چرا به راهکارهای ۶۰سال پیش ناصر معتمدی برای توسعه ایران بی توجهی شد؟

«ایران کشور کشاورزی نیست، باید صنعتی شود»


۱۴۰۴/۰۷/۱۵ - ۲۱:۱۷ | کد خبر: ۵۷۰۳۱ چاپ

نیم قرن پیش، یک مهندس ایرانی با نگاهی واقع گرایانه هشدار داد: ادامه اتکای صرف به کشاورزی در کشوری خشک، راه به توسعه نمی برد. این هشدار اما نادیده گرفته شد و امروز، آثارش در بحران آب و ناترازی اقتصادی به وضوح پیداست

«ایران کشور کشاورزی نیست، باید صنعتی شود»
اختصاصی کلانشهر: نیما فریدمجتهدی (آب وهواشناس)،سمانه نگاه (هواشناس)- این روزها که گفتمان رایج «ناترازی» است و این گفتمان به شکل عملی در زندگی مردم جاری، بسیاری به نقد عملکرد گذشته می پردازند و مسئله توان طبیعی ایران و همچنین عدم وجود طرح یکپارچه آمایش سرزمین از اهم این  توجهات است.

 در هر صورت آنچه که مسلم است برآیند اشتباهات با هر انگیزه ای در همراهی با شرایط گرمایش جهانی و تغییر آب وهوا شرایط کشور را به دست انداز انداخته است. در میانه تمامی این هیاهوها، نسخه دیجیتال کتابی از ناصر معتمدی که در سال ۱۳۴۴ چاپ شده است توجه نگارندگان را به خود جلب کرد. کتابی با عنوان متمایز و مشخص، با نام «ایران یک کشور کشاورزی نیست، باید صنعتی شود».

عنوان و محتوای کتاب که به شکل عیان و جسورانه چنین موضوعی را مورد بحث قرار داده است و همچنین شرایط فعلی کشور که سبب ایجاد بحث های مشابه همین شده و قدمت کتاب، که به پیش از دهه ۵۰ شمسی برمی گردد، همگی نشان می دهد که موضوعات مربوط به آمایش سرزمین و عدم توجه به آن، امری سابقه دار در ایران است؛ دردیست مزمن و ادامه دار که چالش های عمیقی را پیش روی ما قرار داده است. 

 

یکی دیگر از نکاتی که مباحث این کتاب را جالب می کند، نگارش و ارائه نظرات آن بعد از «انقلاب سفید» یا «اصلاحات ارضی» است؛ درست در زمانه ای که توجه به امر کشاورزی در اوج خود بوده است.

 

 نویسنده مهندس کشاورزی  با تخصص اقتصاد و تکنولوژی صنعتی بوده است. ناصر معتمدی در حوزه اقتصاد ترجمه هایی را به بازار نشر ارائه کرده است ازجمله این کتاب ها می توان از

 

 نظام ملی اقتصاد سیاسی، شرکت سهامی نشر، ۱۳۷۰

 

 نظام ملی اقتصاد سیاسی، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، ۱۳۷۹

 

خطوط کلی نظام آمریکایی اقتصاد سیاسی: راز پیشرفت و موفقیت آمریکا: دوازده نامه فردریک لیست به جی اینگر سول رئیس کانون صاحبا، شرکت سهامی انتشار ۱۳۸۰

 

  چرا انقلاب در ایران و احتمالاً در جهان، شرکت سهامی انتشار، ۱۳۸۴

 

 اقتصاد ملی و اقتصاد جهانی: نظام طبیعی اقتصاد سیاسی: تجانس ها و تعارض ها، شرکت سهامی انتشار ۱۳۸۷

 

 از وی ظاهرا کتابی دیگری با این عنوان نیز وجود دارد:

 

 ضرورت صنعتی شدن ایران یا افزایش قدرت تولیدی ملی

 

بنا به گفته وی این کتاب منجر به مجموعه ناملایماتی در حکومتِ پیشین برایش شد که شرح تفصیلی آن در کتاب «چرا انقلاب»، توسط وی به رشته تحریر درآمده است.

 

معتمدی در مورد انگیزه نگارش این کتاب، چنین می گوید: تصمیم به نوشتن این کتاب، از آنجا شروع می شود: وقتی سال ۱۳۳۵ در آمریکا به تحصیل اشتغال داشتم، تحت عنوان کشاورزی و صنعت در ایران در مجله دانشجو، وابسته به انجمن دانشجویان مقیم آمریکا مقاله ای انتشار دادم که بسیار مورد توجه قرار گرفت...

