۱۸ درصد زباله گیلان سهم مسافران؛ ۸۲ درصد دیگر تولید ساکنانش است

از ژاپن و نیوزیلند تا گیلان؛ گردشگر زباله اش را تا کجا بِبَرد وقتی سطل زباله ای در کار نیست؟


۱۴۰۵/۰۶/۰۹ - ۰۸:۳۸ | کد خبر: ۶۳۰۳۹ چاپ

از قلعه رودخان تا سراوان؛ گردشگر مسئول زباله ای است که تولید می کند، اما مدیریت پسماند فقط با مقصر دانستن مسافران حل نمی شود؛ تجربه ژاپن و نیوزیلند چه می گوید؟

از ژاپن و نیوزیلند تا گیلان؛ گردشگر زباله اش را تا کجا بِبَرد وقتی سطل زباله ای در کار نیست؟
اختصاصی کلانشهر: دو کیسه بزرگ زباله در دستان یک گردشگر، شاید در نگاه اول تصویر ساده ای باشد؛ اما ویدیویی که یک گردشگر جنوبی پس از چند روز اقامت در گیلان منتشر کرده، پرسشی جدی را پیش روی استان قرار داده است. او می گوید در منطقه قلعه رودخان فومن ویلا گرفته، اما جایی برای تحویل زباله هایش پیدا نکرده و صبح هنگام حرکت به سمت امامزاده ابراهیم شفت، تا کیلومترها سطل زباله ای ندیده است. پرسش او در فضای مجازی به مناقشه ای میان برخی کاربران تبدیل شد؛ گروهی گردشگر را مسئول می دانند و گروهی دیگر می پرسند وقتی در یک مقصد گردشگری محل مشخصی برای تحویل پسماند وجود ندارد، مسافر دقیقاً باید با زباله اش چه کند؟ پاسخ این سؤال اما فقط در یک سطل زباله خلاصه نمی شود؛ گیلان با بحرانی چند دهه ای در مدیریت پسماند مواجه است؛ بحرانی که گردشگران بخشی از آن هستند، اما همه آن نیستند.

دو کیسه زباله و یک سوال بی جواب

گردشگر می توانست کیسه های زباله را همان کنار جاده رها کند و برود؛ کاری که متأسفانه در بسیاری از مناطق گردشگری گیلان بارها اتفاق افتاده است.اما او این کار را نکرد.دو کیسه بزرگ را برداشت، داخل خودرو گذاشت و در مسیر به دنبال جایی گشت که بتواند آنها را تحویل دهد.

 
 سوالش هم ساده بود: «این زباله ها را کجا بگذارم؟»

 

همین سوال ساده، خیلی زود به یک بحث بزرگ تر تبدیل شد.

 

برخی کاربران گفتند گردشگر باید از ابتدا زباله کمتری تولید کند و اگر سطل وجود ندارد، زباله را تا شهر با خود ببرد.

 

فعالان محیط زیست نیز بر یک اصل بدیهی تاکید کردند: نبود سطل زباله هیچ مجوزی برای رها کردن زباله در طبیعت نیست.

 

اما در مقابل، پرسش دیگری مطرح شد:آیا می توان از گردشگری که چند روز در یک منطقه جنگلی اقامت دارد انتظار داشت زباله هایش را کیلومترها حمل کند، بدون اینکه حتی یک نقطه مشخص برای تحویل آن به او معرفی شده باشد؟

 

طبیعت سطل زباله نیست؛ اما مدیریت مقصد هم باید وجود داشته باشد. اصل اول روشن است؛ گردشگر مسئول زباله ای است که تولید می کند.

 

اگر کسی بطری، ظرف یکبارمصرف، کیسه پلاستیکی یا باقی مانده غذای خود را در جنگل، رودخانه، ساحل یا کنار جاده رها کند، نمی توان این رفتار را با نبود سطل توجیه کرد. اما مسئولیت گردشگر تنها یک طرف ماجراست.

