ریپورتاژآگهی

۱۰ کتاب بیوگرافی معروف که مسیر زندگی شما را تغییر می دهند


۱۴۰۵/۰۵/۰۷ - ۱۴:۱۹ | کد خبر: ۶۲۵۵۳ چاپ
۱۰ کتاب بیوگرافی معروف که مسیر زندگی شما را تغییر می دهند

چکیده : در این مقاله به معرفی ۱۰ کتاب زندگینامه و بیوگرافی معروف جهان از جمله کتاب های استیو جابز، نلسون ماندلا، ایلان ماسک و تارا وستوور پرداخته ایم. مطالعه بهترین کتاب های زندگینامه به شما امکان می دهد تا به جای فرمول های تکراری کتاب های انگیزشی، با تجربه های واقعی، شکست ها و تصمیم های استراتژیک شخصیت های موفق تاریخ آشنا شوید. همچنین معیارهای انتخاب یک کتاب بیوگرافی معتبر و راهنمای شروع مطالعه در این مطلب بررسی شده است.

نلسون ماندلا بیست وهفت سال از عمرش را در زندان گذراند و وقتی بیرون آمد، به جای انتقام، دست دشمنانش را فشرد. تارا وستوور تا هفده سالگی پایش را در هیچ کلاس درسی نگذاشته بود و چند سال بعد از کمبریج دکترا گرفت. این ها داستان نیستند؛ زندگی اند. و شاید همین تفاوت است که کتاب زندگینامه را به یکی از عجیب ترین گونه های ادبی تبدیل می کند: کتابی که در آن نویسنده نمی تواند پایان را به دلخواه خودش بنویسد.

بعضی کتاب ها اطلاعات می دهند و بعضی دیگر چیزی بیشتر؛ تجربه ی یک عمر را. وقتی زندگینامه ای را باز می کنید، در واقع اجازه گرفته اید که پشت میز کار یک دانشمند بنشینید، در سلول یک زندانی سیاسی قدم بزنید، یا شب های بی خوابی یک کارآفرین ورشکسته را از نزدیک ببینید. هیچ دوره ی آموزشی چنین امکانی به شما نمی دهد.

 

چرا زندگینامه خواندن ارزشمند است؟

مغز انسان با روایت کار می کند، نه با فهرست. توصیه ی «از شکست نترس» را صدها بار شنیده ایم و اثرش چند دقیقه بیشتر دوام نیاورده است. اما وقتی می خوانیم بنجامین فرانکلین در هفده سالگی با چند سکه در جیب وارد فیلادلفیا شد و نان خشک خرید چون پول بیشتری نداشت، آن توصیه ناگهان صورت پیدا می کند. جزئیات واقعی در حافظه می مانند؛ شعارها نه.

تجربه ی دیگران گران ترین چیزی است که می شود مجانی به دست آورد. هر زندگینامه ی خوب، فهرستی از اشتباهات است که کس دیگری بهایش را پرداخته. لازم نیست خودمان شرکت مان را از دست بدهیم تا بفهمیم غرور با مدیران چه می کند؛ استیو جابز یک بار این مسیر را رفته و ایزاکسون آن را ثبت کرده است.

تفاوت زندگینامه با کتاب های انگیزشی هم دقیقاً همین جاست. کتاب انگیزشی معمولاً از نتیجه شروع می کند و فرمول می دهد. زندگینامه از تردید شروع می کند و مسیر را نشان می دهد؛ با همه ی بن بست ها، تصمیم های غلط و شانس هایی که هیچ فرمولی آن ها را پیش بینی نمی کرد. برای همین است که بسیاری از مدیران و کارآفرینان، وقتی از آن ها درباره ی کتاب می پرسند، به جای کتاب های مدیریتی، نام زندگینامه ها را می آورند. بیل گیتس در فهرست های کتاب سالانه اش بارها بیوگرافی معرفی کرده و وارن بافت زندگینامه ی فرانکلین را از کتاب های اثرگذار زندگی اش می داند.