این همه تشویق و ملاطفت نگارنده را بر آن داشت تا درباره موضوع مقاله مطالعات بیشتری کرده و با گردآوردن اطلاعات جامع تر آن را به صورت کتابی درآوردم».

 

کتابِ «ایران یک کشور کشاورزی نیست، باید صنعتی شود» در ۵ فصل تدوین شده است.

 فصل اول به کشاورزی امروز در ایران پرداخته است.

فصل دوم به امکانات کشاورزی ایران در آتیه، فصل سوم به صنعت و امکانات آن در ایران، فصل چهارم بررسی برنامه سوم و حدود هماهنگی آن با نظریات این کتاب، فصل پنجم نتیجه گیری و پیشنهادات.

 

لازم به ذکر است که این مطلب نه دیدگاه نویسندگان یادداشت بلکه صرفاً نمونه ای مستند از مباحثی است که نشان می دهد ایران حتی در ۵۰ سال پیش نیز درگیر تصمیم گیری در زمینه چالش های آبی و معضلات تامین آب بخش کشاورزی بوده است و از آن زمان، محدودیت های منابع  طبیعی دغدغه ای قابلِ توجه بوده است.

 

حال آنکه در بسیاری از کشورهای دنیا وقتی محدودیت و مضیقه در یک بخش از نظر طبیعی و اقلیمی وجود دارد، نگرش و عملکرد بهینه به سمت بخش های دیگری که دارای شرایط ذاتی مساعدتری هستند، معطوف می شود تا جبران محدودیت ها شود. به همین دلیل است که بعضی کشورها در تولید محصولات خاصی در دنیا برند و بی رقیب هستند. همچنان که در فلات کم بارش ایران، آب کالایی کمیاب و قیمتی است و تولید محصول ارزان کشاورزی از آبِ با بهایِ گزاف، آنهم با تکیه بر دستبرد بی رحمانه به منابع آب های زیرزمینی که قطعا پایان ناپذیر نیست، جای تآمل و تفکر بسیار دارد.

 

با تاکید بر امانتداری، مطالب ارائه شده در ذیل، به طورمستقیم برگرفته از کتاب ایشان است و مبین دیدگاهشان در شرایط گذشته ایران بوده است: 

 

چرا کشاورزی گزینه خوبی برای توسعه ایران نیست؟

 

ایران با قرار گرفتن در یک منطقه خشک، علی رغم دارا بودن اراضی فراوان، یک سرزمین کشاورزی نبوده، به طورِ طبیعی استعداد زراعی چندانی ندارد. برای تبدیل این اراضی به اراضی زراعی، سرمایه گذاری های عظیمی، برای ایجاد تاسیسات آبیاری موردِ احتیاج است. با توجه به این سرمایه گذاری ها، بدیهی است قیمت محصولات تولیدی، در این اراضی، نسبت به اراضی طبیعتاً کشاورزی در جهان که هیچگونه سرمایه ای برای کشاورزی نمودن آن به کار نرفته بسیار گران تمام می شود.

 توسعه کشاورزی از طریق عمقی نیز در عین داشتن امکانات بسیار ارزنده به مناسبت محدودیت سطح کشت، بی سوادی و خرافی بودن روستائیان، پایبندی به عادات و رسوم چندین هزار ساله، بعد مسافت بین دهات، پراکندگی فعالیت های کشاورزی، وابستگی کشاورزی به طبیعت و عواملی از این قبیل محدودیت هایی دارد که امکان ازدیاد تولید و بهره برداری را در مدت کوتاه، در سطح معینی محدود می نماید.

 

محدودیت کشاورزی، (که تنها منبع درآمد در گذشته بوده) محدودیت درآمدها را باعث گشته و فقر و بی چیزی نصیب ملت ایران کرده است. بایستی راهی جهت خلاصی از این فقر و بی چیزی جستجو کرد.

 

 کشور ما برای دست یابی به یک رشد اقتصادی همه جانبه در عین توسعه عاقلانه کشاورزی چاره ای جز صنعتی شدن و بهره برداری از منابع غیرکشاورزی خود ندارد و به این جهت است که در مقابل همه گونه محدودیت طبیعی کشاورزی در کشور، تنها محدودیت صنعتی ، ارشاد قسمتی از درآمدهای کشاورزی به سرمایه گذاری های صنعتی بوده ولی در ایران که کشاورزی فقیر است، چنین پس انداز و سرمایه گذاری به سادگی مقدور نشده و توسعه ای در امر صنعت ، چنانکه باید، به وجود نیامده است.

 

امروزه افق تازه ای پدیدار گشته و درآمدهای نفتی، نور امیدی در دل دمیده که اگر خوب هدایت شود به خوبی کمبود کشاورزی را در تامین سرمایه مورد احتیاج برای یک نهضت صنعتی همه جانبه جبران خواهد کرد.

