روایت مستند از ورود بذر چای به ایران

از افسانه عصای چایکار تا رنج های سفر پرخطر کاشف السلطنه از هند به ایران


۱۴۰۴/۰۶/۱۳ - ۱۲:۴۸ | کد خبر: ۵۶۲۸۱ چاپ

روایت پررنج اما پرافتخار میرزای چایکار از سال ها تلاش در هندوستان برای انتقال نهال و دانش کشت چای به ایران، نشان می دهد صنعتی که امروز بخشی جدایی ناپذیر از هویت گیلان و شمال کشور است، به بهای خون دل ها، رنج سفرها و مقاومت در برابر بی باوری ها شکل گرفت؛ روایتی که امروز و در بحبوحۀ بحث های انحلال سازمان چای، بیش از هر زمان دیگری اهمیت و ارزش تاریخی خود را بازمی نمایاند.

از افسانه عصای چایکار تا رنج های سفر پرخطر کاشف السلطنه از هند به ایران
اختصاصی کلانشهر:نیما فریدمجتهدی، گیلان شناس- در مورد ورود چای به ایران همیشه افسانه ای رواج داشت است که میرزای چایکار، بذر چای را در دسته عصای خود قرار داده بود و آن را به ایران آورد و سال ها این روایت حتی در منابع مکتوب عنوان می شد. نگارنده خود اولین بار عدم صحت این داستان را د ر مقاله ای خواندنی از تاریخدان فقید گیلانی افشین پرتو مشاهده کرد.

روایتی حماسی اما غیرواقعی اما از یک اقدام حماسی

اینکه در جغرافیا و آب وهوای این منطقه از کشور ایران، محصولی به ثمر برسد که تبدیل به صنعتی شود که سال ها نبض تپنده اقتصاد کشاورزی شمال ایران بود بدون شک اقدامی حماسی بوده است. کِشتی که نه تنها در اقتصاد این منطقه ریشه دواند، بلکه انگار عین تاریخ و فرهنگ این دیار شد. چه کسی باور می کرد مردمان ایران زمین، پیش از این قهوه خور بوده اند، البته بماند که این روزها، اگر کسی از خارح به ایران بیاید و انبوه قهوه خوری های موجود در سطح شهرهای ایران را ببیند، بیاید شهادت می دهد که مردم ایران قهوه خور بوده اند و انگار فقط در وفقه ای از تاریخ دچار طلاق عاطفی با آن شده بودند.

به هر روی، چشم انداز و مناظر گیلان با، فرهنگ کشت و کار آن، طعم گس چای بومی ایرانی، چنان در هم تنیده شده که نمی توان گیلان را بدون آن تصور کرد.  آنچه بر سر چای ایرانی آمد موضوع این گفتار نیست. آنچه در اینجا به آن می پردازیم به بهانه دیدن نسخه ای قدیمی ازدستورالعمل زارعت چای است که توسط میرازی چای کار نگاشته شده است به تاریخ ۱۳۲۶ هجری قمری؛ که البته چاپ دوم آن است.

به همین بهانه مقدمه خودنوشت این کتابچه برای خوانندگان استخراج شد تا یادی باشد از این کار نیک. شاید در این زمانه که صحبت از انحلال سازمان چای است نگاهی به تقریرات شخصی و زحمات کاشف السطنه توجه ما را به زحماتی که برای این محصول و صنعت، پدران و مادران مان کشیده اند، معطوف کند.

رساله دستورالعمل زارعت چای

در سال ۱۳۱۵ هجری قمری از طرف قرین الشرف دولت علیه ایران به سمتِ قونسول جرنالی به هندوستان ماور گردیده در موقع مرخصی از حضور شاهنشاه سعید مرحوم مظفرالدین شاه طالب الله ثراه برای ایجاد زراعت چای در ممالک ایران امری شفاهی موکد فرموده اند که از هندوستان تخم چای و دستورالعمل آن را تقدیم دارم.

انجام این خدمت بزرگ را در دل داشت که چون به هندوستان رسم اگر بلای طاعون که نهایت شدت را در آن زمان داشت امان دهد به زودی موجبات امر ملوکانه را فراهم نمایم.