 

 

معرفی ۱۰ زندگینامه که ارزش وقت شما را دارند

۱. راه دشوار آزادی — نلسون ماندلا

ماندلا این کتاب را در روزهایی نوشت که هنوز رئیس جمهور نشده بود؛ بخشی از دست نوشته ها در همان زندان جزیره روبن شکل گرفت و مخفیانه بیرون برده شد. روایت از کودکی او در روستای کونو آغاز می شود و تا لحظه ای ادامه پیدا می کند که آفریقای جنوبی اولین انتخابات آزادش را برگزار کرد. آنچه این خودزندگینامه را از یک سند سیاسی فراتر می برد، صداقت ماندلاست: او از تردیدهایش می نویسد، از هزینه ای که خانواده اش پرداختند، و از اینکه چطور در زندان یاد گرفت زندانبان هایش را هم انسان ببیند. خواننده با مردی روبه رو می شود که قهرمان بودن را انتخاب نکرد؛ فقط حاضر نشد تسلیم شود.

درس اصلی: بخشش نشانه ی ضعف نیست؛ گاهی تنها راه پیش رفتن است. مناسب برای: کسانی که با ناعدالتی دست وپنجه نرم می کنند یا می خواهند معنای واقعی صبر استراتژیک را بفهمند.

۲. استیو جابز — والتر ایزاکسون

جابز خودش سراغ ایزاکسون رفت و از او خواست زندگینامه اش را بنویسد، با یک شرط عجیب: هیچ کنترلی روی محتوا نخواهد داشت و حتی پیش از انتشار آن را نخواهد خواند. نتیجه، پرتره ای است که هم نبوغ جابز را نشان می دهد و هم بی رحمی اش را. ایزاکسون با بیش از چهل مصاحبه با خود جابز و گفت وگو با بیش از صد نفر از اطرافیانش، تصویری ساخته که نه ستایش نامه است و نه تسویه حساب. ماجرای اخراج جابز از شرکتی که خودش ساخته بود، سال های تبعید در NeXT و پیکسار، و بازگشتی که اپل را از ورشکستگی نجات داد، مثل یک رمان سه پرده ای پیش می رود.

درس اصلی: کمال گرایی هم می سازد و هم ویران می کند؛ مرز این دو را باید خودتان پیدا کنید. مناسب برای: طراحان، بنیان گذاران استارتاپ و هر کسی که بین «خوب» و «عالی» گیر کرده است.

۳. خاطرات یک دختر جوان — آنه فرانک

آنه سیزده ساله بود که همراه خانواده اش در انباری پنهانی در آمستردام مخفی شد و تا پانزده سالگی، در همان چند اتاق دربسته، دفترچه ای را پر کرد که بعدها به ده ها زبان ترجمه شد. این کتاب زندگینامه به معنای مرسوم نیست؛ خاطرات روزانه ی دختری است که وسط یکی از تاریک ترین دوره های تاریخ، درباره ی امید، عشق اول و رویای نویسنده شدن می نویسد. آنه هرگز پایان جنگ را ندید؛ در اردوگاه برگن-بلزن درگذشت و پدرش، تنها بازمانده ی خانواده، دفترچه را منتشر کرد. قدرت این کتاب در همین تضاد است: صدایی سرشار از زندگی، از دل شرایطی که برای خاموش کردن همان صدا ساخته شده بود.

درس اصلی: انسان بودن، حتی در بدترین شرایط، یک انتخاب روزانه است. مناسب برای: نوجوانان، والدین و هر کسی که فکر می کند تاریخ فقط عدد و تاریخ است.

۴. داستان آزمایش های من با حقیقت — مهاتما گاندی

گاندی این خودزندگینامه را در دهه ی ۱۹۲۰ به زبان گجراتی نوشت و در آن کاری کرد که کمتر رهبری جرئتش را دارد: خودش را بی رحمانه نقد کرد. از ازدواج در سیزده سالگی نوشت، از ترس های دوران جوانی، از شکست هایش در وکالت و از تحقیری که در آفریقای جنوبی تجربه کرد؛ همان شبی که از قطار بیرونش انداختند و مسیر زندگی اش عوض شد. عنوان کتاب اتفاقی انتخاب نشده؛ گاندی زندگی را مجموعه ای از آزمایش ها می دید که در آن ها حقیقت را محک می زد، نه اصولی از پیش قطعی. خواندن این کتاب یعنی تماشای شکل گیری تدریجی ایده ی مقاومت بدون خشونت، از دل تجربه های کوچک و اغلب ناموفق.

