متهم پس از دستگیری برای انجام مراحل قانونی و بازجویی های بیشتر به دادسرای امور جنایی تهران منتقل شد.

به گفته سردار گودرزی، ماجرا به سال ۱۳۹۰ برمی گردد، زمانی که مردی جوان به قتل رسید. بررسی های اولیه نشان داد مقتول پیش از جنایت قرار ملاقات با متهم داشته است. موضوع قرار ملاقات با مسائل شخصی و اختلافات خانوادگی میان دو نفر مرتبط بوده و در جریان درگیری لفظی، متهم با ضربات چاقو مقتول را به قتل رسانده و سپس از محل گریخته بود.
رئیس پلیس آگاهی تهران بزرگ تأکید کرد که تحقیقات در آن زمان به دلیل فرار متهم متوقف مانده بود، اما با دریافت اطلاعات تازه، پرونده بار دیگر به جریان افتاد. کارآگاهان اداره دهم پلیس آگاهی تهران بزرگ موفق شدند رد متهم را در تهران پیدا کنند و متوجه شوند او در طول این ۱۴ سال در این شهر مخفی شده و در یک رستوران سنتی واقع در خیابان شریعتی تهران مشغول به کار بوده است.
با هماهنگی های قضایی و برنامه ریزی دقیق، تیم های عملیاتی پلیس با نظارت نامحسوس محل فعالیت متهم را زیر نظر گرفتند. سردار گودرزی توضیح داد که سرانجام در یک عملیات غافلگیرانه، قاتل فراری دستگیر شد و به محض انتقال به اداره دهم پلیس آگاهی، اعتراف کرد که طی این ۱۴ سال در تهران زندگی می کرده و هیچ گونه تلاشی برای مخفی کردن هویت خود نکرده است.
متهم پس از دستگیری برای انجام مراحل قانونی و بازجویی های بیشتر به دادسرای امور جنایی تهران منتقل شد. همچنین قرار است پرونده برای ادامه رسیدگی قضایی و پیگیری مراحل قانونی، با قرار عدم صلاحیت به مشهد ارسال شود تا روند دادرسی مربوط به قتل آغاز شود.
این پرونده نمونه ای از پرونده های قدیمی است که با پیگیری مستمر و تلاش های فنی و اطلاعاتی پلیس، پس از سال ها بسته شد و نشان داد که هیچ پرونده ای بدون رسیدگی باقی نمی ماند. سردار گودرزی ضمن اشاره به حساسیت ویژه پرونده های قدیمی گفت:
«فرار طولانی مدت متهمان هیچ گاه مانعی برای عدالت ایجاد نمی کند و کارآگاهان ما با استفاده از تکنیک های نوین پلیسی توانستند رد متهم را پیدا کرده و او را به دست عدالت بسپارند.» تحقیقات تکمیلی و بازجویی های بیشتر از متهم همچنان در جریان است تا جزئیات کامل ماجرا و انگیزه قتل روشن شود و مراحل قانونی رسیدگی در دادگاه مشهد طی شود.
میهمانِ بیگناه، قربانی تسویهحساب همسایه شد
وقتی دزد، خانه دزد را زد؛ به خاطر لو دادن همکارم به من تخفیف بدهید
ما آدمکش نبودیم، فقط ترسیده بودیم
دعوای مرگبار به خاطر یک تکه سنگ
جنایتی که به خاطر بدگویی از پدر رخ داد
جنایت رئیس شرکت به خاطر علاقه به کارمندش/در کپسول مریم سیانور ریختم