مهاجرت و ویلاسازی چگونه چهره روستاها را تغییر می دهد

گیلان برای سفره ایران می کارد، اما ۱۷ هزار مشاور املاک در بازار زمینش فعال اند


۱۴۰۵/۰۵/۲۶ - ۲۱:۰۳ | کد خبر: ۶۲۸۱۸ چاپ

هشدار امروز صالح محمدی، رئیس سازمان جهاد کشاورزی گیلان، درباره فعالیت حدود ۱۷ هزار مشاور املاک و احتمال نقش آفرینی آنها در تغییر کاربری شالیزارها و باغات، تنها یک هشدار درباره ساخت وساز و زمین نیست؛ در استانی که سالانه نزدیک به ۳.۶ میلیون تُن محصول کشاورزی تولید می کند و بخشی از بار تولید غذای کشور را بر دوش دارد، هر هکتار زمین کشاورزی که از چرخه تولید خارج می شود، بخشی از ظرفیت تولید آینده را نیز با خود نابود می کند.

گیلان برای سفره ایران می کارد، اما ۱۷ هزار مشاور املاک در بازار زمینش فعال اند
اختصاصی کلانشهر: صالح محمدی، رئیس سازمان جهاد کشاورزی گیلان، امروز در نشست خبری خود درباره یکی از جدی ترین تهدیدهای پیش روی کشاورزی استان هشدار داد؛ تغییر کاربری اراضی و نقش مشاوران املاک در این روند. او گفت حدود ۱۷ هزار مشاور املاک در گیلان فعالیت می کنند و با افزایش مهاجرت به استان، این مسئله می تواند به تغییر کاربری و از بین رفتن شالیزارها و باغات دامن بزند.


در این ارتباط بیشتر بخوانید:

رئیس جهاد کشاورزی گیلان:

پیش بینی تولید یک میلیون و ۱۵۰ هزار تن شلتوک در گیلان/۳.۶ میلیون تن محصول کشاورزی در گیلان تولید می شود

این هشدار را باید بسیار جدی تر از یک تذکر معمول اداری دید. گیلان فقط یک مقصد گردشگری و سرسبز برای آخر هفته ها نیست؛ این استان یکی از مهم ترین قطب های کشاورزی کشور است و سالانه نزدیک به ۳.۶ میلیون تن محصول کشاورزی در آن تولید می شود. از سوی دیگر، محمدی در همین نشست تأکید کرد که حدود ۸۵ درصد نیاز غذایی کشور در داخل تولید می شود و تولید غذا بخشی از قدرت و امنیت ملی است.

پس هر باغ و شالیزاری که از چرخه تولید خارج می شود، فقط از دست رفتن یک قطعه زمین در یک روستای گیلان نیست؛ بخشی از ظرفیت تولید غذای کشور از بین می رود.

نگاهی به برخی مناطق شمالی نشان می دهد که این اتفاق چندان هم دور از ذهن نیست. مازندران، همسایه گیلان، پیش از این بخش قابل توجهی از اراضی کشاورزی خود را به خاطر تغییر کاربری، ساخت وساز و ویلاسازی از دست داده است و بعد از آن بود که فشار مهاجرت و تقاضای خرید زمین بیش از گذشته به سمت گیلان روان شد.

امروز کمتر روستایی در گیلان را می توان یافت که در آن خانه ای متعلق به افراد غیربومی ساخته نشده باشد؛ خانه هایی که برخی از صاحبانشان در آنها ساکن شده اند و برخی دیگر فقط آخر هفته ها، تعطیلات یا بخشی از سال را در آنها می گذرانند. مسئله البته داشتن خانه در گیلان نیست؛که گیلان هم گوشه ای از ایران است و ایران هم متعلق به تمام مردمانش است. مشکل از جایی آغاز می شود که خانه دوم، ویلا و ساخت وساز، جای شالیزار، باغ و زمین تولیدکننده غذا را بگیرد.

تناقض تلخ ماجرا همین جاست؛ گیلان استانی کوچک اما حاصلخیز است که باید بخشی از غذای میلیون ها ایرانی را تامین کند؛ حتی غذای همان شهروندانی که ممکن است در دل همین شالیزارها و باغ ها برای خود خانه دوم ساخته باشند.

