ادعاهای پسر جوان در دادگاه؛مادرم با مردان زیادی رابطه داشت

مرد غریبه را در خانه دیدم، عصبانی شدم و مادرم را خفه کردم/جسدش را من آتش نزدم


۱۴۰۵/۰۶/۰۲ - ۰۰:۳۵ | کد خبر: ۶۲۹۲۰ چاپ

پسری در دادگاه کیفری استان تهران به قتل مادرش اعتراف کرد و مدعی شد به دلیل روابط او با مردان دیگر، مادرش را خفه کرده است. برادر مقتول درخواست قصاص کرد.

مرد غریبه را در خانه دیدم، عصبانی شدم و مادرم را خفه کردم/جسدش را من آتش نزدم
کلانشهر: پسری که به ظن فساد اخلاقی مادرش او را کشته است، در دادگاه کیفری استان تهران محاکمه شد.
یک سال قبل ماموران پلیس پردیس در جریان قتل زنی میانسال قرار گرفتند که جسدش به آتش کشیده شده بود. دختر این زن به ماموران گفت: برادرم پوریا با من تماس گرفت و گفت مادرمان را کشته است. من هنوز در شوک این ماجرا هستم.


پلیس جسد زن میانسال را کشف کرد. جسد کاملاً سوخته و بخش هایی از آن از بین رفته بود. با انتقال جسد به پزشکی قانونی تحقیقات در این زمینه آغاز شد. ماموران پوریا را شناسایی و بازداشت کردند. او به قتل مادرش اعتراف کرد و گفت چون مادرش فساد اخلاقی داشته دست به این قتل زده است. هرچند پوریا در ابتدا به آتش زدن جسد مادرش هم اعتراف کرده بود اما بعد منکر شد و گفت چنین کاری را نکرده است.

پزشکی قانونی در نظریه خود اعلام کرد علت مرگ زن میانسال سوختگی شدید است و بخش هایی از بدن هم به طور کامل از بین رفته است.

 
با تکمیل تحقیقات و با توجه به اینکه خواهر پوریا اعلام گذشت کرد اما برادرش حاضر به گذشت نشد، پرونده با صدور کیفرخواست برای رسیدگی به دادگاه کیفری استان تهران ارسال شد. در جلسه رسیدگی برادر پوریا درخواست قصاص کرد و گفت حاضر به گذشت نیست. او گفت: مادر من زن پاکدامنی بود. چون سال ها قبل از پدر پوریا جدا شده و با پدر من ازدواج کرده بود، پوریا همیشه از او کینه داشت. مادرم و ما خیلی به پوریا مهربانی می کردیم و او را دوست داشتیم ولی به خاطر کینه عمیقی که داشت مادرم را کشت و حالا به او تهمت هم می زند. من گذشت نمی کنم.

 
در ادامه پوریا در جایگاه حاضر شد. او اتهام قتل مادرش را قبول کرد و گفت: وقتی پنج ساله بودم متوجه شدم مادرم با مردی غریبه رابطه دارد. پدرم در آن سال ها بیشتر روزهای هفته را خانه نبود. وقتی ماموریت های کاری اش تمام شد و بیشتر در خانه ماند، متوجه شد مادرم خیانت می کند و او را طلاق داد. بعد از آن زندگی ما خراب شد. مادرم دو سال بعد با مرد دیگری ازدواج کرد که خواهر و برادر من حاصل همین ازدواج است اما مادرم همچنان دست بردار نبود. او با مردان زیادی رابطه داشت. من هرچه به شوهرش یا خواهر و برادرم می گفتم، اصلاً توجه نمی کردند و می گفتند تو دیوانه شده ای، تا اینکه روز حادثه در خانه مادرم بودم. صبح بیدار شدم که سر کار بروم. در مسیر متوجه شدم موبایلم را جا گذاشته ام. دوباره به خانه برگشتم تا گوشی را بردارم. مردی غریبه در خانه حضور داشت و آنها را در وضعیت بسیار نامناسبی دیدم. این مساله خیلی مرا عصبی کرد. مرد تا من را دید فرار کرد. من دستانم را روی گلوی مادرم گذاشتم و خفه اش کردم اما جسد را من آتش نزدم.

متهم ادامه داد: اینکه جسد چطور از خانه خارج شده و آن را آتش زده اند، نمی دانم ولی یادم نمی آید جسد را من آتش زده باشم.  بعد هم با خواهرم تماس گرفتم و موضوع را به او گفتم. چون خواهرم تنها کسی بود که مرا درک می کرد.

سپس وکیل متهم در جایگاه قرار گرفت و دفاعیات خود را مطرح کرد. در پایان قضات برای صدور رأی دادگاه وارد شور شدند.

نظر شما:

security code