از صحنه بازیگری تا برداشت آخرین پلان در یک روستای گیلان

" پدر رفت". این پست دو کلمهای دنیایی را خراب کرد.ما هنرمند و متفکری را از دست دادیم که شاید قرنها مانند او نیاید و جامعه مدنی و دانشگاهی و هنری ایران کسی را از دست داد که آینده نبودش بیشتر احساس میشود.
کسی که بسیار هوشمندانه در فضای هنری و به ویژه سینما و تاتر و تلویزیون ایران رفتار میکرد و همواره بیش از هرچیز به استقلال خویش اهمیت میداد و برای هر چیزی هرکاری را انجام نمیداد.
او از نسل انسان هایی بود که گویا تاثیر گذاری را وظیفه خویش میدانست و همواره هرجایی که بود کاری که فکر میکرد درست است و به نفع اجتماع و هنر است انجام میداد. با تهیه کنندگی سریال با کیفیت "عطر گل یاس" فصل جدیدی را بعد از انقلاب در برنامههای تلویزیون گشود.
مطرح کردن طبقه متوسط جامعه و دیالوگهای بین شخصیتها، فضای شعاری دهه اول بعد از انقلاب را به سمت گفتمانی جدید هدایت کرد. و گشایش این فصل جدید در سینما و تاتر و تلویزیون بعد از آن آغاز شد. بازیگری صاحب سبک بود و هرگز دو نقش را شبیه هم کار نمیکرد با صدای بسیار گرم و اثر گذار و البته بیان درست دیالوگها که گاه منحصر به فرد بود جانی تازه به شخصیتی میداد که شاید فراتر از تصور نویسنده بود. با آنکه بسیار مهربان و موقر و با شخصیت و مودب بود اما نقشهای منفی را به خوبی ایفا میکرد و همواره تاکید میکرد که در بازیگری سعی کنید کمترین تشابه با خودتان را داشته باشید و در هر نقشی رفتاری و گفتاری متفاوت از خود و دیگر نقشها داشته باشید.مهمتر از همه او یک متفکر و نظریه پرداز در تاتر , سینما و تلویزیون بود که کمتر خود را بروز میداد معتقد بود باید عمیق به مسایل پرداخت و برای عمیق بودن و لایه داشتن در عرصه هنر باید صبور بود.
کار فراوان کرد و مطالعه بسیار.با آنکه صاحب تفکر و سبک منحصر به خویش بود اما بسیار برای همکاران و دوستان و هم ردیفان خویش احترام قایل بود. همیشه مرحوم استاد سمندریان را به طرزی خاص احترام میکرد و این رابطه بین آنها متقابل بود.بر خلاف این روزگار که اخلاق فردی و حرفهای رنگ باخته اما ایشان به غایت اخلاق مدار بود. چندی قبل مصاحبهای از ایشان در فضای مجازی منتشر شد که صداقت را جویا بود و نایاب میدید و این از عمق نگاه یک متفکر به جامعه خویش است.همیشه تاکید بسیار داشت که سعی کنید پیرامون تان را خوب بشناسید و سطحی از هیچ چیزی عبور نکنید و حتی نسبت به حوادث پیرامونی در فضای اجتماع به دیده ی یک هنرمند نگاه کنید.
به دیدهی بازیگری که قرار است آن نقش و یا صحنه را بازی کند این استاد بزرگ ایران و تاریخ کهن و معاصرش را خوب میشناخت و تحلیل هایی که ارایه میکرد معمولا جلوتر از زمان خویش بود و کمتر کسی میتوانست درک کند اما مرور زمان بسیاری از مسایل را برای من که همواره افتخار شاگردی از دوران دانشگاه تا همین لحظه را دارم به درستی آشکار کرد.بیماری سختی که این سالها دست به گریبانش بود باعث شد که از تهران خارج شود و در یکی از روستاهای گیلان زندگی کند به دور از هیاهو که متاسفانه هیچ یک از مسئولین فرهنگی، هنری و حتی اجرایی خبری از او نمیگرفتند.
پدر رفت چه جمله ی عمیقی؛ او پدر همه ما بود که صحنه را ترک کرد؛ صحنهای که عاشقانه بر روی آن بازی کرد او میگفت زندگی هم یه نوع بازی است و نباید جدی گرفت باید سیال بود و به پیش رفت. امروز صبح وقتی لیلا و رعنا شنگله دختران این استاد گرانقدردر پست اینستاگرامی نوشتند لعنت به کرونا و برای پدر دعا کنید میدانستم که او باید برای ما و فردای ما دعا کند.؛فردایی که این برکات دیگر در جامعه و به ویژه جامعه هنر نیستند.
*کارگردان تاتر
//=normalizeText($row['content']) ?>
