سُماموس، مرتفع ترین کوه استان گیلان، علاوه بر اهمیت طبیعی و جغرافیایی، جایگاه ویژه ای در فرهنگ و تاریخ منطقه شرق گیلان و غرب مازندران دارد. یک نسخه خطی عربی متعلق به نیمه های سده هشتم هجری، سندی تاریخی از ثبت نام سُماموس با ضمه بر حرف سین ارائه می کند و می تواند در بررسی تلفظ و ریشه نام این کوه اهمیت داشته باشد.

این کوه، به شکل تودۀ کوهستانی منفرد در شرق گیلان خودنمایی می کند، تودۀ کوهستانی سُماموس از جبهۀ شمالی به کرانه های دریای کاسپین و از جبهۀ شرقی و غربی به ترتیب به درّه های عمیقی با نام چالک رود و پُل رود ختم می شود.
از دیگر ویژگی های توپوگرافیکِ ارزشمندِ سُماموس، نیم رخ جبهۀ شمالی کوه است که به شکلی بی واسطه به کرانه های کم ارتفاعِ دریای کاسپین می رسد.
این مسئله سبب شده که اختلاف ارتفاع نیم رخ سُماموس در رُخ شمالی بالغ بر ۳۸۰۰ متر باشد. کوه سُماموس نزدیک ترین قلۀ با ارتفاع بالای ۳۰۰۰ متر در کل رشته کوه های البرز از آستارا تا گرگان، به دریای کاسپین است.
از دیدگاه زمین شناسی وجودِ مقطع تیپیک از کنگلومرای جواهرده از دیگر دلایل اهمیت این کوه است. وجودِ دو گونۀ گیاهی مختص به این کوه از دلایل گیاه شناسی قابلِ توجه آن است.
اما فارغ از شرایط طبیعی، آن چه تمایز بارزِ این کوه را در جغرافیای منطقه سبب شده ارتباط معنوی آن با ساکنین در مناطق و کوهپایه ها و همچنین مردم همجوار در مناطق کوهستانی آن است.
سُماموس کوهی با ضریب نفوذِ اجتماعی عمیق در میان مردم منطقۀ شرق گیلان و غرب مازندارن (به ویژه رامسر) است.
در این یادداشت ردی تاریخی از نامواژه سُماموس اشاره می شود و سپس به عنوان یک سند، در مورد تلفظ نام این کوه بحث می شود.
اهمیت این مسئله به دلیل نبود منابع جغرافیایی و تاریخی مکتوب در گیلان است که این چنین فقدانی در مسائل مختلفی ازجمله مسئله تلفظ دقیق نام واژگان و همچنین ریشه یابی آن ها اهمیت دارد.
خوشبختانه برای بار نخست، در متنی که به نیمه های سده هشتم هجری باز می گردد نام واژه سماموس با ضمه بر حرف سین و به صورت سمامست به نگارش درآمده است.
سَماموس، سُمامُوس یا سُموموز؛ نام درست کدام است؟
«سُموموس»، «سُمام موز»، «سُمام»، «سُموموز»، «سُماموس (شاه سُمام)»، «سوما سیاه» ، چه این اسامی ناشی از تفاوت های موجود در گویش های گویش وران زبان گیلکی در نقاط مختلف گیلان و مازندران باشد و چه در نهایت اسامی متفاوت، همگی نام کوهی هستند که امروزه بیشتر به سُماموس معروف است (سماموس با فتحه بر سین نخست، اغلب توسط فارسی زبانان به کار می رود و تصور بر این بوده که اینگونه صحیح می باشد!) مشکل این تضاد نه تنها عدم رعایت نامِ صحیح این کوه بلکه در واکاوی نام واژة این کوه است.
در هر تحلیل در زمینۀ نام واژه ها، اولین قدم ثبت صحیح آن است. یعنی بُن مایة کار بایددرست باشد، وقتی نام واژه ای در ابتدا در ثبت دچار مشکل باشد، چالش آغاز می شود. برای تفسیر و واکاوی نام واژۀ سُماموس نیاز به مقدمه ای کوتاه است.
طی برداشت میدانی در زمینۀ نام کوه سُماموس در مناطق مختلف در شرق گیلان و غرب مازندران مشخص شد که اینکوه را سُمام، سُمامس، سُماموس، سُموموز، سُمام موز، سوما سیا، می خوانند. این مسئله حتی در کتبی که در چند سال اخیر توسط برخی از پژوهشگران رامسری نگاشته شده ، موردِ تائید قرار گرفته است. بنابراین برای تحلیل این نام واژه نباید مبنا را بر واژگانی با تلفظ هایاین چنینی گذاشت.
سَماموس که بیشتر توسط فارسی زبانان و برخی منابع به کار می رود و به کلی اشتباه است. نکتة جالب این که در یادادشت ها و سفرنامه های باقیمانده نیز بارها از نام کوه سمام، سُمام کوه و سُماموس نام برده شده است. نه سَماموس! وقتی نام واژۀ سُماموس با تاکید بر فتحه خوانده شود بدون تردید تفسیر آن هم به گونه ای دیگرخواهد بود. لازم به ذکر است نه تنها تلفظ «س» با فتحه اشتباهی رایج است، بلکه تفسیری که از این نام واژه ارائه می شود نیز جای تامل دارد.
برای این که برای تفسیر این نام واژه از تلفیقی از زبان عربی و گیلکی استفاده می شود. سَما به معنی آسمان و موس به معنی نشیمنگاه،یعنی نشیمنگاه آسمان! این نام واژه از دو بخش تشکیل شده است. آن چه مسلم است میان این نام واژگان ثبت شده، سُمام، سُمامس، سُماموس، سُموموز، سُمام موز، چند چیز مشترک است، سین همراه با ضمه، سمام و موز یا موس.
سند تاریخی از نام سُماموس با ضمه بر سین
به گزارش علی موسوی نژاد، پژوهنده ادیان، نسخه ای ۳۲ صفحه ای به زبان عربی به دست آمده که تا حدود دو دهه پیش با عنوان " رساله فی علما الزیدیه" در یکی از کتابخانه های عراق نگهداری می شده است. بخش اصلی نسخه مزبور رساله ای است که توسط یکی از زیدی مذهبان شمال ایران در نیمه های سده هشتم هجری به نگارش در آمده است و در بخش اصلی و با اهمیت این رساله به بیان عالمان زیدی مذهب در شمال ایران و برخی کتب آنان در سده های ششم تا هشتم هجری می پردازد. گرچه نام مولف و گردآورنده این مجموعه در بخش موجود این نسخه خطی به دید نمی آید، اما بر اساس برخی کتب دیگر می توان مولف آن را " ملایوسف حاجی گیلانی" که از زیدیان ناصری مذهب بوده برشمرد.
در این سند در عکسی که پیوست است در خط هفت در اشاره به مقبره «فقیه ابوالعباس مقری دیلمی» در «جره دشت» (جؤردشت) در جوار کوه «سُمامست».
در این متن به شکل مشخصی از روستای جؤردشت یا جواهردشت فعلی و قله سماموس نام برده شده است.
نظر شما:
هوای پاک در ایران؛ قربانی همزمان تغییرات اقلیمی و کاستی های انسانی
میراث صدساله کاشف السلطنه در قلب لاهیجان؛ باغ موزه ای که ایران کمتر آن را می شناسد/تصاویر
راز سال خوب برنج گیلان؛ بارش های زاگرس چگونه شالیزارها را نجات داد؟