مردم ایران خسته اند /نسل جدید نوعی عصیان را تجربه می کند / به بازسازی اجتماعی نیاز داریم
کلانشهر: علی ربیعی وزیر سابق رفاه و کار و دستیار اجتماعی مسعود پزشکیان در روزنامه شرق نوشت:سلام صبح شنبه بخیر آقای رئیس جمهور هفته خوبی پیش رو داشته باشید. در این صبح شنبه برایتان آرزو میکنم که در طول هفته، هر گامی که برمی دارید، موفقیت آمیز باشد حتی اگر یک گام کوچک رو به جلو هم باشد برای ملت ایران مغتنم است.
هفته خوبی پیش رو داشته باشید. در این صبح شنبه برایتان آرزو میکنم که در طول هفته، هر گامی که برمی دارید، موفقیت آمیز باشد حتی اگر یک گام کوچک رو به جلو هم باشد برای ملت ایران مغتنم است. با توجه به تجربه زیسته بیش از 40 سال و همچنین مطالعات پیرامون سایر جوامع، اعتقاد من و بسیاری از افراد بر آن است که ایران امروز، هیچ مسیری به جز اصلاح آرام و حرکتهای گام به گام برای بهبود اوضاع ندارد.
آنان که به دنبال تغییرات ساختاری و همه جانبه هستند، یا تحت تأثیر بدخواهان ایران و در بازیهای آنها گرفتارند یا از نظر تفکرات مبنایی دچار تحلیلهای شناختی نادرست نسبت به جامعه ایران و مصالح ملی و فضای بین المللی و شرایط ژئوپلیتیکی هستند. من معتقدم این ساختار سیاسی - اجتماعی که دستاورد یک جنبش عظیم در دهه ۵۰ است، با وجود همه نارساییها و رفتارهای ناروایی که به نام انقلاب رقم خورد، کماکان ظرفیت آن را دارد که در درون خود نوعی بازگشت به ارزشهای آرمانی جامعه با نیازها و خواستههای جدید داشته و با آرمانهای پیش رو و نسلهای جدید هم زیستی ایجاد کند. بر این اساس معتقدم هیچ مسیر و راه دیگری که خوشبختی ایران و فرزندان مان را تأمین کند وجود ندارد به جز ایدهای که در قالب باهم بودگی و اصلاحات تدریجی و همراهی با رهبری انقلاب شکل گرفته است.
این روزها، شاهدیم افرادی که تاکنون ثمره نظرات، دیدگاهها و سیاست هایشان کشور را به وضعیتی رسانده که همه مطلعین اوضاع و دلسوزان ایران را نگران کرده است، فشارهای زیادی در قالبهای مختلف از جمله نامه نگاری بر شما وارد میکنند. در این مورد میخواهم دیدگاه خود را با شما در میان بگذارم: من این افراد را میشناسم. این جریان وقتی مردم از هرگونه اصلاح و روزنه نویدبخشی ناامید میشوند و در پی ناامیدی، سر در گریبان فرو میبرند و به تعبیری دچار نوعی مهاجرت به درون میشوند و به خودتبعیدی در درون میروند، امکان مییابند تا با حداقل آرا، کرسی هایی را در مراکز تصمیم گیری به دست بیاورند.
موفقیت آنها در رقابتها، فقط از مسیر عقب کشیدن مردم از کنش سیاسی و اجتماعی و از ناامیدی مردم به دست میآید.
اینها محصول آرای وجدان جمعی جامعه ایران نیستند بلکه صرفا محصول ناامیدی جمعی مردم ایران هستند. یک خصوصیت بارز این افراد آن است که در زمان داشتن قدرت اجرائی و بر سر کار بودن، چون توان اداره نه تنها کشور بلکه حتی یک مجموعه کوچک را هم ندارند، به شدت دچار بحران دستاورد میشوند. براساس مطالعات، افراد و جریان هایی که دچار بحران دستاورد میشوند، به سرعت سراغ ساختن دشمن فرضی میروند. به یاد داریم در همین چند سال گذشته، چگونه با واژه سازی «مسببین وضع موجود» دشمن سازی کردند. بخشی از بیتجربگی و ناکارآمدی خود را به دشمنان مفروض «مسبب وضع موجود» نسبت داده و بخشی را هم محصول توطئه دشمنان خواندند. در بحران دستاورد، وجود یک دشمن، برای توجیه ناکامیها و ناکارآمدیها ضروری است.
اقدام دیگری که این افراد در مواجهه با بحران دستاورد انجام میدهند، ساختن آمارهای غیرواقعی یا به عبارت شفافتر، دروغ پردازیهای سیاسی، اقتصادی و فرهنگی است و با این ترفند، آن چنان شرایط را مطلوب نشان میدهند که خود نیز در دام باور آن میافتند.