 

وقتی منطقه ای مانند قلعه رودخان به مقصد گردشگری تبدیل شده، اقامتگاه و ویلا دارد، روستاهای اطراف آن از حضور مسافران درآمد کسب می کنند و در روزهای تعطیل هزاران نفر وارد منطقه می شوند، دیگر نمی توان مدیریت پسماند را یک مسئله کاملاً شخصی تلقی کرد.

 

گردشگر باید زباله را رها نکند؛ اما باید بداند آن را کجا تحویل بدهد. این دو گزاره با هم تناقضی ندارند. سطلِ بیشتر، همیشه راه حل نیست

 

البته اینجا دهیاری ها نیز استدلالی دارند که نمی توان به سادگی از کنار آن گذشت. گذاشتن سطل زباله بدون تأمین اعتبار برای تخلیه و انتقال، ممکن است مشکل را بدتر کند.

 سطل پرشده در کنار یک جاذبه گردشگری، اگر روزها تخلیه نشود، خودش تبدیل به کانون آلودگی می شود؛ به خصوص در گیلان که رطوبت، بارندگی و گرمای هوا می تواند روند فساد پسماند و تولید شیرابه را تشدید کند.

 

بنابراین سوال فقط این نیست که: «چرا سطل زباله نگذاشته اید؟»

 

سوال مهم تر این است: چه کسی سطل را تخلیه می کند، زباله را کجا می برد و هزینه این چرخه را چه کسی می پردازد؟

 

در واقع، سطل زباله بدون سیستم جمع آوری، مدیریت پسماند نیست.

 

دنیا چه کرده است؟

 

اینجا تجربه کشورهایی که گردشگری طبیعی گسترده دارند، می تواند برای گیلان قابل تأمل باشد.

 

در بسیاری از مناطق طبیعی کشور ژاپن، اصل بر این است که گردشگر زباله خود را با خود از طبیعت خارج کند. وزارت محیط زیست ژاپن در مقررات برخی پارک های ملی صراحتاً از بازدیدکنندگان می خواهد زباله خود را به خانه ببرند.

 

اما این سیاست به معنای رها کردن گردشگر در طبیعت نیست.

 

در یاکوشیما، یکی از مناطق طبیعی و میراث جهانی ژاپن، برای برخی مسیرهای کوهستانی حتی سیستم استفاده از توالت قابل حمل و جعبه های مشخص جمع آوری ایجاد شده است؛ یعنی اصل «خودت حمل کن» همراه با زیرساخت و نقطه تحویل اجرا می شود.

 

ژاپن همچنین برنامه های ملی پاکسازی پارک های طبیعی دارد و در روز پاکسازی، از گردشگران و جوامع محلی خواسته می شود در پاکیزه نگه داشتن مناطق طبیعی مشارکت کنند.

 

رویکرد مشابه کشور نیوزیلند

 

وزارت حفاظت از محیط زیست کشور نیوزلند هم به گردشگران می گوید در بسیاری از مناطق طبیعی اصلاً منتظر سطل زباله نباشند و اصل «Pack in, Pack out» را رعایت کنند؛ یعنی هرچه با خود وارد طبیعت می کنی، با خود خارج کن. حتی پوست سیب و باقی مانده غذا هم زباله محسوب می شود.

 

اما باز هم یک نکته مهم وجود دارد: این سیاست در قالب یک فرهنگ و نظام مشخص اجرا می شود؛ گردشگر از قبل می داند چه چیزی از او انتظار می رود، برای نگهداری زباله آماده می شود و در نقاط مشخصی که زیرساخت لازم وجود دارد، پسماند خود را تحویل می دهد.

 

پس نسخه کشورهای موفق این نیست که: «سطل نداریم؛ خودت برو هر کاری خواستی بکن.»

 

نسخه آنها این است: «طبیعت سطل زباله نیست؛ زباله ات را با خودت ببر و در مسیر درست تحویل بده.»