بعد از ورود به هندوستان و ترتیب ادارات و امورات جاریه قوسنول جرنالی در کسب اطلاعات زراعت چای برآمد اول نقاطی که در هندوستان معروف به زراعت چای بودند تعیین کرده مشهورترین آن نقاط جزیره سیلان که در جنوب هندوستان است و کوهستان پوتیکمن که در وسط هندوستان است و کوهستان هیمالیا (مرتفع ترین و جسیم ترین جبال کره زمین و متجاوز از نه هزار متر ارتفاع دارد که در شمال هندوستان و سرحد چین واقع است) که مزارع معروف چای آن ها در دره ها و فلات دارجینک و آسام که در شمال کلکته و در دره های کانگرا که در شمال پنج آب واقع است. چون مزارع کانگرا از همه قدیم تر و زراعت چای در آنجا به درجه کمال رسیده و معروف ترین کارخانجات چای سازی در آنجا یافت می شود.

لهذا برای تحصیل و عملیات سال اول این نقطه را انتخاب کرد. صنعت چای کار و ساختن آن از اسرار است که اهل فن به کمتر کسی ابراز و اظهار می دارند خصوصاً اگر بدانند کسی برای تحصیل بر مقابله و هم چشمی در این زراعت و تجارت با آنا آمده است. نظر بر این حال مقصود و منظور باطنی خود را از همه کس مخفی داشته و به عنوان تاجر فرانسوی در کارخانجات و مزارع پالمپور که مرکز انواع مزارع کارخانجات کانگرا می باشد مانند عمله کار و تحصیل رموز عملیات و فنون آن را می نمود. بالجمله در مدت سه سال ماموریت به هندوستان هر ساله در موسم چای سازی در مزارع کانگرا و سایر نقاطی که قبل بر این ذکر شد مشغول تحصیل بود پس از دادن امتحانات در عملیات فلاحتی و صنعت چای سازی و گرفتن شهادت نامچه های معتبر در خیال مراجعت به وطن افتاد.
در این مدت مدید در مقابل آفتاب گرم مهلک هندوستان و شدت مرض طاعون و مبتلا بودن به نقرس و تب های شدید و زحمات فوق الطاقه در تحصیل این علم و صنعت متحمل گردید شاید اجرای امر ولی نعمت خود را کرده و ضمناً خدمتی لایق به ابنای وطن عزیز نموده اند. برای تحصیل این نتیجه تنها علم و اطلاعات خود را کافی ندید محض آنکه به هیچ قسم قصوری در انجام مقصود منصور نباشد لازم دید که حتی المقدور اساس اولیه این زارعت جدید را با خود برداشته به هموطنان عزیز تقدیم و عرضه بدارد. سابق بر این اغلب مالکین و تجار ایران که طرف معامله با چین و هندوستان بودند.

به کرات تخم چای طلبیدند و هرچه کردند سبز نشد و مخصوصاً شاهنشاه مرحوم انارالله برهانه چندین بر تخم چای از هندوستان طلبیده آنچه سعی فرمودند سبز نگردید. فلهذا محض آنکه مبادا تخم هائیکه از مزارع مذکوره تحصیل کرده در خاک ایران مانند آنچه سابق برده بودند بشود متحیر مانده مدتی در این زمینه تفکر و تدبر نموده که اگر بعد از سه سال زحمت و تحمل این مخاطرات در مراجعت به ایران نتیجه منظوره را به چنگ نیاورده باشد چه خواهد کرد و چگونه بعد از کشیدن این زحمات بیهوده کس دیگر برای تحصیل این نتیجه جرات و جسارت چنین سفر پُرخطر خواهد نمود که ابنای وطن عزیز را از احتیاج این محصول که در سال اقلاً ده کرور تومان از ایران خارج می شود بیرون خواهد آورد. آخرالامر محض اطمینان خاطر و یقین درحصول مقصود خود چاره را منحصر بر این دید که علاوه بر چندین صندوق تخم چای که تهیه نمود بود چندین هزار اصله چای در گلدان جای داده حمل به ایران نماید. اگرچه انجام این تصور در نظر بعضی مشکل و محال می آمد که از کوهستان شمالی هندوستان که سرحد چین است چندین هزار درخت بتوان حمل به بمبئی و از آنجا به بندر بوشهر و از بندر بوشهر در پشت قاطر از راه شیراز حمل به طهران توان کرد ولی از آنجائیکه در مقابل همت و قدرت انسان هیچ تصور نشدنی و کار نکردنی نیست همت بر اجرای این مقصود گمارده چهار هزار اصله از هر قبیل نباتاتیکه مختص باب و هوای هندوستان است حمل کرده که سه هزار آن فقط از نمونه های اقسام چای بود  ویک هزار از قبیل قهوه، دارچین، فلفل، میخک، هل، آمبه، گنه گنه، کافور، لاک، ریشه زردچوبه، زنجبیل و غیره بودند. حمل به ایران و در نهایت سلامتی و خرمی وارد تهران نمود.

