکل هم زمان و چه به تنهایی برگزار شد. از جمله این مناطق می توان به کومله ی لنگرود، زیاز اشکِوَر، هالی دشت املش و دیلمان اشاره کرد.

اتفاقی که در حاشیه و البته به موازات شهرت این جشن افتاد، سبب شد که تا برهه ای این مراسم با حواشی همراه باشد. این اتفاقات شامل چند مورد بود: عدم برنامه ریزی قوی و مدوّن از سوی برگزارکنندگان اولیه ی جشن، عدم توجیه مقامات اداری و سیاسی استان از ابتدا در زمینه ی ریشه ی این جشن و پتانسیل های بازآفرینی آن، و نیز انفعال و محافظه کاری ریشه ای در بدنه ی اداری گیلان ـ به ویژه میراث فرهنگی استان.

در کنار این موارد، ایجاد حواشی توسط برخی، از جمله به شکلی عجیب توسط اشخاصی از اهالی فرهنگ، و ارائه ی نقدهایی که ریشه در تصورات اشتباه و شاید انگیزه دار داشت، موجب شد که فضایی امنیتی در سال های اولیه شکل بگیرد. (در مورد انگیزه ی این نقدها وارد بحث نمی شویم.)

علاوه بر همه ی این ها، برای برخی در استان، این جشن و پتانسیل های آن از ابتدا دست کم گرفته شد. آنها این رویداد را اتفاقی مهم که ارزش پیگیری داشته باشد نمی دانستند. بااین حال، این جشن، علی رغم این بی توجهی ها، توانست به عنوان یک مراسم در سطح ملی سبب جذب گردشگر به منطقه شود. در رویارویی با تمامی این بحران های حاشیه ای، به ساحل آرامش رسید و برای مدتی طولانی در مکان های مختلف اجرا شد.

نکته ای که اما در نهایت سبب توقف این جشن شد، همه گیری بیماری کرونا بود که به مدت سه سال سایه ی خود را بر آن انداخت. بااین حال، این جشن، با وجود تأثیرگذاری منطقه ای و استانی، هنوز در عصر جدید نیازمند احیای دوباره است. اما این احیا دیگر نیاز به معرفی ندارد. این بار باید با برنامه ریزی درست و با توجه به تجربه و استقبال آبادی های مناطق کوهستانی اجرا شود.

 

نوروزبَل، جا افتاده در تقویم فرهنگی و گردشگری گیلان

نوروزبَل آیینی دیرپا در کوهساران البرز است که در زمان تحویل سال، بنابر تقویم محلی، انجام می گیرد. در غروب اسفندارما، تقریباً برابر با ۱۵ مردادماه خورشیدی، بر فراز تپه ها و قله ها یا در جوار کَلَم های گالش ها، هیزم، هیمه و یا گَوَن گردآوری می شود و سپس آتش افروخته می شود. پس از افروختن آتش، یا همان نوروزبَل (شعله ی نوروزی)، به جشن و شادی می پردازند، آواز می خوانند و تحویل سال را به یکدیگر تبریک می گویند.

افروختن آتش در آغازین شب نوروزما، نشانه ی اعلام سال تازه است. دامدارها از ۱۵ام ماه، کم کم رمه ی خود را به مناطق پایین دست هدایت می کنند. ترانه ای که از این مراسم ثبت شده چنین است:

گروم گروم گروم بَل / نوروزما، نوروزبَل
نو سال ببون سال نو / نوبدی خانه واشو

نوروزبل

جشن نوروزبَل در تمامی آبادی هایی که برگزار شد، به ویژه آبادی های دوردست و کمتر شناخته شده ی آن زمان مانند مَلکوت و حتی در آخرین سال مثل آسیابر، سبب توجه به این مناطق شد. توجهی که مردم بومی این مناطق به شدت به آن علاقه مند بودند. برای آنان، دور شدن از یک فضای بن بست و بی خبری که مخصوص مناطق کوهستانی است، اهمیت زیادی دارد؛ به ویژه در مناطقی که مقصد عمده ی گردشگری نیستند.

در مورد آبادی ملکوت این مسئله بسیار محسوس بود. در مورد آبادی آسیابر نیز، با اینکه از شهرت بیشتری برخوردار است، بسیاری تنها آن را به عنوان یک آبادی در مسیر رودبار می شناسند و از وجود بازار سنتی ثبت شده و بافت تاریخی اش بی خبرند. برگزاری این مراسم در روستای آسیابر، سبب آشنایی بسیاری با بافت تاریخی این آبادی شد. بنابراین، شوراهای چنین آبادی هایی اگر دوباره اراده ای برای برگزاری مراسم باشد، از همراهی دریغ نخواهند کرد.

تجربه ی بازآفرینی یک آیین کهن از مردمان کوهستانی البرز ـ که تا چند دهه پیش در همراهی با تحویل سال نو انجام می شد ـ برای مردمی چون گالش ها، که عملاً فرهنگشان در حال زوال است، یک امر مهم محسوب می شود. این عمل با تمامی سیاست های دولتی در ایران همخوان است. سیاست هایی که بر بازتوانی مناطق روستایی و حاشیه ای تأکید دارد و همچنین بر توجه به آیین ها و رسوم ملی و محلی و تقویت آنها.

 نوروزبل

علاوه براین، برگزاری این جشن گامی مشخص در تنوع بخشی به تقویم و مقاصد گردشگری گیلان در میانه ی تابستان است. با توجه به حضور تعداد زیادی راهنمای گردشگری در استان و وجود شرکت های گردشگری، برگزاری این جشن کار سختی نخواهد بود.

فارغ از اینکه بسیاری از مراسمی که در حاشیه ی نوروزبَل برگزار می شود ـ به جز آتش پایانی و شعر معروفش ـ ساخته و پرداخته ی ذهن برگزارکنندگان تاکنون بوده است، چراکه عملاً میراث مکتوبی در مورد نحوه ی برگزاری این جشن وجود ندارد.

این جشن برای جامعه و تصمیم گیران آن، که نگران از بین رفتن آیین ها و رسوم قدیمی و رواج آیین هایی از فرهنگ ملل دیگر، از جمله روز عشاق (ولنتاین) هستند، یک میان بُر است. میان بُری که به ذائقه ی نسل جوان خوش نشسته است. چه بهتر از این که بازآفرینی جشن کهن از دل رسومات منطقه این چنین ثمربخش شده و مورد پسند بسیاری از اقشار قرار گرفته است.

امید است رخوتی که در فضای اداری استان وجود دارد ـ که هیچ انطباقی با پتانسیل های گردشگری و میراث فرهنگی آن ندارد ـ برداشته شود. تا اقتصاد استان، که این روزها تا حد زیادی وابسته به گردشگری است، با خلق چنین فرصت هایی توان رقابت منطقه ای و ملی را پیدا کند و به اقتصادی گردشگری پایدار بدل شود؛ نه الزاماً اقتصادی که تنها آثار به جای مانده از آن، رشد انواع دکه های خدمات دهی به عنوان بستر گردشگری باشد.

ایران ۲ درجه از میانگین جهانی گرم تر شده؛ وقتی همه می دانند اما کاری نمی کنند
از قنات تا بحران اقلیم؛ ایرانِ گرم‌تر و کم‌تاب‌آورتر

نظر شما:

security code