اما اگر قرار است فقط از تغییر کاربری انتقاد کنیم و همه تقصیر را متوجه زمین خوار، مشاور املاک یا صاحب زمین بدانیم، بخش مهمی از واقعیت را ندیده ایم.

یکی از نکات مهمی که ممکن است برای شماری از منتقدان وضعیت موجود خوشایند نباشد و کشاورز گیلانی را مقصر اصلی این شرایط بدانند این است که به هر حال زمین کشاورزی تنها دارایی و محل درآمد این قشر است و او باید بتواند از محل درآمدهای زمینش زندگی اش را بگذراند.

وقتی هزینه کود، سم، بذر، ماشین آلات، دستمزد و سایر نهاده های تولید افزایش پیدا می کند و در سوی دیگر، کشاورز با مشکلات فروش محصول، قیمت گذاری، واردات و نوسان بازار مواجه است، غیر طبیعی نیست که وسوسه فروش زمین برای بخشی از مالکان افزایش پیدا کند. زمینی که یک سال، دو سال یا چند سال پشت سر هم درآمد قابل اتکایی برای صاحبش ندارد، در بازاری که قیمت زمین با سرعت زیادی افزایش پیدا کرده، به یک دارایی وسوسه کننده برای فروش تبدیل می شود.

بویژه آنکه مدتهاست وضعیت اقتصادی ایران نابسامان است و کشاورزان چشم انداز روشنی برای بهبود اوضاع ندارند. نکته مهم دیگری که در این میان نباید نادیده گرفته شود این است که میانگین سن کشاورزان گیلانی هم مانند دیگر نقاط ایران بالاست و حالا پدران و مادرانی که کشاورزی برایشان بخشی جدایی ناپذیر از هویتشان بود یا از دنیا رفته اند یا توان کشاورزی ندارند و تعدادی نیز با فرزندانی مواجه اند که از آنها مطالبه زندگی مرفه تری دارند. 
بنابراین مبارزه با تغییر کاربری باید دو بال داشته باشد: یک بال، برخورد جدی با ساخت وساز غیرمجاز، زمین خواری و سوداگری زمین است؛ بال دیگر، حمایت واقعی از تولیدکننده و اقتصادی کردن کشاورزی.

نمی توان از کشاورز انتظار داشت زمینش را برای امنیت غذایی کشور حفظ کند، اما وقتی هزینه تولید بالا می رود و سود تولید کاهش پیدا می کند، او را تنها بگذاریم. اگر تولید برنج، کیوی، فندق، چای، زیتون و دیگر محصولات برای کشاورز صرفه اقتصادی داشته باشد، خود کشاورز نخستین کسی خواهد بود که برای حفظ زمینش می ایستد.

اما فعالیت ۱۷ هزار مشاور املاک در گیلان، در کنار موج مهاجرت و تقاضای فزاینده برای خرید زمین، زنگ خطری برای شالیزارها و باغ های استان است؛ در حالی که سرسبزی و حاصلخیزی گیلان نباید به بهای نابودی زمین های کشاورزی و تبدیل آنها به خانه های دوم تمام شود؛ استانی که قرار است بخشی از غذای کشور را تامین کند، نمی تواند آرام آرام به مقصد ویلاسازی در دل شالیزارها و باغ ها تبدیل شود.

باید بارها تاکید کرد این استان قرار نیست فقط مقصد تعطیلات و خانه دوم باشد. «گیلان، زمینِ تولید غذای ایران است»؛ و اگر قرار است این مسئولیت همچنان بر دوش گیلان بماند، باید هم با تغییر کاربری زمین مقابله کرد و هم کاری کرد که کشاورز بتواند از کشاورزی زندگی کند. وگرنه ممکن است روزی برسد که در میان انبوه ویلاها و ساخت وسازها، دیگر به زحمت بتوان باغ و شالیزارها را دید؛ و آن زمان، موضوع فقط تغییر چهره روستاهای گیلان نیست، بلکه مسئله، سفره میلیون ها ایرانی خواهد بود.