بالا گرفتن اختلاف میان واشنگتن و تلآویو درباره برنامه هستهای ایران
آیا سیگنالهای متفاوت از سوی دولت ترامپ موجب تضعیف همسویی راهبردی با اسرائیل درباره ایران میشود؟نویسنده این مطلب در ادامه ادعا میکند: بنیامین نتانیاهو، نخست وزیر رژیم اسرائیل، از بازگشت ترامپ به کارزار «فشار حداکثری» استقبال کرده و گزارش هایی وجود دارد مبنی بر اینکه او به ارتش دستور داده برای حمله به ایران در اواسط سال ۲۰۲۵ آماده باشد. اقدامات پیشین اسرائیل، حمله هوایی به عراق در ۱۹۸۱، سوریه در ۲۰۰۷، و ایران در ۲۰۲۴، و همچنین عملیات خرابکاری در سالهای ۲۰۲۰، ۲۰۲۱ و ۲۰۲۲ نشان داده که از رویکرد پیش دستانه دفاع میکند.
این اختلافات بنیادین پرسش هایی اساسی برای سیاست گذاران آمریکایی مطرح میکند: آیا این سیگنالهای متفاوت از سوی دولت ترامپ موجب تضعیف همسویی راهبردی، اعتماد و حتی هماهنگی با اسرائیل درباره ایران میشود؟ تحولات ژئوپلیتیکی مرتبط با برنامه هستهای ایران چگونه ممکن است بر این تنشها تأثیر بگذارد؟
سؤال اول: راهبرد دولت ترامپ برای جلوگیری از دستیابی ایران به سلاح هستهای چیست؟
راهبرد دولت ترامپ در قبال ایران از رویکرد تمرکز بر فشار اقتصادی حداکثری در دوره اول، به راهبردی ترکیبی در دوره دوم تغییر یافته که شامل دیپلماسی، تهدید نظامی، و تحریم هاست. در دوره نخست، ترامپ با انتقاد از برنامه جامع اقدام مشترک، توافقی که با محدودسازی غنی سازی اورانیوم و توسعه سانتریفیوژها در ازای لغو تحریمها همراه بود، از آن خارج شد. او به ویژه به بندهای غروب توافق، ناکامی آن در مهار نیروهای تحت حمایت ایران، و عدم محدودیت بر برنامه موشکی ایران اعتراض داشت. این مسائل به خروج آمریکا از برجام در می۲۰۱۸ و آغاز کارزار فشار حداکثری منجر شد.
در دوره دوم، دولت ترامپ رویکردی را در پیش گرفته که ترکیبی از پیشنهاد مذاکره، تهدید نظامی و فشار اقتصادی است. با این حال، سیاست ترامپ در قبال ایران با ابهام همراه بوده که بخشی از آن ناشی از اختلافات درون کابینه، پایگاه حزب جمهوری خواه، و تمایل ترامپ به حفظ چهرهای صلح طلب در کنار نمایش قدرت نظامی است.
مشاوران او بر سر رویکرد مناسب، حمله، تحریم یا مذاکره و دامنه توافق آتی اختلاف نظر دارند. وزیر خارجه مارکو روبیو و مشاور امنیت ملی والتز از دیپلماسی همراه با تهدید حمایت میکنند، در حالی که معاون رئیس جمهور جی. دی. ونس با مداخله نظامی مخالف است. والتز خواستار «برچیدن کامل» برنامه هستهای ایران شده، در حالی که فرستاده ویژه خاورمیانه، استیو ویتکوف، بر برنامه راستی آزمایی تأکید دارد.
گرچه کمپین فعلی فشار حداکثری ممکن است رضایت نئومحافظه کاران انزواگرا، جمهوری خواهان سنتی و اسرائیل را تأمین کند، اما این تعادل چه طراحی شده باشد یا ناشی از اختلافات داخلی، پایدار نخواهد بود. با پایان یافتن مهلت دو ماهه، دولت مجبور خواهد شد بین تشدید تنش، مذاکره یا عقب نشینی یکی را انتخاب کند.
سؤال دوم: اسرائیل تهدید برنامه هستهای ایران را چگونه میبیند و سیاستهای ترجیحیاش چیست؟
اسرائیل برنامه هستهای ایران را تهدیدی وجودی میداند و در برابر آن رویکردی چندجانبه شامل عملیات نظامی و خرابکاری را اتخاذ کرده است. دکترین «بگین»، که پس از حمله ۱۹۸۱ به راکتور «اوسیراک» عراق شکل گرفت، بیانگر تعهد اسرائیل به اقدام پیش دستانه علیه تهدیدهای هستهای منطقهای است.
در ماههای اخیر، همزمان با پیشرفتهای هستهای ایران، اسرائیل اقدامات پیشگیرانه خود را شدت بخشیده است. به عنوان نمونه، در ۲۶ اکتبر ۲۰۲۴ اسرائیل حملهای هوایی انجام داد که به طور جدی به سامانههای دفاعی ایران آسیب زد. حمله حماس در ۷ اکتبر ۲۰۲۳ باعث شده نتانیاهو تمایل بیشتری به ریسک پذیری نشان دهد. در حالی که در گذشته از اقدام نظامی علیه ایران خودداری میکرد، اکنون فضای سیاسی داخلی و جایگاه خودش، انگیزه بیشتری برای عمل به او داده است.