حال اگر بخواهم شرح این اشجار را بدهم که در چندمدت و به تهیه چه اسباب و تحمل چه مشقت های حیرت آمیز و به چه مصارف گزاف که تمام را خود متحمل شده است. این درخت ها را صحیح و سالم در گلدان های خود با کل و پرکل سبز و خرم در عمارت ارک طهران وارد کرده در حضور اولیای دولت علیه تقدیم آستان شاهنشاه مرحوم طالب الله ثراه نموده کتاب مفصلی خواهد شد که به هیچ وجه مفید برحال مطالعه کنندگان نخواهد بود.
undefined
البته هرکس نهال نارنج و یا بوته گلی از شهری به شهری حمل کرده باشد می داند که گوینده این مقال و کننده این کار برای حمل چهار هزار درخت که در کوزه از ابعد سرحدات شمالی هندوستان به جنوب ایران و از آنجا پشت قاطر صحیح و سالم تا طهران رسانیده باشد چه رنج ها متحمل شده و چه مصارف گزاف نموده و چه خون دل خورده است.
باالجمله این خدمت لایق قدر عظیمی در نظر حق شناس ولی نعمت مکرم شاهنشاه مرحوم اناراالله برهانه و اولیای دولت علیه بهم رسانیده از راه عطوفت و تشویق با انواع مراحم سرافرازم فرمودند و برای اطمینان خاطر این بنده در انجام این خدمت سزاوار چنین دیدند که به موجب فرمان جهان المطاع امتیاز این فلاحت جدید را که خود موسس شده است در کل ایران به این بنده مرحمت فرمایند و چنین مقرر شد چون به ملاحظاتی چند مملکت گیلان را مستعدتر و مردمانش را قابل تر از سایر نقاط ایران شناخته بود برای اول امتحان این نقطه را منتخب کرده آنچه تخم و نهال از هر قبیل که موجود داشت برداشته عازم و روانه گیلان شد.
در آن تاریخ که ۱۳۱۹ از هجرت می گذشت ولایت گیلان به کف اقدار جناب ولی خان نصرالسلطنه سپیدار اعظم سپرده شده بود. سابق براین بکرات عبورا وضع حکومت و خرابی مملکت گیلان را دیده در خاطر داشت ولی در این سفر از اول روود به خاک گیلان تا به هر نقطه از حدود آن سیر کردم ترقیات حیرت آمیز از ایجاد راه های کالسکه رو به بهر بلوک و ترقیات فوق العاده در زارعت و فلاحت و نشر معارف و تریبت مکاتب و مریض خانه و غیرها که تمام در مدت قلیل از یمن توجه و سعی این حاکم غیرتمند وطن دوست و معارف پرور ایجاد و پدیدار شده بود.
ملاحظه کرد خوشبختانه شروع زارعت چای هم در گیلان تصادف با حکومت این بزرگوار که خود به نفسه آرزومند ترقیات ابنای وطن و مشوق زراعت و تجارت واقع گردید. اگرچه اعیان و ملاکین گیلان از اول وهله به بعضی ملاحظات و توهمات راضی براین نشدند که به این عنوان مداخله در آب و خاک ایشان نمائیم و این اشکال تا چندی مایه تعطیل در بذر تخم و غرس اشجار که به این زحمت به آنجا رسانیده بود شد و به همین سبب مبلغی از تخم و نهال چای و غیره ضایع گردید. چون نزدیک شد که از عدم مساعدت مردم گیلان بالمره نتیجه زمات این بنده هدر شود. همت والای ایالت پنهاهی شامل حال گردید با احکام لازمه و مامورین که همراه روانه فرمودند اغلب بلوکات را دیده آخر الامر قطعه زمینی در نزدیکی شهر لاهیجان مناسب این زراعت یافته به زحمت زیاد اجاره نموده تخم هائیکه حاضر داشت در آنجا کشت و مقداری از آن تخم و نهال به تنکابن که ملک و وطن اصلی خانوادۀ جناب سپهدار اعظم است فرستاده از آن سنه در این دو نقطه که یکی لاهیجان و دیگری تنکابن باشد این محصول جدید تاسیس و ایجاد شد. از آن تاریخ که ۱۳۱۹ از هجرت می گذشت الی حال که ۱۳۲۶ است هفت سال می گذرد به ترتیبی که در فصول آتیه که متعلق به تعلیمات چای کاری و صنعت چای سازی است متدرجاً عمل نموده و چائیکه از محصول باغ لاهیجان و تنکابن به دست آورده به عقیده کل مردم و به تصدیق خود این بنده از جمیع چای هائیکه به ایران می آورند از حیث طعم و عطر و رنگ ممتازتر است.

