انتشار ویدئویی از شوخی استاندار گیلان با جمعی از خبرنگاران در لاهیجان، موجی از واکنش های تند و بعضاً جهت دار را در شبکه های اجتماعی و برخی رسانه ها به دنبال داشت؛ رفتارهایی که نه تنها با اصول حرفه ای روزنامه نگاری همخوانی ندارد، بلکه نمونه ای آشکار از تحریف واقعیت و تبدیل یک موقعیت صمیمانه به حاشیه سازی هدفمند است.

این جمله که در فضایی کاملاً غیررسمی و همراه با خنده و مزاح مطرح شد، به سرعت در شبکه های اجتماعی بازنشر و به موضوعی جنجالی تبدیل شد؛ آن هم با روایت هایی که نسبتی با واقعیت صحنه نداشتند. توضیحات استاندار گیلان بعد از حاشیه های ایجاد شده را اینجا ببینید
هر فرد منصفی که تنها دو دقیقه زمان برای تماشای ویدئو بگذارد، به آسانی متوجه صمیمیت فضای گفتگو و شوخی بودن ماجرا می شود. اما در این میان، برخی رسانه های اپوزیسیون روایت ماجرا را به سمت تخریب استاندار گیلان هدایت کردند؛ روندی همیشگی در سبک و سیاق فعالیت این رسانه ها که در آن از دهیار یک روستا تا بالاترین مقام اجرایی کشور با یک چوب رانده می شوند و هیچ تمایزی میان عملکرد، شخصیت و سابقه افراد قائل نمی شوند. هدف روشن است: ساختن تصویری یکدست و سیاه از مدیریت کشور و تحریک احساسات مردم ایران که تحت فشارهای مختلف اقتصادی قرار دارند.
اما پرسش مهم تر این است که چرا برخی خبرنگاران داخلی نیز در همین مسیر قدم گذاشتند؟ خبرنگاری که در محل حضور داشته یا ژورنالیستهایی که به صورت حرفه ای در سطح ملی فعالیت می کنند، چرا باید آگاهانه یا ناخودآگاه در زمین رسانه هایی بازی کنند که اساس کارشان بر جهت دهی های خاص و برانگیختن خشم عمومی است؟
کجای وارونه نمایی حقیقت، کار خبرنگار است؟
در کدام کلاسِ اصول روزنامه نگاری «نیت خوانی» آموزش داده می شود؟
و چگونه یک شوخی ساده به ناگاه تبدیل می شود به «توهین»، «تحقیر» یا حتی «خشونت رسانه ای»؟
بی تردید، انتخاب واژه ها از سوی استاندار می تواند مورد نقد قرار گیرد و شاید بهتر بود برای شوخی خود از عباراتی دقیق تر و کم حاشیه تر استفاده می کرد. اما نقدِ انتخاب واژه با برچسب زنی و تبدیل یک رفتار دوستانه به کنشی خصمانه تفاوتی عمیق دارد. آنچه در برخی واکنش ها دیده شد نه نقد بود و نه حرفه ای گری، بلکه نمونه ای آشکار از تخریب، تحریف و دور شدن از اخلاق رسانه ای بود.
بخش مهمی از کار خبرنگاری، مسئولیت اجتماعی است؛ مسئولیتی برای روشن کردن حقیقت، نه دست کاری آن.
اگر مرز بین نقد و وارونه سازی حقیقت برداشته شود، اگر هر شوخی ساده تبدیل به اتهامی بزرگ شود، اگر روایت ها بر اساس هیجان و موج سازی ساخته شوند، آن گاه زیان اصلی متوجه جامعه و اعتماد عمومی خواهد بود.
ماجرای اخیر فرصتی است برای بازنگری؛ هم برای مسئولان که بدانند هر واژه می تواند دستمایه سوءبرداشت شود، و هم برای رسانه ها که یادآوری کنند وظیفه شان روایت حقیقت است، نه تولید حاشیه.
نظر شما:
گیلان در تأمین غذای کشور نقش کلیدی دارد
توسعه، بدون حفاظت از طبیعت و استفاده از نخبگان، پایدار نمیماند
سدهای پلرود و شفارود در اولویت توسعه آبی گیلان
سرمایهگذاری در کشاورزی، صنعت و گردشگری؛ راهبرد گیلان برای جهش اشتغال
گیلان، نقطه اتصال ایران و روسیه در کریدور شمال ـ جنوب
اقتصاد دریامحور ابزاری استراتژیک برای گیلان و سایر کشورهای حاشیه خزر