مرگ محمد نوری، نخستین مدال آور قایقرانی ایران در آسیا و نیلوفر درستی، دانشجوی ۲۲ ساله، در حادثه قایق در تالاب انزلی بار دیگر خطر پایه های فرسوده پل نهنگ روگا و بلاتکلیفی چندین ساله این سازه را برجسته کرده است.

دو زندگی که دیگر برنمی گردند
حادثه نهنگ روگا را نمی توان فقط در چند خط خبری درباره «برخورد قایق با پایه پل» خلاصه کرد. پشت این حادثه دو زندگی قرار دارد.
محمد نوری، چهره شناخته شده قایقرانی انزلی و نخستین مدال آور قایقرانی ایران در آسیا، کسی بود که سال ها از آب و قایقرانی برای ایران افتخار آفرید. او این بار نه در میدان مسابقه، بلکه در آب های زادگاهش و در مسیر کار و کسب روزی، جان باخت.
در سوی دیگر این حادثه، نیلوفر درستی قرار داشت؛ دختر ۲۲ ساله ای از یاسوج که برای ادامه تحصیل به شیراز رفته بود و در مقطع کارشناسی ارشد شیمی تحصیل می کرد. او همراه خانواده به انزلی آمده بود؛ سفری که قرار بود خاطره ای از شمال و تالاب انزلی برای خانواده باشد، اما به سوگ ابدی تبدیل شد.

پلی که قرار بود موقت باشد
ماجرا به سازه ای بازمی گردد که قرار بود موقت باشد. پل های موقت محدوده نهنگ روگا و راسته خاله روگا حدود دو دهه قبل برای دسترسی کارگاهی در جریان اجرای پروژه کنارگذر انزلی ساخته شدند. پروژه اصلی، اما در طول سال ها به سرانجام نرسید و سازه موقت نیز به جای آنکه جمع شود، سال هاست در محیط تالاب باقی مانده است.
شرکت ساخت و توسعه زیربناهای حمل ونقل کشور (از شرکت های تابعه وزارت راه و شهرسازی) پس از حادثه اخیر اعلام کرده که سازه موقت نهنگ روگا به دلیل قرار گرفتن طولانی مدت در محیط مرطوب، دچار فرسودگی و خوردگی شدید پایه های فلزی شده و جمع آوری آن در دستور کار قرار گرفته است.
.jpg)
همین جملات، سوالات بزرگی ایجاد می کند:
اگر این سازه موقت بوده، چرا حدود دو دهه در دل تالاب باقی مانده است؟
اگر سال هاست دیگر استفاده اصلی آن موضوعیت ندارد، چرا جمع آوری آن این قدر طول کشیده است؟
ساختن یک سازه عمرانی ممکن است در ایران به سال ها زمان نیاز داشته باشد اما آیا جمع آوری چند پایه فرسوده، آن هم زمانی که ایمنی آنها محل نگرانی است، هم باید سال ها طول بکشد؟
اگر پروژه ای که برای آن سازه ساخته شده، به هر دلیل متوقف یا طولانی شده است، تکلیف سازه موقت چه بوده؟
اگر پایه ها سال ها قبل فرسوده شده اند، چرا زودتر جمع آوری نشده اند؟
اگر جمع آوری آنها از نظر فنی امکان پذیر نبوده، چرا مسیر قایق های گردشگری به شکل دیگری طراحی نشده است؟
و اگر امکان جمع آوری وجود داشته، چرا باید منتظر یک حادثه مرگبار می ماندیم؟
این همان الگوی آشنایی است که در برخی پروژه های عمرانی و امورات روزمره ایران می بینیم:کلنگ یک پروژه عمرانی زده می شود اما طبق قانون نانوشته در ایران، پروژه، نیمه تمام رها می شود؛ سازه های کارگاهی و موقت، دائمی می شود؛ مشکل سال ها باقی می ماند؛ حوادث مختلفی رخ می دهد؛ بعد از رسانه ای شدن حوادث،مدیران وارد عمل می شوند و یا وانمود می کنند که به شدت خواستار حل مشکل هستند. چند روز پیرامون این موضوعات خبر منتشر می شود و بعد همه چیز آرام آرام فراموش می شود.
آیا قرار است نهنگ روگا هم همین مسیر را طی کند؟