درس اصلی: تغییر بزرگ از تصمیم های کوچک و تکرارشونده ساخته می شود. مناسب برای: علاقه مندان به فلسفه ی عملی و کسانی که می خواهند اصولشان را در زندگی روزمره پیاده کنند.

۵. زندگینامه ی خودنوشت بنجامین فرانکلین

فرانکلین این کتاب را در قالب نامه ای به پسرش شروع کرد و هرگز تمامش نکرد؛ با این حال همین متن ناتمام، یکی از خواندنی ترین خودزندگینامه های تاریخ است. پسر یک شمع ساز بوستونی که مدرسه را در ده سالگی رها کرد، به چاپچی، نویسنده، مخترع، دانشمند و یکی از بنیان گذاران آمریکا تبدیل شد. بخش مشهور کتاب، برنامه ی سیزده فضیلت اوست: روشی که برای اصلاح عادت هایش طراحی کرد و هر هفته روی یکی تمرکز می کرد. فرانکلین با شوخ طبعی اعتراف می کند که در فضیلت «فروتنی» هیچ وقت موفق نشد، اما یاد گرفت ادایش را دربیاورد و همین هم کارش را راه انداخت. صداقتی از این جنس، کتابی سیصدساله را هنوز تازه نگه داشته است.

درس اصلی: خودسازی پروژه ای تمام شدنی نیست؛ سیستمی است که باید هر روز اجرایش کنید. مناسب برای: علاقه مندان به عادت سازی و کسانی که کتاب های خودیاری امروزی را تکراری می دانند.

۶. مادام کوری — اِو کوری

این کتاب را دختر کوچک ماری کوری نوشته و شاید برای همین، از هر بیوگرافی رسمی صمیمی تر است. ماریا اسکوودوفسکا در لهستانِ تحت اشغال روسیه بزرگ شد؛ جایی که زنان حق ورود به دانشگاه نداشتند. سال ها معلمی خصوصی کرد تا خرج تحصیل خواهرش در پاریس را بدهد و بعد نوبت خودش شد: اتاق زیرشیروانی سرد، نان و چای به جای شام، و شب هایی که از گرسنگی از حال می رفت. او اولین زن برنده ی نوبل شد و هنوز تنها فردی است که در دو رشته ی علمی متفاوت—فیزیک و شیمی—نوبل گرفته است. اِو کوری مادرش را نه به عنوان اسطوره، بلکه به عنوان زنی نشان می دهد که میان سوگ، تبعیض و بیماری، دست از پرسیدن برنداشت.

درس اصلی: کنجکاوی، اگر با پشتکار همراه شود، از هر امکاناتی قوی تر است. مناسب برای: دانشجویان، پژوهشگران و دخترانی که به آن ها گفته اند «این رشته مال تو نیست».

۷. ایلان ماسک — اشلی ونس

ونس، روزنامه نگار حوزه ی فناوری، برای این کتاب با ماسک و اطرافیانش ساعت ها مصاحبه کرد و روایتی نوشت که نه شیفته است و نه خصمانه. کتاب از کودکی سخت ماسک در آفریقای جنوبی شروع می شود و به سال ۲۰۰۸ می رسد؛ سالی که تسلا و اسپیس ایکس هم زمان در آستانه ی ورشکستگی بودند و سومین پرتاب موشک فالکون هم شکست خورده بود. ماسک تقریباً تمام ثروتش را وسط گذاشت و پرتاب چهارم، چند هفته بعد، موفق شد. ونس از نشان دادن سویه های دشوار شخصیت او هم طفره نمی رود: انتظارات طاقت فرسا از کارمندان و روابط شخصی پرتلاطم. نتیجه، تصویری واقع بینانه از آدمی است که ریسک را جور دیگری تعریف می کند.

درس اصلی: بزرگ ترین پروژه ها معمولاً از نقطه ای شروع می شوند که بقیه آن را «غیرممکن» نامیده اند. مناسب برای: کارآفرینان، مهندسان و کسانی که می خواهند پشت صحنه ی واقعی صنعت فناوری را ببینند.