اسرائیل همواره نسبت به راه حلهای دیپلماتیک مانند برجام بدبین بوده است.اسرائیل همواره نسبت به راه حلهای دیپلماتیک مانند برجام بدبین بوده و معتقد است بندهای غروب توافق، عدم دسترسی کامل آژانس بین المللی انرژی اتمی و اجازه غنی سازی اورانیوم، خطر اشاعه منطقهای را افزایش میدهند.
نتانیاهو بارها برجام را «اشتباهی تاریخی» خوانده و به شدت با آن مخالفت کرده است. او از خروج ترامپ از توافق در سال ۲۰۱۸ به عنوان یک «اقدام تاریخی» یاد کرد و از بازگشت به فشار حداکثری حمایت کرده است.
نتانیاهو میگوید: «توافق هایی که زیرساختهای هستهای ایران را برنمی چینند، برنامه هستهای اش را متوقف نمیکنند بلکه فقط پول در اختیار نیروهای مورد حمایت ایران قرار میدهند.» اسرائیل خواهان اقدام نظامی جدی است و معتقد است بدون مشارکت ایالات متحده، حمله مؤثر به تأسیسات پراکنده و مستحکم ایران ممکن نیست.
سؤال سوم: آیا فروش تسلیحات آمریکا به اسرائیل و استقرار نیروهایش در منطقه با رویکرد دیپلماتیک واشنگتن همخوانی دارد؟
فروش تسلیحات آمریکا به اسرائیل و استقرار نیروها در منطقه همواره با ترجیح اعلام شده ترامپ به دیپلماسی همراستا نیست. یکی از نخستین فرمانهای اجرایی او اجازه ارسال بمبهای سنگرشکن MK-۸۴ به اسرائیل بود؛ تسلیحاتی که پیشتر به دلیل احتمال استفاده در غزه مسدود شده بود. این بمبها برای تخریب تأسیسات مستحکم مانند فردو یا نطنز کافی نیستند، اما در حملات هوایی مشترک برای اهداف کم عمق مرتبط با برنامه هستهای مانند تأسیسات سانتریفیوژ یا تحقیقات موشکی قابل استفادهاند.
دولت ترامپ از تهدید تشدید تنش به عنوان اهرم چانه زنی استفاده میکند.آمریکا همچنین بمب افکنهای B-۲ را در جزیره دیگو گارسیا مستقر کرده که در صورت تجهیز به بمبهای فوق سنگین GBU-۵۷ میتوانند تأسیسات مستحکم را در حملات متوالی نابود کنند. در کنار این اقدامات، آمریکا حملات هوایی و دریایی علیه اهداف یمن انجام داده تا ضمن باز کردن مسیرهای کشتیرانی، پیام هشدارآمیزی به تهران بدهد.
این اقدامات در مجموع بیانگر موضع گیری راهبردی برای فشار بر ایران در آستانه مهلت دوماهه مذاکرات است. با ارسال همزمان سیگنال هایی مبنی بر آمادگی برای اقدام نظامی و تحمل محدود نسبت به حملات اسرائیل، دولت ترامپ از تهدید تشدید تنش به عنوان اهرم چانه زنی استفاده میکند.
ترامپ با سبک مذاکره مبهم، غیرقابل پیش بینی و همراه با درخواستهای حداکثری، احتمالاً این موضع گیری نظامی را نه تناقض، بلکه برگ برنده میبیند. این رویکرد در تهدید اخیر او مشهود است: «اگر توافق نکنند، بمبارانی در پیش خواهد بود... چنان که تاکنون ندیدهاند.»
سؤال چهارم: این اختلافات راهبردی چه تأثیری بر روابط ترامپ و نتانیاهو داشتهاند؟
در ظاهر، ترامپ و نتانیاهو روابط نزدیکی دارند. ترامپ قبلاً از نتانیاهو و همسرش در «مارالاگو» پذیرایی کرده، سفارت آمریکا را به پیشنهاد او به بیت المقدس منتقل کرده، درباره تصرف غزه با او صحبت کرده، و در آغاز دوره دوم ریاست جمهوری، نتانیاهو را به عنوان نخستین رهبر خارجی به کاخ سفید دعوت کرده است.
در آن دیدار، نتانیاهو ایران را تهدیدی مستقیم نه تنها برای اسرائیل بلکه برای آمریکا معرفی کرد و گفت: «ما درباره ایران دیدگاه مشترک داریم. همان ایرانی که سعی کرد ما را بکشد، شما را آقای رئیس جمهور و مرا از طریق نیروهای تحت حمایتش. ما متعهد به عقب راندن تجاوزات ایران و جلوگیری از دستیابیاش به سلاح هستهای هستیم.»