 

اگر قرار است گیلان همین مدل را اجرا کند، نقطه تحویل کجاست؟

 

این دقیقاً جایی است که تجربه کشورهای دیگر می تواند برای گیلان معنا پیدا کند.

 

مثلاً در قلعه رودخان، لازم نیست در دل جنگل ده ها سطل زباله نصب شود.

 

می توان در ورودی منطقه، پارکینگ ها، مراکز گردشگری، روستاهای اطراف و اقامتگاه ها، نقاط مشخصی برای تحویل پسماند ایجاد کرد.

 

مسافر هنگام ورود بداند:

 

زباله را در طبیعت رها نکن؛ در کیسه نگه دار و هنگام خروج در نقطه مشخص تحویل بده.

 

اقامتگاه نیز به جای اینکه فقط کلید ویلا را تحویل دهد، می تواند محل تحویل زباله را به مسافر اعلام کند.

 

این همان حلقه ای است که در ماجرای آن گردشگر غایب بود:

 

مسئولیت فردی وجود داشت، اما مسیر تحویل زباله روشن نبود.

 

۱۸ درصد زباله گیلان؛ سهم گردشگران چقدر است؟

 

این بحث زمانی اهمیت بیشتری پیدا می کند که عدد اعلام شده از سوی استاندار گیلان را کنار آن بگذاریم.

 

هادی حق شناس، استاندار گیلان، به تازگی اعلام کرده است که ۱۸ درصد زباله استان را مسافران تولید می کنند و سالانه حدود ۵۰ میلیون نفر به گیلان سفر می کنند. او در عین حال تأکید کرده که ورود گردشگر به استان اشکالی ندارد و گردشگری برای رونق اقتصادی گیلان ضروری است.

 

این عدد دو پیام همزمان دارد:

 

پیام اول اینکه سهم گردشگران در تولید پسماند آن قدر قابل توجه است که نمی توان آن را نادیده گرفت.

 

اما پیام دوم شاید مهم تر باشد:

 

اگر ۱۸ درصد زباله گیلان متعلق به مسافران است، تکلیف ۸۲ درصد دیگر چیست؟

 

یعنی حتی اگر یک روز تمام گردشگران گیلان زباله خود را بدون هیچ خطایی مدیریت کنند، باز هم بخش عمده بحران پسماند استان باقی خواهد ماند.

 

بنابراین گردشگر، بخشی از مسئله است؛ اما مسئله پسماند گیلان، مسئله گردشگر نیست.

 

سراوان؛ زباله ای که دیگر از جلوی چشم مردم کنار رفته، اما مسئله تمام نشده است

 

نمونه روشن این واقعیت، سراوان رشت است. دفنگاه سراوان طی دهه ها به یکی از مشهورترین نمادهای بحران پسماند در شمال کشور تبدیل شد؛ محلی که انباشت طولانی مدت زباله، تولید شیرابه و آثار زیست محیطی آن، اعتراض مردم منطقه و وعده های متعدد مسئولان برای ساماندهی را به دنبال داشته است.

 

هر چند که در سال های اخیر اقداماتی برای بهسازی لندفیل و دفن بهداشتی تر زباله، پوشش پسماند و کاهش آثار انباشت انجام شده است و مسئولان شهری و استانی از استمرار این اقدامات سخن گفته اند. گزارش های اخیر نیز از ادامه بهسازی دفنگاه خبر می دهند.

 

در عین حال، مشکل تصفیه شیرابه همچنان یکی از گره های اصلی پروژه است. در سال های گذشته، پیمانکار پروژه تصفیه خانه شیرابه به دلیل برآورده نکردن انتظارات خلع شد و پروژه بار دیگر با پیچیدگی های اجرایی مواجه شد. کوه زباله سراوان البته که با چهار سال کار مستمر برطرف نمی شود و تبعات میلیونها تن زباله و شیرابه تا سالیان طولانی همراه مردم منطقه و طبیعت استان خواهد ماند.

 

سال ها وعده؛ چرا حل پسماند این قدر سخت شده است؟

 

سراوان فقط یک پروژه عمرانی نیست؛ نماد مسئله ای پیچیده تر است.

