انتخابات سوم نوامبر ریاست جمهوری امریکا را می توان مهم ترین انتخابات آمریکا برای مردم ایران دانست
تهران - واشینگتن در ایستگاه 2020
۱۳ مهر ۹۹ - ۰۲:۳۴ چاپ
تهران - واشینگتن در ایستگاه 2020

کلانشهر _ محمدهادی مرادی: تقریبا یک ماه تا انتخابات 3‌ دسامبر آمریکا باقی‌مانده است و تنور اخبار و حواشی آن هر روز گرم تر می‌شود. انتخابات ایالات متحده آمریکا از سالیان پیش برای حاکمان و مردم ایران مهم و حیاتی بوده است؛ چه از سالیان قبل انقلاب و چه در حال حاضر که اهمیتی بیش از پیش پیدا کرده است.

با نگاهی به گذشته می‌توانیم شاهد گواهی تاریخ بر این موضوع باشیم: با پیروزی و روی‌کار آمدن «جان اف کندی» در سال 1960 میلادی، فشار او بر شاه برای اصلاحات و تحولات سیاسی-اقتصادی آغاز شد. محمدرضا پهلوی برنامه انقلابی خود را که یکی از بنیادی‌ترین حرکات سیاسی-اقتصادی یعنی اصلاحات ارزی و حق رای به زنان بود را به اجرا گذاشت.

با پیروزی «ریچارد نیکسون» جمهوری‌خواه در سال 1968 میلادی شاه احساس آرامش کرد و روابط حسنه ای با نیکسون برقرار کرد چرا که در آن زمان حزب جمهوری‌خواه حساسیت کمتری روی مباحث حقوق بشر به‌ خصوص در مورد ایران نشان می‌داد و شاه از این موضوع راضی بود.

این در حالیست که با پایان ریاست جمهوری «جرالد فورد»، روی کارآمدن «جیمی کارتر» و اعلام جدیتش در مسائل حقوق بشر، نگرانی شاه افزایش پیدا کرد.
اگرچه کارتر تا شش ماه پیش از انقلاب با شاه روابط حسنه ای داشت اما فشار برای رعایت حقوق بشر در ایران از سوی او و تیمش روی روند سیاسی ایران در اواخر دهه پنجاه موثر بود.

پس از انقلاب، با سیاست جدیدی که رهبران و مجریان انقلاب در پیش گرفتند، علناً ستیز و دشمنی با آمریکا در راس سیاست خارجی ایران قرار گرفت و خود را به هیچ وجه وابسته به هیچ یک از دولت های ایلات متحده امریکا ندانست. اما روند شکل گرفته طی این سال ها نشان دهنده موارد دیگری است؛ از زمان قطع کامل روابط بین ایران و آمریکا در ۱۹ و ۲۰ فروردین ۱۳۵۹، موانع فراوانی احیا و ظاهر شده‌اند که تا به امروز مانع روابط رسمی بین دو کشور حتی با وجود منافع مشترک گردیده‌اند.

در طول تاریخ روابط ایران و آمریکا پس از انقلاب، گاهی قدم‌هایی برای بهبود روابط دو طرف نیز برداشته شده ‌که به دلایلی بی‌نتیجه مانده است. ماجرای ایران-کنترا را شاید بتوان اولین مورد از این اقدامات دانست.
دولت «رونالد ریگان» در دهه‌ی ۱۹۸۰ تلاش کرد تا با ایران که از ۸ سپتامبر ۱۹۸۰ درگیر جنگی سخت با عراق شده بود، رابطه برقرار کند. در سال ۱۹۸۵ دولت ریگان دلواپس آزادی آمریکایی‌هایی که توسط شبه‌نظامیان اسلامی لبنان - که تحت حمایت ایران قرار داشتند - به گروگان گرفته شده بودند، بود.

پس از یک دوره مذاکرات سخت و طولانی در ماه مه ۱۹۸۶ مقامات ارشد آمریکایی از جمله «رابرت باد مک‌فارلین»، مشاور اسبق امنیت ملی، به ایران سفر کردند تا با ایران مستقیماً وارد معامله شود و در قبال آزادی گروگان‌های آمریکایی در لبنان، محموله سلاح در اختیار ایران قرار بدهد. که سر آخر دو طرف مذاکره به توافق نرسیدند و اوضاع زمانی خراب‌تر شد که تندروهای ایرانی مخالف با برقراری روابط با آمریکا شدند.