۸. تحصیل کرده — تارا وستوور

تارا در خانواده ای مورمون و به شدت منزوی در کوه های آیداهو بزرگ شد؛ پدری که به دولت، مدرسه و بیمارستان اعتماد نداشت. او شناسنامه نداشت، هرگز به مدرسه نرفت و کودکی اش در انبار ضایعات فلزی پدرش گذشت. در هفده سالگی، به تشویق برادرش، برای آزمون ورودی دانشگاه بریگام یانگ خواند و قبول شد؛ در اولین کلاس تاریخ، وقتی درباره ی هولوکاست پرسید، هم کلاسی ها فکر کردند شوخی می کند. او نمی دانست هولوکاست چیست. مسیر تارا از آن کلاس تا دکترای تاریخ از کمبریج، داستان تحصیل نیست؛ داستان بهای سنگین انتخاب میان خانواده و خویشتن است. کتاب سال ۲۰۱۸ منتشر شد و ماه ها در صدر پرفروش های نیویورک تایمز ماند.

درس اصلی: آموزش یعنی توانایی دیدن زندگی خودت با چشم هایی تازه؛ حتی وقتی دردناک است. مناسب برای: کسانی که میان وفاداری به گذشته و ساختن آینده مردد مانده اند.

۹. شدن — میشل اوباما

میشل رابینسون در محله ای کارگرنشین در جنوب شیکاگو بزرگ شد، در آپارتمانی کوچک بالای خانه ی عمه اش. «شدن» مسیر او را از آن آپارتمان تا پرینستون، هاروارد، دفتر حقوقی معتبر و سرانجام کاخ سفید دنبال می کند؛ اما جذابیت کتاب در جای دیگری است. میشل اوباما از تردیدهایش می نویسد: از سؤال «آیا به اندازه ی کافی خوب هستم؟» که سال ها رهایش نکرد، از مشاوره ی زناشویی که او و باراک به آن نیاز پیدا کردند، و از ناراحتی اش از سیاست حتی در روزهایی که همسرش رئیس جمهور بود. این کتاب در سال ۲۰۱۸ منتشر شد و به یکی از پرفروش ترین خاطرات تاریخ نشر تبدیل شد؛ نه به خاطر شهرت نویسنده، بلکه به خاطر صداقتی که خواننده را غافلگیر می کند.

درس اصلی: «شدن» مقصد نیست؛ روندی است که هیچ وقت تمام نمی شود. مناسب برای: زنان شاغل، والدین و کسانی که هویتشان را بیرون از عنوان شغلی شان جست وجو می کنند.

۱۰. لئوناردو داوینچی — والتر ایزاکسون

ایزاکسون برای این کتاب سراغ منبعی رفت که پانصد سال منتظر مانده بود: بیش از هفت هزار صفحه از دفترچه های یادداشت خود لئوناردو. حاصل کار، تصویری از مردی است که مرز میان هنر و علم را به رسمیت نمی شناخت؛ کسی که برای کشیدن لبخند مونالیزا، ماهیچه های لب انسان را تشریح می کرد و وسط طراحی ماشین جنگی، یادداشت می گذاشت که «زبان دارکوب را توصیف کن». ایزاکسون پنهان نمی کند که لئوناردو بسیاری از پروژه هایش را نیمه کاره رها کرد و بعضی سفارش ها را هرگز تحویل نداد. اما استدلال می کند که همین حواس پرتی سیری ناپذیر، موتور نبوغش بود. کتابی است درباره ی کنجکاوی به عنوان یک سبک زندگی، نه یک استعداد ذاتی.

درس اصلی: نابغه بودن اکتسابی تر از آن است که فکر می کنیم؛ لئوناردو فقط هیچ وقت از سؤال پرسیدن دست نکشید. مناسب برای: هنرمندان، علاقه مندان به تاریخ رنسانس و آدم های چندعلاقه ای که بابت تمرکز نداشتن سرزنش شده اند.

