با انفعال جهاد کشاورزی کِشت غیرمجاز برنج در ۱۷ استان ادامه دارد

ایران خُشک شده؟مهم نیست؛ «پلوخوری» نباید تعطیل شود


۱۴۰۴/۰۷/۲۷ - ۱۲:۱۰ | کد خبر: ۵۷۲۸۸ چاپ

ایران در حال خشک شدن است، زمین ها فرو می نشینند، سفره های آب زیرزمینی تهی می شوند، اما جهاد کشاورزی همچنان نقش یک ناظر بی قدرت را بازی می کند. اگر این وزارتخانه نتواند یا نخواهد جلوی کِشت های غیرمجاز و سیاست های مخرب را بگیرد، سهم بزرگی در آینده تاریک سرزمین ایران خواهد داشت

ایران خُشک شده؟مهم نیست؛ «پلوخوری» نباید تعطیل شود
اختصاصی کلانشهر: معاون امور زراعت وزارت جهاد کشاورزی امروز اعلام کرد: «امسال حدود دو میلیون تُن برنج در کشور تولید شده و کوچک ترین نگرانی در استان های شمالی وجود ندارد.» مجید آنجفی همچنین خبر داده که در ۱۹ استان کشور برنج کاشته می شود؛ در حالی که بر اساس سیاست رسمی وزارت جهاد کشاورزی، کِشت برنج فقط در استان های گیلان و مازندران مجاز است.

این تضاد آشکار میان سیاست رسمی و واقعیت میدانی، به روشنی نشان می دهد که علی رغم وضعیت بحرانی آب در ایران،کنترل موثری بر این روند وجود ندارد.

وقتی شیره ی ایران بابت پلوخوری کشیده می شود

پلو، غذای ملی و محبوب ایرانی هاست؛ اما پایداری آن بر سر سفره ها امروز به قیمت نابودی منابع حیاتی کشور تمام می شود. در ۱۷ استان کشور، از خوزستان و فارس تا اصفهان، کرمانشاه و چهارمحال و بختیاری، برنج به صورت غیرمجاز کاشته می شود؛ اغلب در زمین هایی که از منابع آب زیرزمینی برای آبیاری استفاده می کنند.

استفاده مداوم و بی رویه از سفره های آب زیرزمینی برای کشت محصولات آب بر نه تنها باعث افت شدید سطح آب و فرونشست زمین شده، بلکه در بسیاری از دشت های کشور، تَرک های عمیق، نابودی خاک و آلودگی شدید هوا بر اثر گرد و غبار را به دنبال داشته است. وقتی زمین فرو می نشیند و خاک می میرد، دیگر بازگشتی وجود ندارد.

مهاجرت از دشت های خشک به شمالِ فعلا سبز

خشکی زمین، بی آبی و نابودی معیشت در بسیاری از استان های مرکزی، جنوبی و غربی ایران موجب شکل گیری موج مهاجرت افسارگسیخته به گیلان و مازندران شده است؛ استان هایی که در میان بی عملی برخی ارگان ها با تغییر کاربری اراضی کشاورزی، فشار بر منابع طبیعی و تخریب جنگل ها دست وپنجه نرم می کنند.

این مهاجرت ها پیامد مستقیم سیاست های نادرست در حوزه کشاورزی آب بَر و نبود مدیریت موثر است. مردمی که زمین شان نِشَست کرده و چاه هایشان خشک شده، ناچارند برای بقا به شمال کشور کوچ کنند و این یعنی انتقال بحران به مناطقی که هنوز نفس می کشند.

جهاد کشاورزی؛ نهاد هشداردهنده یا نهاد مسئول؟

جهاد کشاورزی در سال های اخیر، بیش از آنکه نقش فعال و اجرایی داشته باشد، در قامت یک نهاد هشداردهنده ظاهر شده است؛ نهاد عریض و طویلی که به جای مقابله با تخلفات گسترده، صرفاً به اطلاع رسانی و صدور بخشنامه اکتفا می کند.
اگر کشت برنج در ۱۷ استان غیرمجاز است، پس چرا جلوی آن گرفته نمی شود؟ آیا قوانینی وجود ندارند یا اراده ای برای اجرای آن نیست؟

اگر فردا گیاهان اعتیادآور کاشته شوند چه؟

فرض کنیم کشاورزانی در همین زمین ها اقدام به کِشت گیاهان اعتیادآور کنند؛ آیا باز هم جهاد کشاورزی فقط گزارش می دهد یا وظیفه قانونی خود را در ممانعت از ادامه کشت با همکاری ارگان های انتظامی انجام می دهد؟ چرا در برابر کشت غیرقانونی محصولات پرمصرف آبی، همین اراده و قاطعیت وجود ندارد؟

سیاست های غلط، عامل خشک شدن ایران

دهه هاست که جهاد کشاورزی با تشویق بی رویه روستاییان به توسعه کشاورزی در همه نقاط کشور، بدون در نظر گرفتن توان اکولوژیک سرزمین، سهم بزرگی در بحران امروز آب و خاک ایران داشته است. خاک تالاب ها خشک شده، چاه های ژرف بی رویه حفر می شوند، دریاچه های نمک گسترش یافته اند و هنوز مسئولان این وزارتخانه از «پایداری در تولید» سخن می گویند.

ایران را فدای «پلوخوری» نکنید

ایران در حال خشک شدن است، زمین ها فرو می نشینند، سفره های آب زیرزمینی تهی می شوند، اما جهاد کشاورزی همچنان نقش یک ناظر بی قدرت را بازی می کند. اگر این وزارتخانه نتواند یا نخواهد جلوی کِشت های غیرمجاز و سیاست های مخرب را بگیرد، سهم بزرگی در آینده تاریک سرزمین ایران خواهد داشت؛البته از همین امروز هم در جای جای ایران مرگِ تراژیک زاینده رود اصفهان،دریاچه ارومیه،تالاب گاوخونی و هامون و تالابهای خشک شده خوزستان و...مقابل چشمانمان اتفاق افتاده است. اما گویا وزارتخانه هایی مانند جهاد کشاورزی منتظر معجزه نشسته اند که منفعت فصلیِ و عمدتا اندک شماری از کشاورزان را به منافع ملی ترجیح می دهند.