 

دولت های مختلف طی سال های گذشته برای حل مشکل پسماند گیلان وعده داده اند.

 

از ساماندهی دفنگاه و تصفیه شیرابه گرفته تا توسعه کارخانه کودآلی و طرح های مربوط به زباله سوز.

 

اما مدیریت پسماند پروژه ای نیست که با یک افتتاحیه به پایان برسد.

 

یک چرخه کامل لازم است:

 

کاهش تولید زباله → تفکیک → جمع آوری → پردازش → بازیافت یا تولید کمپوست → تصفیه شیرابه → دفع اصولی پسماند باقی مانده.

 

اگر یکی از این حلقه ها از کار بیفتد، مشکل دوباره به حلقه قبلی برمی گردد.

 

به همین دلیل است که سال ها وعده و بازدید و کلنگ زنی الزاماً به معنای حل بحران نیست.

 

از سوی دیگر، در اقتصاد ایران بحران زده ایران که دولت و شهرداری ها با محدودیت شدید منابع مواجه اند، پروژه های بزرگ محیط زیستی دائماً با مسائل فوری تری مانند معیشت، اشتغال، تورم، خدمات عمومی و بحران های اقتصادی رقابت می کنند.

 

اما محیط زیست هزینه تاخیر را فراموش نمی کند. مشکلی که امروز حل نمی شود، فردا معمولاً ارزان تر نخواهد بود.

 

سوالات مردم گیلان درست است اما...

 

انتقاد مردم گیلان از گردشگری که زباله اش را در جنگل رها می کند، کاملاً به جا است.

 

اما شاید در کنار آن یک سؤال دیگر هم لازم باشد:زباله ای که خود ما هر روز تولید می کنیم، بعد از جمع آوری چه می شود؟

 

وقتی کیسه زباله از مقابل خانه برداشته می شود، بحران لزوماً پایان نیافته است. ممکن است فقط از جلوی چشم شهروند دور شده باشد. این تفاوت میان «جمع آوری زباله» و «مدیریت پسماند» است.

 

شهروند ممکن است تصور کند چون زباله از کوچه برده شده، مسئولیت او تمام شده است؛ در حالی که سرنوشت همان زباله می تواند به یک دفنگاه، کارخانه پردازش، سایت کمپوست یا چرخه دیگری ختم شود.

 

بنابراین وقتی از گردشگر می خواهیم زباله اش را در جنگل رها نکند، باید خودمان نیز این پرسش را جدی بگیریم که زباله روزمره ما در نهایت کجا می رود.

 

۱۸ درصد، نه همه ماجرا

 

عدد ۱۸ درصد تولید زباله گردشگران گیلان را می توان از زاویه دیگری هم دید.

 

 سالانه میلیون ها نفر وارد گیلان می شوند، در هتل ها و اقامتگاه ها می مانند، غذا مصرف می کنند و در سواحل، جنگل ها و روستاهای گردشگری حضور دارند.

 

بنابراین طبیعی است که بخشی از ظرفیت مدیریت پسماند استان باید متناسب با جمعیت شناور گردشگران طراحی شود.

 

اما اگر ۱۸ درصد پسماند مربوط به مسافران است، ۸۲ درصد دیگر همچنان سهم جامعه ساکن استان است.

 

این یعنی حتی با بهترین فرهنگ سازی گردشگری، گیلان بدون اصلاح ساختار مدیریت پسماند نمی تواند از بحران خارج شود.

 

ساحل، جنگل و روستا؛ همه یک مقصدند

 

مسئله فقط قلعه رودخان نیست. در شرق و غرب گیلان، در مناطق جنگلی، روستاهای گردشگری، حاشیه جاده ها و برخی مناطق ساحلی، هرجا جمعیت شناور افزایش پیدا می کند، مسئله پسماند نیز جدی تر می شود.