پیروزی ایران در جنگ با عراق در اوت ۱۹۸۸ نقطه عطفی در تاریخ ایران بود. پس از هشت سال جنگی که در آن ۱۹۰ هزار نفر جان خود را از دست دادند و میلیون‌ها دلار هزینه مالی دربرداشت، دولت «جورج اچ دبلیو بوش» به یافتن راهی برای برقراری روابط دیپلماتیک با ایران ادامه داد. جورج بوش در سخنرانی مراسم تحلیفش اشاره‌ای غیرمستقیم به ایران داشت: «امروز آمریکایی‌هایی که در سرزمین‌های بیگانه اسیر شده‌اند. هرگونه کمکی در این زمینه تا مدت‌ها از یاد نخواهد رفت. هر حسن نیتی با حسن نیت پاسخ داده خواهد شد. نیکی می‌تواند تا ابد ادامه پیدا کند.» معنای سخنرانی این بود که اگر ایران به آزادی گروگان‌های آمریکایی در لبنان کمک کند به نیکی پاسخ خواهد یافت.
اما زمانی که هاشمی رفسنجانی (رئیس جمهور وقت) در پایان سال ۱۹۹۱ شخصاً آزادی گروگان‌ها را تسهیل کرد، دولت بوش هیچ کاری نکرد. در دوران «جورج بوش پسر» پس از حمله نظامی آمریکا به عراق نیز گزارش‌های زیادی دربارهٔ امکان حمله نظامی آمریکا به ایران و بمباران ایران منتشر می‌شود. همچنین آمریکا در این زمان دائماً ایران را به حمایت و ارائه پشتیبانی تسلیحاتی به گروه‌های مسلح مخالف حضور نظامی آمریکا در عراق متهم می‌کرد. به نظر می‌رسید سیاست دولت جرج دابلیو بوش در قبال ایران براندازی دولت جمهوری اسلامی و جایگزین کردن آن با دولتی دیگر بود.

با روی کار آمدن دولت نهم جمهوری اسلامی ایران و اولویت قرار دادن برنامه هسته‌ای ایران در صدر برنامه‌های سیاست خارجی ایران، روابط ایران و آمریکا تحت تأثیر این مسئله قرار گرفت. شروع مجدد غنی‌سازی در نیروگاه نطنز و ساخت تأسیسات هسته‌ای دیگر همواره باعث تقابل این دو کشور بود.

با روی کار آمدن دولت دموکرات «باراک اوباما» یکی از مهم ترین رویداد های بین دو کشور را می‌توان شکل گیری توافق تاریخی برجام دانست؛ توافقی که برای اولین بار پس از انقلاب سبب دیدار شفاف و مستقیم وزاری خارجه دو کشور ایران و  آمریکا گردید و گفت و گوی تلفنی روسای جمهور دو کشور را در نیویورک، به عنوان پیش زمینه نزدیکی بیشتر برای رسیدن به توافق را سبب گردید.

پس از چندین دور مذاکره ایران و گروه ۵+۱ در وین و ژنو، به منظور دستیابی به توافق نهایی هسته‌ای، پس از دو دور مذاکره فشرده در بازهٔ زمانی ۲۵ اسفند ۱۳۹۳ تا ۱۳ فروردین ۱۳۹۴ (برابر با ۳ آوریل ۲۰۱۵) تفاهم هسته‌ای لوزان، شامل خلاصه‌ای از مجموع راه حل‌های تفاهم شده برای رسیدن به برنامه جامع اقدام مشترک پیرامون برنامه هسته‌ای ایران میان ایران و گروه ۱+۵ در لوزان سوئیس منعقد شد.

پیروزی «دونالد ترامپ» در انتخابات ریاست جمهوری 2016 آمریکا و خروج یکجانبه از برجام و اعمال سیاست فشار حداکثری و تلاش برای به صفر رساندن صادرات نفت ایران، سبب گردید که ایران امروز سخت ترین بحران اقتصادی خود را از زمان جنگ تحمیلی تاکنون تجربه کند.
کاهش بی سابقه فروش نفت ایران و نگرانی از آینده کشور و افرایش تورم انتظاری سبب گردیده است که انتخابات 3 نوامبر حساسیت برانگیزترین انتخابات ریاست جمهوری آمریکا برای مردم ایران باشد.

حالا همگی منتظر رقابتی هستیم که یک طرفش «جو بایدن» از حزب دموکرات است که از بازگشت دوباره به برجام درصورت رعایت تعهدات ایران وعده می‌دهد و دربرابرش «دونالد ترامپ» جمهوری‌خواهی است که دائم از سیاست "فشارحداکثری" سخن می‌گوید.

باید تا سوم نوامبر و پایان سرنوشت‌سازترین انتخابات ریاست جمهوری 2020 امریکا صبر کرد و دید کدام نامزد انتخاباتی می‌تواند به کاخ سفید راه پیدا کند؛ کسی که سیاست هایش می‌تواند مستقیما بر معیشت مردم ایران تاثیرگذار باشد.

 

 

* یادداشت‌های منتشر شده در کلانشهر مشخصا موضع این رسانه نیستند