آقای رئیسی یا استعفا دهید یا خود را از اسارت نجات دهید
آقای رئیسی تمام عمر کاری خود را در کسوت امور قضایی گذرانده است. یک قاضی معمولاً فرمان میدهد و فرمانش نیز از طریق ساز و کاری تعریف شده، اجرایی میشود. این یک روند ساده و آسان است و با مدیریت در سایر حوزهها سنخیتی ندارد. آقای رئیسی در مقام ریاست قوه مجریه، گویا همچنان در قامت یک قاضی نقش بازی میکند وگمانش بر این است که با صدور دستور و فرمان، کارها سامان پیدا مییابد!
به نظرم به همین علت است که پی در پی دستور صادر میکند، غافل از اینکه در امور اجرایی کار با صدور فرمان و دستور پیش نمیرود و مدیریت پیچیده و پردردسر خود را میطلبد.
موضوع دوم، احساس وامداری او به جبهه پایداری است تا حدی که به نظر میرسد به گروگان این گروه افراطی در آمده است.
طبعاً از خارج از مناسبات درونی قدرت در ایران، نمیتوان به جزئیات بده - بستان کانونهای مختلف همسو و رقیب پی برد، اما آنچه از پرده برون افتاده، حکایت از نفوذ چشمگیر جبهه پایداری بر آقای رئیسی دارد. این نکته را میتوان از ترکیب کابینه آشکارا دریافت. شاهد تازهتر اما انتصاب حجتالله عبدالملکی به جای سعید محمد به عنوان دبیر شورای عالی مناطق آزاد است. با توجه به عملکرد آقای عبدالملکی در وزارت کار، این انتصاب هیچ معنایی جز غلبه پایداریها بر دولت آقای رئیسی ندارد.
به باور من، جبهه پایداری که ظاهراً نفوذی گسترده در تمام ارکان قدرت به هم زده است، بزرگترین آفت حکمرانی در جمهوری اسلامی است به طوری که اغلب ناکارآمدیها و سختگیریها و خشونتها و تبعیضها را میتوان به افکار و عملکرد آنها نسبت داد.
با این حساب، هر چه اوضاع کشور پیچیدهتر شود، دولت آقای رئیسی ناکارآمدتر و بحرانیتر خواهد شد. جای او بودم یا خودم را از اسارت پایداریها نجات میدادم و کابینهای به کلی متفاوت و مقبول اهل تخصص میچیدم و یا اینکه از ریاست جمهوری استعفاء میدادم.
//=normalizeText($row['content']) ?>