 

اگر زباله در حاشیه ساحل انباشته شود یا شیرابه از محل های دفع نامناسب به سمت آب های سطحی حرکت کند، آسیب فقط متوجه منظره گردشگری نیست.

 

پای آب، خاک، کشاورزی، حیات وحش و اکوسیستم دریای کاسپین نیز به میان می آید.

 

در چنین شرایطی، گیلان نمی تواند فقط به تمیز کردن مقصد گردشگری پیش از ورود مسافر یا جمع آوری زباله بعد از تعطیلات فکر کند.

 

آنچه اهمیت دارد، سرنوشت زباله پس از جمع آوری است.

 

پس گردشگر با زباله اش چه کند؟

 

پاسخ عملی برای گردشگری که وارد طبیعت گیلان می شود، می تواند بسیار ساده باشد:

 

کمتر زباله تولید کن.

 

تا حد امکان ظروف و وسایل چندبارمصرف همراه داشته باش.

 

زباله را در کیسه دربسته نگه دار.

 

هیچ زباله ای را در جنگل، رودخانه، ساحل یا کنار جاده رها نکن.

 

اگر سطل وجود ندارد، زباله را با خودت خارج کن.

 

اما در طرف مقابل، مدیریت مقصد نیز باید یک وظیفه روشن داشته باشد:

 

نقطه تحویل زباله را مشخص و به گردشگر معرفی کند.

 

این دقیقاً همان مدلی است که تجربه مناطقی از ژاپن و نیوزیلند نشان می دهد: مسئولیت گردشگر حذف نمی شود، اما مدیریت مقصد نیز گردشگر را بدون راه حل رها نمی کند. در نیوزیلند حتی به گردشگران توصیه می شود پیش از سفر بسته بندی اضافی مواد غذایی را حذف و برای نگهداری زباله کیسه یا ظرف مناسب همراه داشته باشند.

 

و شاید وقت آن رسیده باشد که سؤال را عوض کنیم:سؤال آن گردشگر این بود:«سطل زباله کجاست؟»

 

اما سؤال بزرگ تر برای گیلان شاید این باشد:«سیستم مدیریت زباله این مقصد کجاست؟»

 

اگر پاسخ فقط نصب چند سطل باشد، احتمالاً مشکل حل نمی شود.

 

اگر پاسخ فقط این باشد که «گردشگر زباله اش را با خودش ببرد»، باز هم مشکل حل نمی شود.

 

و اگر پاسخ فقط این باشد که «زباله را جمع می کنیم و به سراوان یا هر محل دفن دیگری می بریم»، باز هم پایان ماجرا نیست.

 

راه حل زمانی شکل می گیرد که همه حلقه ها کنار هم قرار بگیرند:

 

گردشگر مسئول رفتار خود باشد

اقامتگاه مسئول اطلاع رسانی باشد

دهیاری و شهرداری مسئول زیرساخت باشند

استان مسئول تأمین و هماهنگی منابع باشد

و سیستم پردازش و دفع، سرنوشت نهایی زباله را به شکل اصولی تعیین کند.

 

در این صورت شاید دیگر لازم نباشد گردشگری در کنار جاده با دو کیسه بزرگ زباله بایستد و از خودش و مخاطبانش بپرسد:

 

«اینها را کجا بگذارم؟»

 

چون مقصد زباله، درست مثل مقصد خود گردشگر، از قبل مشخص شده است.

 

و شاید مهم تر از همه، مدیران و مردم گیلان هم باید باور کنند که زباله وقتی از جلوی چشم ما دور می شود، لزوماً مدیریت بهداشتی نشده است. ممکن است فقط از خانه به جنگل، از جنگل به دفنگاه و از دفنگاه به شیرابه و آب و خاک منتقل شده باشد.
واقعیت آن است که علی رغم برخی انتقادات شهروندان گیلانی در فضای مجازی، گیلان برای اقتصاد و رونق گردشگری خود به مسافر نیاز دارد. اما قابل انکار نیست که برای حفظ همین گردشگری، به طبیعت سالم هم نیازمند است.

نظر شما:

security code