صنعت، با بکار بستن مقداری سوخت (که ما فراوان داریم) و ماشین ((که با سرمایه گذاری کافی، فراهم شدنیست) نیروی کار به مرابت ارزان تر از نیروی کار عضلات انسانی به بشریت عرضه نموده که بهره بردای از آن برای هر اجتماعی فهمیده و خواهان ترقی از ضروریات اولیه است. ممالک صنعتی امروزی که اکثر به طورِ طبیعی دارای استعداد کشاورزی جالبی می باشند، (آمریکا، استرالیا، کانادا و ...) علی رغم امکان تولید محصولات کشاورزی ارزان قیمت، (اراضی به طورِ طبیعی کشاروزیست و سرمایه ای جهت کشاورزان نمودن آن به کار نرفته) تنها به رشته کشاورزی اکتفا ننموده، برای دست یابی به یک رشد واقعی، صنعت و تولیدات صنعتی را اقتصادی دانسته اند و در توسعه آن هیچ گونه کوششی فروگذار نکرده اند. آنان به خوبی می دانند بدون صنعت، حتی اگر بهترین استعدادهای کشاورزی را در اختیار داشته باشند قادر به رشد واقعی نمی باشند ایجاد فقط ۵ درصد از درآمدهای ملی در آمریکا از طریق کشاورزی با آن امکانات وسیع دلالتی است صریح بر این مدعا.

پس از مطالعه در وضع اقتصادی ممالک مختلف، (نگارنده)  به این نتیجه رسیده ام که درآمد فردی، تقریباً در هیچ کشوری، حتی اگر دارای بهترین استعدادهای زراعتی باشد، از طرق کشاورزی، از ۱۵۰ دلار (احتمالاً اشتباه تایپی) در سال متجاوز نیست. بقیه درآمد افراد ممالک پِردرآمد از طریق فعالیت های صنعتی و سایر رشته های غیرکشاورزی حاصل می شود. در هر نهضت صنعتی محدودیت تکنیک و فن، یکی از محدودیت های عمده اجتماعات خواهان ترقی می باشد، همان طوری که برای یک کودک تا مرحله یک مهندس و یا یک دکتر عالیقدر، صرف وقت، سرمایه گذاری و زحمت لازم است، برای تبدیل یک اجتماع روستایی به یک اجتماع صنعتی نیز سرمایه گذاری و گذشت فراوان لازم است.

 بایستی آماده باشیم، تا همانگونه که اشتباه کودکان خود را در مراحل مختلف بخشودنی و قابلِ عفو می دانیم، اشتباه نهضت صنعتی خود را نیز به صورتِ اجناس نامرغوب تر و گران تر تحمل نمائیم، تا با این اغماض و چشم پوشی، بتوانیم به زودی صنایع خود را به صورتِ جوانانی فعال، برومند و تحصیل کرده درآوردیم و از مزایای فعالیت آنان بهره مند شویم.

 

ملت ژاپن که تا این اندازه مورد احترام جهانیان است، در ۵۰ سال پیش، با علم به غیراقتصادی بودن صنعت ذوب آهن، آن صنعت را به وجود آورد و اضافه قیمتی که برای آهن بدست آمده را می پرداخت. پای تعلیم و تربیت اجتماع خود را در راه صنتعی شدن گذاشت، تا آنجا که در ظرف مدتی کوتاه، به این صنعت مسلط شد و امروز علی رغم عوارض گمرکی قابلِ توجه، آهن و فولاد به آمریکا و آلمان صادر می نمایند. در گذشته متاسفانه اکثر ما با عناصر استعماری هم صدا گشته و به طرق مختلف به تضعیف روحیه ملی خود پرداخته ایم. خود را ملتی فاسد، تنبل، بی ابتکار و بدون حس همکاری و تعاون قلمداد نموده ایم، غافل از اینکه این خصوصیات معلول علتی بوده که کمی دقت و توجه، غیرذاتی بودن آن را در ملت ما آشکار می نماید. این ملت تنبل نیست، بی ابتکار نیست، فاسد نیست. این ملت دارای همه گونه استعداد و شایستگی است و با تریبت صحیح می توان اجتماعی همبسته، هماهنگ و دارای حس تعاون کافی باشد. بیائید اجازه ندهیم استعمار نقش عوض کند و حرف هایی قدیمی را در قالبی جدید به خورد ما بدهد. تا دیروز، فقر و عقب افتادگی ما را خواست خدا قلمداد می کردند ولی امروز که مردم به حقیقت خدا بیشتر پی برده اند، این حنا دیگر رنگی ندارد. حالا به ما می گویند ما قابلیت نداریم، شایستگی نداریم، تنبیلم و بیکاره و بهتر از این نمی توانیم باشیم.

