مرد جوانی که پس از مصرف مشروب الکلی، در اقدامی دهشتناک مادر جوان و دختر ۸ ساله اش را با ضربات چاقو به قتل رسانده بود، بالاخره سکوت خود را شکست و جزئیات این جنایت دلخراش را برای کارآگاهان تشریح کرد.

قاتل مادر و کودک ۸ ساله: با دیدن زن جوان وسوسه شدم
کلانشهر: این متهم ۲۳ ساله از اتباع کشور افغانستان را که مدعی است با انگیزه جنسی هموطنان خود را کشته است بخوانید.

 
* چند وقت بود که به ایران آمده بودی؟  تازه به ایران آمده ام. خیلی وقت نیست.

*چرا به ایران آمدی؟ برای پیدا کردن کار به کشور شما آمده بودم.

*کاری هم پیدا کردی؟ بله، در یک کارگاه تولیدی پوشاک کار پیدا کردم.

*مقتولان را از قبل می شناختی؟ نه، فقط در محل دیده بودم که می رود و می آید. فقط چند بار او را از دور دیده بودم.

*پس چرا آنها را انتخاب کردی؟  در کارگاه تولیدی پوشاک روبه روی خانه مقتولان مشغول بودم. چون تازه وارد بودم، همان محدوده را برای کار انتخاب کردم و بیشتر همان اطراف بودم.

*از ماجرای قتل ها بگو؟  آن شب مشروب خورده بودم، خیلی هم زیاد خوردم. اصلاً حالت طبیعی نداشتم و درست نمی فهمیدم چه کار می کنم.

* قبل از ورود به خانه، چه چیزی باعث شد وسوسه شوی؟  در خانه نیمه باز مانده بود، وسوسه شدم و بدون فکر وارد خانه شدم.

* وقتی زن جوان تو را داخل آپارتمانشان دید، چه واکنشی نشان داد؟  بلافاصله شروع کرد به داد و فریاد. خیلی ترسیده بود و وحشت کرده بود.

* دختر ۸ ساله اش کجا بود و چه کرد؟ دختر خردسالش هم با شنیدن سر و صدا به سمت مادرش دوید. او هم خیلی ترسیده بود.

* چرا تصمیم به کشتن آن ها گرفتی؟  چاقو همراهم بود. در آن لحظه چیزی نمی فهمیدم. مقاومت زن باعث عصبانیت شدید من شد و ضربات چاقو را زدم.

 *وقتی دختر بچه شروع به گریه و فریاد کرد، چه احساسی داشتی؟ در آن لحظه فقط می خواستم ساکت شود. دیگر کنترل خودم را نداشتم و به او هم ضربه زدم.

 *بعد از جنایت ها چه کردی؟ وقتی به خودم آمدم، چاقو را انداختم و می خواستم سریع خواستم فرار کنم.

* همسایه ها چگونه تو را گرفتند؟ همسایه ها که از سر و صداها باخبر شده بودند، وقتی رسیدند و من را با لباس های خونی دیدند نگذاشتند فرار کنم. مرا زمین گیر کردند و بعد هم دست و پایم را بستند.

* آیا مواد مخدر هم مصرف کرده بودی؟ نه، فقط سیگار می کشم. مشروب خورده بودم. مواد مخدر مصرف ندارم.

* آیا سابقه کیفری یا جنایی داشتی؟ نه، هیچ سابقه ای نداشتم. این اولین بار بود که چنین کاری مرتکب شدم.

*الان چه حسی داری و چه حرفی برای خانواده مقتولان داری؟ خیلی پشیمانم. هر لحظه به آن صحنه فکر می کنم و عذاب می کشم.

* به خانواده ات در افغانستان چه گفتی؟ به خانواده ام خبر دادم که چه جنایت وحشتناکی مرتکب شده ام. اگر زمان به عقب برگردد، هرگز چنین کاری نمی کردم.