اختصاصی کلانشهر: سرطان همچنان در ایران یک بیماری ترسناک است. آنچه سرطان را خوفناکتر از بیماریهای دیگر کرده، نه صرفا دردهای ناشی از آن، که نبود پروتکل منسجم برای درمان و پروسه طاقت فرسای تحمیلی از سوی برخی پزشکان و مراکز درمانی به بیمار و خانوادهاش است.
مطلب پیش رو،دلنوشته مردی در گیلان است که از مدتی قبل همسر جوانش درگیر بیماری سرطان شده است.
او از پروسه سخت مواجهه با بیماری،هزینههای گزاف درمان،کمبودهای دارویی و تنهایی بیمار و خانوادهاش در برابر یک بیماری صعب العلاج گفته است.
در بخشی از این مطلب میخوانیم: یکی از مشکلات اساسی بیماران درگیر با سرطان، عدم پوشش بیمهای برای برخی از خدمات درمانی است. بیمهها در مواردی که بیماران به پوشش حمایتی آنها نیاز دارند، از قبول هزینههای درمانی سر باز میزنند و این موضوع میتواند بیماران را در مضیقهای غیرقابل تحمل قرار دهد. در چنین شرایطی،برخی جراحان نیز به جای تمرکز بر درمان واقعی، علاوه بر هزینههای بیمارستان، هزینههای جداگانهای در مطب از بیماران طلب میکنند که این بار مالی را دوچندان میکند.
افزون بر این، شماری از پرسنل بیمارستانها و کلینیکها به حال روحی بیماران توجهی ندارند. این بیتوجهی میتواند احساس تنهایی و ناامیدی را در بیماران تشدید کند و آنها را در برابر درد و رنج خود تنها بگذارد. در این بین، برخی پزشکان با اتخاذ رویکردهای تجاری، روند درمانی را تنها در مطبهای خصوصی خود و حتی بدون لحاظ نمودن پوشش بیمههای پایه و تکمیلی انجام میدهند و این مسئله به معنای افزایش هزینههای درمانی برای بیمارانی است که در حال مبارزه با یک بیماری کُشنده هستند.
علاوه بر این، تعدادی از پزشکان هم تاکید دارند داروهای تجویزی و خدمات آزمایشگاهی و رادیولوژی حتماً باید از مراکز خاص مد نظر آنها تهیه شود؛ موضوعی که به نوعی بر هزینههای بیماران افزوده و آنها را در موقعیتی دشوار قرار میدهد. طی سالهای اخیر به دلیل بدعهدی بسیاری از بیمههای تکمیلی، اکثر مراکز صاحب نام و با کیفیت، قراردادهای خود را با بیمهها لغو کرده و بیمار حتی اگر خوش شانس بوده و دارای بیمه درمان تکمیلی هم باشد بازهم باید ابتدا هزینهها را پرداخت کرده و با گذشت چند ماه، بخشی از آن را دریافت کند. این درخواستها بویژه در مواردی که پزشک کاملا از بینتیجه بودن روند درمان بعضی سرطانها مطلع است، اطرافیان بیمار را در وضعیتی بسیار دشوار قرار میدهد. او اگر به مراکز توصیه شده مراجعه نکند تا آخر عمر خود را سرزنش میکند که شاید اگر به مرکز خاص، مراجعه کرده بودم،بیمارم رنج کمتری میکشید و یا حتی زنده میماند. روا داشتن این بیاخلاقی از سوی برخی مراکز درمانی و پزشکان به خانواده بیماران در حالی است که یک متخصص بهتر از هر کسی میتواند مدت زمان زنده ماندن و یا روند درمانی بیماران صعب العلاج را تخمین بزند.
در چنین شرایطی بیماران مشاهده میکنند به جای دریافت حمایت و همدلی، با رفتارهای غیراخلاقی برخی افراد در سیستم بهداشت و درمان مواجه هستند.یعنی در حالی که آنها در حال مبارزه برای زنده ماندن هستند، تعدادی، بیتوجه به این موضوع نهایت تلاش خود را برای بهره برداری اقتصادی از جانش به کار بستهاند.
در بخش دیگری از مطلب این گیلانی آمده است: نکته آزاردهنده ی بعدی، رفتار برخی پزشکان هنگام جراحی بیمارانی است که به دلیل ابتلا به سرطان هایی مانند پوست، پستان و...به درمانهای ترمیمی نیاز دارند. آنها این موارد را سهوا یا عمدا در ردیف کدهای زیبایی محاسبه کرده و به این ترتیب، بیمه پایه یا تکمیلی آن را خارج از تعهدات درمانی خود محسوب میکنند. فرد و یا خانواده درگیر با بیماری سرطان وقتی با چنین رفتارهایی مواجه میشود، به نوعی اعتماد خود را نسبت به سیستم درمانی از دست میدهد.
این مرد گیلانی در ادامه تاکید کرده است: البته یقین داریم که پزشکان با وجدان و مسئولیت پذیر زیادی در جامعه حضور دارند و صدالبته که تعداد آنها بیشتر از برخی پزشکان تاجر مسلک است. اما همان تعداد پزشکانی که وضعیت بیماران را درک نمیکنند و به دنبال سود بیشتر هستند، میتوانند به راحتی اعتماد عمومی را خدشه دار کنند.
او در پایان نوشته است:چگونه میتوان از بیمارانی که به علت دردهای جسمی و روحی خسته هستند، انتظار داشت با ناملایمتهای برخی افراد فاقد اصول اخلاقی کنار بیایند؟ بیمارانی که در کنار داروها،نیازمند همدلی و حمایت روحی هم هستند.