 تاریخ ۱۵۰ سال اخیر را ورق بزنید، به خوبی در هر ورقش نقش استعمار را در تضعیف روحیه شهامت، صداقت، درستی و حس ملی و میهن پرستی ما می یابید. ذهی بی شرمی چنین می کنند و بعد کتاب «حاجی بابا» برای ما می نویسند و از فساد اخلاق ما سخن می رانند. فروش این چنین کتاب هایی خیانت است و خواندن و ترویج این چنین افکار خیانت بارتر.

هیچ ملتی ذاتاً بیکاره نیست. به اطراف خود بنگرید، مللی را می یابید که تا دیروز مردمی به اصطلاح دی جنره، مضمحل و بیکاره شناخته شده بودند، ولی امروز دل بزرگ ترین قدرتهای جهان را می لرزانند. جوانان ما نیز در محیط های مناسب قابلیت های شگفت انگیزی از خود نشان داده و می دهند. فقط بایستی سعی کنیم محیط فعالیت، ابتکار، همکاری، در سایه تقویت قانون و حس ملی فراهم شود تا یک یک ما از چنین نظمی واقعا سرشار و سرخوش شویم.

 

بخشی از مهمترین پیشنهادات:

 

۱-ایجاد صنعت ذوب آهن، با توجه به صرفه و صلاح مملکت (به ویژه از نظر قیمت کارخانه)، در اولین فرصت.

 

 ۲-ایجاد صنایع پتروشیمی و توجه خیلی بیشتر به صنایع ماهیگیری و سایر صنایع وابسته. توسعه هرچه بیشتر اکتشاف معادن، و بهره برداری بیش از پیش از این منابع ثروت ملی.

 

 ۳-ایجاد صنایع اتومبیل سازی واحد، به منظور تولید و عرضه اتوموبیل در دو اندازه نسبتاً کوچک و ممنوع الورود نمودن اتوموبیل از خارج به طورکلی.

 

 ۴-فروش اتومبیل های دولتی و محدود نمودن استفاده از اتوموبیل فقط به وزیران، استانداران، سناتورها و...

 

۵-کوشش در پایین نگه داشتم سطح دستمزدها و افزایش هرچه بیشتر اشتغال.

 

 ۶-تجدیدنظر در تشکیلات اداری به منظور کاهش تشریفات زائد که نه تنها به کارمند کمتر و نتیجتاً بودجه پرسنلی کمتری جهت انجام کارها احتیاج خواهد داشت، بلکه نیروی عظیمی که امروزه از طرف ارباب رجوع، صرف هیچ و پوچ از این اتاق به آن اتاق و از این اداره به ان اداره شده و جز نارضایتی نتیجه ای ندارد صرف کارهای مفیدتر و موثرتری خواهد شد.

 

ضمناً با به کارانداختن اعتبارات صرفه جویی شده،در کارهای عمرانی تازه و استخدام افراد بیشتر، جبران تقلیل کارمندان کادر فعلی نیز گردیده است.

۷-تصویب هرچه زودتر لایه استخدامی، جهت ایجاد هماهنگی در وضع کارمندان دولت و به منظور از میان برداشتن تبعیضات و نابسامانی های استخدامی، به خصوص با توجه به وضوع مالی و اقتصادی کشور.

 

 ۸-تصویب و اجرای قانون مالیاتی، به خصوص به منظور جلوگیری از راکد گذاشتن سرمایه، توسعه بیش از پیش سرمایه گذاری و رونق شرکت های سهامی.

 

 ۹-نظارت بر قسط فروشی، به خصوص جلوگیری از قسط فروشی اجناس مصرفی خارجی.

 

 ۱۰-نظارت بر ایجاد کارخانجات تولیدی و اجازه تاسیس کارخانه جدید، فقط تا حدود ۲۵ درصد بیش از ظرفیت مصرفی کشور.

 

 ۱۱. تصویب و اجرای قانون تجارت قابل قبول، به خصوص به منظور حقوق سهامداران و تقویت شرکت های سهامی. زیرا بدون شرکت های سهامی سیستم سرمایه گذاری و اقتصاد آزاد مفهومی ندارد.

ایران ۲ درجه از میانگین جهانی گرم تر شده؛ وقتی همه می دانند اما کاری نمی کنند
از قنات تا بحران اقلیم؛ ایرانِ گرم‌تر و کم‌تاب‌آورتر

نظر شما:

security code