ترامپ در دوره دوم برخلاف دوره اول، به توصیههای نتانیاهو در مورد نحوه برخورد با ایران گوش نداده است.اما در عمل، ترامپ در دوره دوم برخلاف دوره اول، به توصیههای نتانیاهو در مورد نحوه برخورد با ایران گوش نداده است. در ۲۰۱۸، هر دو از برجام متنفر بودند و اطلاعاتی که موساد از تأسیسات ایران به دست آورده بود، بر تصمیم ترامپ برای خروج از توافق تأثیر گذاشت. اما پس از خروج آمریکا، ایران فعالیتهای هستهای اش را گسترش داده، سطح ذخایر اورانیوم را بالا برده، و ظرفیت غنی سازی خود را افزایش داده است. این تحولات ممکن است ترامپ را به تجدیدنظر و تمایل به دیپلماسی در دوره دوم سوق داده باشد.
در حالی که نتانیاهو مستقیماً درباره پیشنهاد مذاکره ترامپ اظهارنظر نکرده، تیم او به شدت تلاش میکند تا آمریکا را به تعیین ضرب الاجل برای پایان فشار حداکثری وادارد. در اواخر مارس، هیأتی به سرپرستی وزیر امور راهبردی اسرائیل، «رون درمر»، به واشنگتن سفر کرد تا در این خصوص رایزنی کند.
همزمان با حرکت ترامپ میان دیپلماسی و قدرت نمایی نظامی، بدبینی اسرائیل نسبت به مذاکره میتواند به اصطکاک بینجامد، به ویژه اگر توافق احتمالی خواستههای امنیتی اسرائیل را تأمین نکند. با نزدیک شدن به پایان مهلت دوماهه، توانایی دو متحد برای آشتی دادن دیدگاه هایشان نقش کلیدی در تصمیم گیری نهایی درباره حرکت به سوی مذاکره یا تشدید تنش خواهد داشت.
سؤال پنجم: فراتر از آمریکا و اسرائیل، سایر بازیگران چه نقشی در دینامیک ژئوپلیتیکی برنامه هستهای ایران دارند؟
روسیه، چین، کشورهای خلیج فارس و سه کشور اروپایی (آلمان، بریتانیا، فرانسه) در آینده مذاکرات نقش مهمی خواهند داشت یا به عنوان وزنههای متعادل کننده در برابر نفوذ غرب یا به عنوان میانجیهای ثبات بخش منطقهای. روسیه و چین اخیراً گفتگوهای سه جانبهای با ایران برگزار کردهاند و تأکید کردهاند که هر مذاکرهای باید بر پایه «احترام متقابل» و رفع کامل تحریمها باشد.
هرچند هر دو کشور با تسلیحاتی شدن برنامه هستهای ایران مخالفاند، اما رویکردهایشان تفاوت هایی دارد: چین به جریان آزاد انرژی از خاورمیانه وابسته است، در حالی که روسیه، که از نظر نفتی خودکفاست، توافق هستهای را ابزاری برای کسب امتیاز از آمریکا میبیند. این تفاوتها نشان میدهد که روسیه تحمل بیشتری برای بیثباتی منطقه دارد، چه از طریق درگیری محدود، شکست مذاکرات، یا نزدیک شدن ایران به آستانه هستهای.
مشارکت روسیه و چین و نقش اروپا و خلیج فارس منافع متضادی را وارد صحنه میکند که ممکن است همسویی آمریکا و اسرائیل را تضعیف یا دگرگون کند.اروپا و کشورهای خلیج فارس برای تضمین دوام هر توافقی و پذیرش منطقهای آن حیاتی خواهند بود. در حالی که ترامپ خواهان گفت وگوی مستقیم بود، کشورهای E۳ از نوامبر ۲۰۲۴ تا مارس ۲۰۲۵ چهار بار با مقامهای ایرانی مذاکره کردند. آنها در حفظ برجام پس از خروج آمریکا نقش کلیدی داشتند و با پایان سازوکار اسنپ بک در اکتبر، خواهان حضور در مذاکرات جدید خواهند بود.
تعامل با امارات و عربستان نیز برای کاهش تهدیدات ادراک شده و مشروعیت توافق لازم است. نامه ترامپ در مارس توسط «انور قرقاش»، مشاور دیپلماتیک ارشد امارات، به ایران رسانده شد که همچنین خواستار میزبانی مذاکرات بود. اما ایران ترجیح داد عمان نقش میانجی را ایفا کند.
مشارکت روسیه و چین و نقش اروپا و خلیج فارس منافع متضادی را وارد صحنه میکند که ممکن است همسویی آمریکا و اسرائیل را تضعیف یا دگرگون کند. رابطه این دو در برابر چالش هستهای ایران ترکیبی از هم راستایی راهبردی و تفاوت در ترجیحات است.
هر دو ایران را «تهدید» میدانند، اما رویکردهایشان متفاوت است: دولت دوم ترامپ میان دیپلماسی و بازدارندگی نظامی در نوسان است، در حالی که اسرائیل طرفدار اقدام پیش دستانه و فشار مستمر است. مهلت دوماهه مذاکره در میانه تحولات ژئوپلیتیکی و تحرکات نظامی منطقه، چالش اساسی برای حفظ این همسویی را عمیقتر خواهد کرد.
//=normalizeText($row['content']) ?>