فقط قایقران مقصر است؟
طبیعی است که قایقران باید هنگام نزدیک شدن به یک سازه ثابت، سرعت را کاهش دهد و احتیاط کند.
اتفاقاً طبق توضیحات رسمی درباره حادثه، همزمانی عبور دو قایق و رعایت نشدن فاصله و احتیاط لازم از عوامل موثر در حادثه عنوان شده است.
اما وقتی می دانیم در فصل گردشگری تعداد زیادی گردشگر و قایق در تالاب حضور دارند، آیا می توان تمام مسئولیت ایمنی را به قایقران سپرد؟
قایق های گردشگری در حال جابه جایی مسافرند. مسافران هم که با شرایط مسیر، نقاط کم عرض، پایه های پل، سرعت مناسب و خطرات موجود آشنایی ندارند.
گاهی چند قایق همزمان به یک نقطه می رسند.گاهی قایقی در حال ورود است و قایق دیگری قصد خروج دارد .تمرکز قایقران ممکن است به دلایل مختلف کافی نباشد و درست در چنین نقطه ای، وجود چند پایه فلزی فرسوده در مسیر می تواند کوچک ترین خطا را به یک فاجعه تبدیل کند.
بنابراین سوال فقط این نیست که «چرا قایق سرعتش را کم نکرد؟»سؤال این است: چرا باید یک مسیر گردشگری طوری طراحی شود که ایمنی آن وابسته به این باشد که قایقرانان هیچ وقت اشتباه نکنند؟
چرا محل سوار و پیاده شدن مسافران تغییر نکند؟
سوال دیگری که مطرح می شود این است اگر به هر دلیلی هر چند غیر منطقی، جمع آوری پایه ها زمان می برد آیا ایمن کردن مسیر قایق ها امکانپذیر نیست؟
نمی توان محل سوار و پیاده شدن گردشگران را تغییر داد و یا مسیر رفت و برگشت قایق ها را از یکدیگر جدا کرد؟
شاید در ظاهر منطقی نباشد اما وقتی جان و سلامتی قایقران و گردشگر به خطر می افتد آیا بهتر نیست عبور همزمان قایق ها از پایه های پل ممنوع شود؟
شرکت ساخت و توسعه زیربناهای حمل ونقل کشور نیز پس از حادثه بر ضرورت ایمن سازی محدوده، نصب علائم هشداردهنده و کنترل عبور قایق ها، به ویژه جلوگیری از عبور همزمان شناورها، تاکید کرده است.یعنی بعد از آنکه جان دو انسان در این محدوده از دست رفت.
تالابی که در حال کوچک شدن است
تراژدی آنجاست که ماجرا فقط مرگ دلخراش دو انسان و پایه های پلی که قرار بود موقت باشد، نیست. تالاب انزلی سال هاست با بحران دست وپنجه نرم می کند؛ از ورود فاضلاب و رسوب گرفته تا کاهش تراز آب، گونه های مهاجم و خشک شدن بخش هایی از تالاب.
گزارش های منتشرشده در سال های اخیر از کاهش شدید عمق آب در برخی نقاط و حتی تبدیل بخش هایی از تالاب به پهنه های خشک خبر داده اند.

گزارش هایی از زمین گیر شدن قایق ها و کاهش امکان گردشگری در تالاب نیز منتشر شده و قایقرانان از آسیب به معیشت خود گفته اند.
یعنی ما با یک تناقض تلخ از سوی متولیان امر روبه رو هستیم:از یک طرف می گویند گردشگری باید توسعه پیدا کند و برای مردم محلی اشتغال ایجاد شود؛از طرف دیگر، همان ظرفیت اندک باقی مانده گردشگری تالاب را با نبود ایمنی، کاهش عمق آب، فرسودگی زیرساخت ها و بلاتکلیفی پروژه ها در معرض خطر قرار می دهند.
واقعیت این است که نمی توان از قایقران خواست مسئولیت کامل جان مسافر را برعهده بگیرد، اما همزمان مسیرهای ناایمن و سازه های فرسوده را در برابر او قرار داد.
مین گذاری در تالاب
شاید تشبیه پایه های فرسوده پل به «مین» از نظر فنی دقیق نباشد؛ اما از نگاه شهروندی که با خانواده سوار قایق می شود، وجود چند مانع فرسوده و ثابت در مسیر آبی، بدون یک سیستم ایمنی کامل، یادآور یک خطر پنهان و کشنده در حد مین است.
گردشگر به تالاب و قایق به چشم یک فرصت تفریحی گذرا نگاه می کند و تصورش این است که پشت این قایقهای ساده، زنجیره ای از ایمنی و مسئولیت وجود دارد بسیاری از آنها مطلع نیستند که مدیریت برخی افراد در ایران اینگونه است:
«بروید،انشالله اتفاق بدی رخ نمی دهد»
در حالی که رعایت استانداردهای ایمنی یعنی حتی اگر یک قایق اشتباه کرد، و یا دو قایق به طور همزمان به یک نقطه رسیدند، طراحی مسیر و یا تجهیزات سرنشینان قایق به گونه ای باشد که باعث مرگ نشود.
طی روزهای گذشته در رسانه های رسمی و شبکه های اجتماعی شمار زیادی درباره نهنگ روگا و جمع آوری پایه های پل اظهار نظر کرده اند. اما سؤال اصلی این است آیا چند روز بعد که خبر حادثه از صفحه اول رسانه ها کنار رفت، جمع آوری پایه های پل همچنان در دستور کار ارگانهای مربوطه خواهد بود؟
این انتظار وجود دارد که بعد از این فاجعه، زمان بندی مشخصی برای جمع آوری این پایه های بلااستفاده اعلام شود.
اما نه تنها خبری از این مهم نبوده بلکه از همان روز فاجعه، قایق ها همچنان در مسیر غیرایمن مشغول حمل و نقل گردشگران هستند.

محمد نوری و نیلوفر درستی، تازه ترین قربانیان پروژه های بلاتکلیف ایران هستند. دو زندگی نابود شد و خانواده هایشان تا ابد داغدار از دست دادنشان هستند اما کاش جان از دست رفته این عزیزان باعث شود که به ایمنی گردشگری در تالاب انزلی توجه بیشتری شود.
فیلم/آخرین بدرقه محمد نوری؛ قهرمان قایقرانی ایران روی دست مردم انزلی
برخورد قایق با پل در تالاب انزلی فاجعه آفرید؛ مرگِ زن ۲۲ ساله و راننده قایق
وضعیت دریا روز جمعه در سواحل انزلی، آستارا و چمخاله برای شنا چگونه است؟
تصاویر/با لبخند راهی دریا شد، «شهید» به خانه بازگشت؛ پیکر نیما مرادی دریانورد جوان به انزلی رسید
مرگ تراژیک نخستین مدال آور قایقرانی ایران در تالاب انزلی؛ محمد نوری در برخورد قایق با پُل جان باخت