البته، نکته سومی هم در بحران دستاورد وجود دارد:
سیستم هایی که یکدست سازی همدستانه را دنبال میکنند در زمان مواجهه با بحران دستاورد به مرور دستخوش انشعابهای داخلی میشوند که در سه سال گذشته و همچنین در دورههای مشابه گذشته نیز شاهد انشعابات متعدد این افراد بودهایم.
این گروه و جریان با ایجاد اندکی امید در مردم و مشارکت آنها در انتخابات، به پس رانده میشوند و این نقطه، آغاز حرکتهای تخریبی از سوی آنان است.
نیک میدانستم که فضای ایجادشده پس از انتخابات ریاست جمهوری چهاردهم، پایدار نیست و این افراد نه تنها به وفاق اعتقادی ندارند بلکه وفاق را دشمن ایدئولوژیک خود میپندارند. اینها با وفاق دشمنی دیرینه دارند. این افراد باید به صورت مداوم خالص سازی کرده و ایرانیان را به گروهها تقسیم کنند. حتی خود را نیز خالص سازی کرده و انشعاب به وجود میآورند.
جناب آقای پزشکیان در این مدت که بر مسند ریاست جمهوری نشستهاید، به بسیاری از نارساییهای اقتصادی و لزوم سرمایه گذاری بیشتر پی بردهاید. به فرسودگیها و منفی شدن نرخ سرمایه گذاری در ایران به خوبی واقف شدهاید. فرسودگی فراگیر در کارخانهها و مراکز تولیدی تا تکنولوژیها و مراکز اقتصادی که به آن متکی هستند، به خصوص حوزه انرژی قابل مشاهده است. به یاد دارم در پایان دولت دوازدهم، بحث بر این بود که برای تولید بیشتر در سالهای نه چندان دور، نیازمند حدود 300 میلیارد دلار سرمایه گذاری فقط در حوزه انرژی به خصوص نفت و گاز هستیم.
شما به خوبی بر این امر واقف هستید که کنترل یک درصد تورم با این ساختارهای اقتصادی چقدر دشوار است. شما به درستی میدانید که برای ایجاد یک درصد رشد به چه میزان سرمایه گذاری نیاز است. اما من میخواهم از پدیده دیگری برای شما رونمایی کنم که شاید کمتر به آن پرداخته شده باشد و آن فرسودگی اجتماعی است. مردم ایران بسیار خستهاند. نسلهای جدید نوعی عصیان را تجربه میکنند. ترمیم این فرسودگی اجتماعی نیازمند بازسازی اجتماعی است. در اینجا نیاز به سرمایه گذاری خارجی نیست هرچند معتقدم بخشی از ناامیدی ناشی از زیست درازمدت در شرایط تحریم است که آثاری مستقیم بر مسائل اجتماعی و سیاسی داخلی داشته است اما بازسازی اجتماعی و ایجاد امید برای آینده مسیری دشوار است که برای طی این مسیر با موانع بسیاری روبه رو خواهید شد.
آنهایی که امروز بر سر قانون عفاف و حجاب و مسائلی مثل فیلترینگ و FATF کماکان بر عقاید نادرست خود پافشاری میکنند مفهوم فرسودگی اجتماعی را نمیدانند و حتی اگر هم ناگزیر از فهم آن شوند باز هم احاله به دشمنی فرضی میکنند و همه را به جز خود و سیاستهای خود مقصر میدانند.
دیدم در نقدهای خود از عدم رشد هشت درصد با شما سخن میگویند. حتی یک دانشجوی غیررانتی که با هوش و استعداد خود در رشته اقتصاد یا رشتههای مرتبط در دانشگاه پذیرفته شده و چند واحد اقتصاد خرد و کلان و سیاست گذاری مالی را گذرانده باشد به خوبی میداند که یک درصد رشد به چه میزان سرمایه گذاری، هماهنگیهای ساختاری، افزایش بهره وری، دستیابی به تکنولوژیهای نوین و دانش روز (که در اختیار ما نیست) نیازمند است. اینها حتی مفهوم رشد را هم نمیفهمند! هرچند با اساس توسعه نیز مخالف هستند که جای بحث آن در این نامه نیست. به نظر من، این افراد چنان با توسعه مخالفاند که هم الزامات توسعه را دشمن فلسفه وجودی خود میدانند و هم نتایج توسعه را که باعث امید اجتماعی است، دشمن فرض میکنند.
//=normalizeText($row['content']) ?>