 

آیا همه زندگینامه ها ارزش خواندن دارند؟

راستش، نه. قفسه ی بیوگرافی در هر کتاب فروشی پر است از کتاب هایی که با عجله نوشته شده اند تا از شهرت لحظه ای کسی استفاده کنند. چند معیار ساده می تواند جلوی هدر رفتن وقت شما را بگیرد.

اول، نویسنده را بشناسید. بیوگرافی نویسی حرفه است، نه تفنن؛ نویسنده ای مثل ایزاکسون سال ها تحقیق می کند و با ده ها نفر مصاحبه انجام می دهد. دوم، مستند بودن را جدی بگیرید. کتابی که پر از دیالوگ های بازسازی شده و صحنه های سینمایی بدون منبع است، بیشتر رمان است تا زندگینامه. سوم، اگر ترجمه می خوانید، کیفیت ترجمه و اعتبار ناشر می تواند تجربه ی شما را کاملاً عوض کند؛ یک ترجمه ی شتاب زده، بهترین کتاب را هم غیرقابل خواندن می کند.

معیار چهارم ظریف تر است: نگاه بی طرفانه. زندگینامه ی خوب نه بت می سازد و نه محاکمه می کند. اگر شخصیت اصلی کتاب هیچ نقطه ی تاریکی ندارد، احتمالاً با یک متن سفارشی طرفید. و آخر، از خودتان بپرسید این زندگی چه چیزی فراتر از خودش می گوید؛ بهترین بیوگرافی ها همیشه پنجره ای به یک دوره ی تاریخی یا یک پرسش انسانی بزرگ ترند.

 

اگر بخواهیم از مطالعه زندگینامه ها شروع کنیم...

توصیه ی اول ساده است: از آدمی شروع کنید که همین حالا برایتان جذاب است، نه از کتابی که «باید» خواند. اگر به فناوری علاقه دارید، جابز یا ماسک نقطه ی شروع بهتری است تا چرچیل. علاقه، سوخت اولیه ی عادت مطالعه است.

توصیه ی دوم: از خاطرات شروع کنید، نه بیوگرافی های حجیم تاریخی. کتاب هایی مثل «تحصیل کرده» یا «شدن» با اول شخص روایت می شوند و مثل رمان پیش می روند؛ برای شروع، نفس گیر نیستند. و اگر وسط کتابی حوصله تان سر رفت، بدون عذاب وجدان کنارش بگذارید. هیچ فهرستی مقدس نیست، حتی همین فهرست.

پیدا کردن کتاب بعدی هم خودش مهارتی است. خیلی از کتاب خوان های حرفه ای به جای گشتن بی هدف در کتاب فروشی، از منابع معرفی کتاب کمک می گیرند تا با گزینه های تازه آشنا شوند؛ سایت ریشه یکی از همین منابع است که مجموعه ی متنوعی از کتاب های زندگینامه و بیوگرافی را معرفی می کند و برای کسی که نمی داند بعد از کتاب اول سراغ چه برود، شروع خوبی است. مرور فهرست هایی از این دست در ریشه یا صفحات معرفی کتاب مجلات، کم کم ذائقه ی شما را شکل می دهد و بعد از چند کتاب، خودتان می فهمید دنبال چه جور روایتی هستید.

 

و در پایان

ده کتابی که در این فهرست آمدند، ده زندگی کامل اند؛ با همه ی تصمیم های درست و غلط، شانس ها و فاجعه ها. ماندلا می توانست تلخ از زندان بیرون بیاید و نیامد. تارا وستوور می توانست در آن انبار ضایعات بماند و نماند. فرانکلین می توانست شمع ساز خوبی شود و نشد.

هیچ کدام از این آدم ها نمی دانستند داستانشان چطور تمام می شود. ما این امتیاز را داریم که پایان را می دانیم و می توانیم برگردیم و ببینیم کدام تصمیم، کجا، مسیر را عوض کرد. زندگینامه خواندن دقیقاً همین است: تماشای زندگی با چراغ روشن، از صندلی کسی که هنوز فرصت دارد تصمیم های خودش را جور دیگری بگیرد.

کتاب اول را که تمام کنید، احتمالاً متوجه چیز عجیبی می شوید؛ اینکه دیگر به آن آدم مشهور فکر نمی کنید. به خودتان فکر می کنید.

نظر شما:

security code