اختصاصی کلانشهر:مهتاب مصلحی،بازیگر تئاتر-حیات تئاتر را در نسبت با میزان مخاطب و گردش مالی آن و یا بهعبارتی میزان تماس آن با مردم باید بررسی کرد. حال آنکه در شرایط بد اقتصادی جامعه، با وجود هزار و یک سنگ جلوی پای یک هنرمند و کارگردان و تهیه کننده برای تولید یک نمایش، آیا دیگر رغبت و توانی برای این امر میماند؟
در روزهایی که جان تئاتر و تئاتریها در حال رشته رشته شدن بود؛ بحث جدید و دردناک هزینههای گزاف سالنهای تمرین و اجرای نمایش نفس تئاتر را برید. (بیشتر بخوانید)

سوال من این است... آقایان مسئول و مدیر که هر روز داستان جدیدی برای هنرمندان مینویسید؛ اگر میز و صندلی و اتاقتان را از شما بگیرند یا بابت هر روز نشستن روی آن پولی از شما دریافت کنند باز توان کار کردن دارید و حال و حوصلهای برایتان باقی میماند؟!
مسلما نه...
پس باید به این نتیجه رسید که شما دقیقا همین را برای جامعه تئاتری میخواهید که صدایشان بُریده شود و جانی برایشان نماند.
اهالی تئاتر همواره خود را مرهون مردم میدانند، اگر همین روند پیش برود و هزینهها برای تولید نمایش همینقدر بدون ترمز بالا بروند، بیشک قیمت بلیط میانگین ۱۰۰هزارتومانی به هیج جای آن نمیرسد و اگر قیمت هم تغییر کند و بالا برود دیگر همان تعداد محدود تماشاچی هم در سالنها نخواهیم دید.
ولی از آنجایی که ما تئاتریها (من به عنوان عضو خیلی کوچک این خانواده) پوست کلفتی داریم و سرمان درد میکند برای جنگیدن برای هنرمان، پس تا جان در بدن و واژه برای سخن داشته باشیم، دست ازین مطالبه گری بر نمیداریم.
این کوچکترین حق ماست و اصلا نباید برایش میجنگیدیم...

