گفت و گویی با ناصر مسعودی به بهانه سالروز تولدش:
خوشحالم از اینکه هنوز کار من در ذهن مردم است
۶ فروردین ۹۹ چاپ

کلانشهر _ پیمان برنجی: استاد "ناصر مسعودی" بی نیاز از هر شرحی‌ است؛ اما شاید کمتر کسی بداند که این پیشکسوت پرآوازه ی موسیقی گیلان، در فضای مجازی بسیار بروز است و این خصلتش نسبت به سایر هنرمندان پیشکسوت، غبطه برانگیز است. هر چند که فضای مجازی گاهی تیغی دو دّم است و هم خیر دارد و هم شرِ احتمالی؛ مثل همین چند روز پیش که خبری جعلی و نازیبا {خبر درگذشت دروغین ایشان}فضای مجازی را تسخیر کرده بود. خبری که چند روزی خاطرِ ما و دوستدارانش را از این بی اخلاقی مکدر کرد و دل مهربانش را هم آن طور که می دانم آزرد. اما آنچه در ادامه می‌خوانید برشی از آخرین گفت‌وگویم با ایشان است که پیشتر در روزنامه همشهری منتشر شد. عکس گفت‌وگو هم از دوست عزیزم پویا بازارگرد است.

خوشحالم از اینکه هنوز کار من در ذهن مردم است

□ پیش از انقلاب در ابتدا موسیقی از طریق صفحه گرامافون و بعد نوار کاست به گوش مردم می‌رسید. در حال حاضر با وجود گوشی های موبایل همه مرزها از بین رفته. نسبت به این پدیده چه احساس و نظری دارید؟ همه چیز در عین حال در جیب ماست.


■خوب این پدیده ای قابل احترام است. شما ظرف 30 ثانیه از هر اتفاقی در هر گوشه از دنیا با این وسیله باخبر می شوید. یا مثلا به یوتیوپ یا... می‌روید و آهنگهایی که نشنیده اید را گوش می دهید. اینها امکاناتی بسیار عالی ست. ولی خوب در این بین مسایلی هم وجود دارد. اینجا موسیقی ما قاطی شده و آن اعتبار و احترامی که موسیقی دارد رعایت نمی‌شود. الان همه یک جور هستند. در زمان ما خواننده خیلی کم داشتیم و فرستنده ها کم بود. این پدیده مورد اشاره شما خیلی چیزهای خوب دارد ولی نظم و انضباط و نظارتی درآن نیست. آن حساسیتی که در موسیقی ایرانی و کار ما که موسیقی محلی و فولکلور وجود داشت، امروز قاطی شده است. آن موقع به تعداد مشخص کار فولکلور داشتیم الان یک چیزهایی را بر می دارند و اضافه می کنند...

□ منظور از نظارت، نظارت ساختاری است؟

■ بله. ممیزی به آن صورت وجود ندارد. ولی وقتی شما مکانی برای عرضه هنر ندارید، جوان هایی که سالها در هنرستان موسیقی تحصیل می‌کنند بعد از آن باید خود را عرضه کنند و وقتی می‌خواهی خودت را عرضه کنی چطور باید اینکار را بکنی ؟

□ به نظر شما این دوران آشفتگی در موسیقی دوران گذار است، یا به قهقرا می‌رویم؟

■ نه، به قهقرا نمی‌رویم، فکر نمی‌کنم برویم. ما همیشه افراط و تفریط داشتیم مثل الان که همه یک جور می‌خوانند! شما شعری از مولانا نمی‌بینید که اینها به سبک و سیاق خودشان رویش ملودی نگذاشته باشند و نخوانده باشند.
آن موقع این حالت نبود. هر کسی برای خودش شاخص بود و جای خودش را داشت. صداها مشخص بود. کارهایی که می‌ساختند مشخص بود. اگر این اشکالات برطرف بشود از نظر تکنیک این پدیده خیلی مهم و خوب است. به نظرم هر پدیده ای یک مضاری دارد و یا یک سودی؛ بستگی دارد دنبال کدام برویم. نمی دانم جواب شما را دادم؟

□ شما در میان مردم، دوست داشتنی و محبوب هستید. چه اصلی را در زندگی هنریتان رعایت کردید که به این ویژگی رسیدید؟ خودتان رازش را می‌دانید؟

■ سوال مشکلی پرسیدی. برای آنکه من خودم نمی‌توانم بگویم. اما فکر می‌کنم صادق بودن یکی از دلایل باشد. البته محبوبیتی هم فکر نکنم داشته باشم، شما محبت داری. اما آنی را که حس می‌کنم به زبان می آورم.


□ از خودتان بابت کارهایتان راضی هستید؟ آن چیزی که در ذهنتان بود در ابتدای کارتان آیا به آن رسیدید؟

■ مسلما این گفته جای بحث دارد. ولی بطور کلی از لحاظ کیفیت، توقع من کم است. هیچ وقت متوقع نیستم که چرا فلان جا نیستم . خوشحالم از اینکه هنوز اثر کار من در ذهن مردم هست و علاقه‌مند بودنشان برایم خیلی مهم است و خیلی از آرزوها آدم می‌خواهد که نمی‌تواند به آنها برسد. ولی به‌عنوان «ناصرمسعودی» بطور کلی به اینی که هستم باید افتخار بکنم؛ چون نه ملک شش دانگم به آن درجه‌ای بوده که به آن ببالم و نه اینکه سفره من خالی بوده هرگز. خودم بودم که زندگی کردم. 56 سال است که با همسرم زندگی می‌کنم و خیلی از ایشان ممنونم که دوران جوانی‌ام را تحمل کرد، موقعی که من مدام این برنامه و آن برنامه بودم. بچه‌های من بچه‌های سالمی در اجتماع هستند و بدنام نیستند. توقع دیگری ندارم. ما آفتاب لب بام هستیم و این طبیعی است و برای همه همینطور است.