شکر و سپاس بی پایان از قادر متعال بر این بنده ضعیف راست که از زحمات و مشقات چندین ساله چنین خدمت بزرگی به زارعت و تجارت و ازدیاد ثروت هموطنان عزیز خود ابدالدهر نمود. ولی باری حصول مقصود و نتیجه اصلی این بنده که رفع احتیاج به کل ملت ایران در اخذ این محصول از خارجه باشد تنها جان فشانی و فداکاری یک شخص واحد در میان یک ملت بزرگ کافی نخواهد بود و بایستی ابناء وطن عموماً در توسعه و پیشرفت این زراعت همه نوع همراهی بفرمایند تا انشاالله در اندک زمان از احتیاج این محصول به خارجه و ضرر دائمی بیرون بیائیم.
علی التحقیق مبلغ ده کرور تومان برای خرید چای همه ساله از ایران به خارجه می رود اگر همین مبلغ در مملکت ما بماند شاید جلوگیری از خیلی پریشانی و فقر و فاقه ملت بکند مدت ده سال می شود که جان و مال در اجرای این خدمت ملی صرف نموده محض آنکه ایجاد این زارعت و ثروت جدید به دست یکی از هموطنان شده است اغراض شخصانی و حسد نوعی باعث این گردیده که احدی در این خدمت با بنده کمک و همراهی ننماید و از همه نوع اهانت و کارشکنی قصور نکنند بنابراین حال تا امروز قدمی در حصول نتیجه و آرزوی خود پیش نهاده بیم آن دارم که از عدم همراهی دولت و ملت به کلی زحمات و خسارات چندین ساله ام هدر و باطل شود اما از این مردم و وای براین ملت. تا امروز که ابواب سعادت بروی ابنای وطن بسته بود در ظلمت جهل آکل و ماکول یکدیگر بودیم جای هیچ تعجب و تاسف نیست که با امثال این خادم مایه شرف و سعادت و ثروت ملت هستیم معامله کرده باشند ولی امروز که بحمدالله لطف الله و رحمت پادشاه شامل ما ایرانیان شده است چه جای تامل و خودداری در پیشرفت این زارعت و رفع احتیاج از سایر چیزهای دیگر نتیجه اقداماتی که ملل روی زمین برای حفظ ثروت و قدرت ملت خود به کار می برند در این نکته می باید که بهر وسیله ملت خود را از احتیاج به خارجه و همسایگان دور و نزدیک بیرون بیاورند محصولات و صنایع نمایند.
بنابراین رویه صحیح امروز آنقدریکه ملت ایران ضرر مصرف قند و چای و نفت را دارد ضرر احتیاج به مواد معدنیه مانند آهن و سرب و مس و غیره را ندارد. در صورتی که اول ضرر ابدی ما که از احتیاج به قند و چای و غیره منافع عاید دارد جای نصف این سه نفر فقره ضرر یومیه ملت را نخواهد گرفت فلهذا روز به روز فقر و پریشانی ما بیشتر خواهد شد منظور این توضیح نه اینست که ما نباید در معادن خود کار نمائیم و صید مروارید در خلیج فارس نکنیم و در شهرهای مرکزی و سرحدی ایجاد کارخانجات ننمائیم ولی مقصود ما در این است که ملت ایران خرابی های عمدۀ اساسی فلاحت دارد و احتیاجات ابدیه و یومیه دارد و این احتیاجات کمر ملت را شکسته مایه خرابی، فقر و پریشانی ماها شده است.
undefined
خوبست اولیای دولت و بزرگان ملت اول رفع احتیاجات اولیه یومیه ضروریه ما را بنمایند بعد از آن به رفع سایر احتیاجات بپردازند. این بنده خادم که در عمل زارعت چای امتحانات خود را داده و حصول این مقصد را در کمال سهولت اظهر من الشمس وابین من الامس بر همه کس ظاهر و ثبات نموده اگر بزرگان ملت در فکر این باشند که سداین رشته ضرر را بنمایند متعهد و ملتزم است در صورت شرکت صحیحی که تجار و بزرگان ملت در این کار بنمایند و سرمایه مکفی بدهند در اندک زمانی انشالله تعالی رفع این احتیاج را از کل مردم ایران بنمایم. همینکه انشاالله این کار پیشرفت کرد امثال بنده بسیارند که در تهیه رفع ضرر قند و نفت نیز برآیند.