درآمد راننده تاکسی های لاهیجان از رشت بهتر است؟

در رشت هرکس ماشین دارد می توانند مسافر هم سوار کنند


۱۴۰۱/۰۴/۲۲ - ۱۹:۳۳ | کد خبر: ۲۳۵۵۴ چاپ

خندید و گفت، دلت خوش است. داداشم این همه مهندس، دکتر، بازیگر، قاری، مداح، رفتگر رفتند شورای شهر رشت چه گلی به سر همکاران خود زدند تا ما این کارو بکنم

در رشت هرکس ماشین دارد می توانند مسافر هم سوار کنند
اختصاصی کلانشهر: رضا حقی*- "ماشین‌نگاره" عنوان سلسله مطالبی است که در اتومبیل (ماشین) می‌گذرد و چهارشنبه هر هفته به قلم این نویسنده در کلانشهر منتشر می‌شود.(بیشتر بخوانید)

-دانشگاه؟

صندلی جلوی تاکسی نشستم. به راننده گفتم خدا نکند وسط خیابان گیر کنی وعجله داشته باشی، توی این گرما معلوم نیست چقدر باید منتظر بمونی تا ماشین خالی پیدا بشه.

 

گفت چون نزدیک ‌ایستگاه بودی اینجوری شد؛ همه ماشین‌ها توی‌ایستگاه پُر می‌کنند.

پرسیدم شما توی‌ایستگاه نمی‌مانید؟ گفت، حوصله ماندن توی‌ایستگاه رو ندارم همین جوری دور می‌زنم روزی هفت، هشت ساعت کار می‌کنم.

پرسیدم از کارت راضی هستی؟

گفت ناشکر نیستم. ولی توی رشت تعداد ماشین‌های شخصی که مسافر کشی می‌کنند زیاد هست. برای همین، کار با تاکسی تعریفی ندارد.

پرسیدم مگه همه شهر‌ها اینجوری نیست؟

گفت همه شهر‌ها نیست. بستگی به برخورد تاکسیرانی و شهرداری دارد که چه جوری برخورد کنند.

من خانمم اهل لاهیجان است. اوایل ازدواج به من گفت وضعیت اخلاقی رشت خیلی خرابه!

پرسیدم، چرا؟

گفت تا سر خیابون منتظر تاکسی وامیستی 10 تا ماشین برات بوق می‌زنند! بهش گفتم آن‌ها منظور بد ندارند مسافر کِش هستند، چون فکر می‌کنند تو مسافری برات بوق می‌زنند. تعجب کرد و گفت مگه ماشین شخصی هم می‌تونه توی رشت کار بکنه؟!

گفتم بله.

چون در لاهیجان فقط تاکسی‌ها می‌توانند در شهر کار کنند. برای همین راننده تاکسی لاهیجان با ۴ ساعت کار کردن در روز می‌تونه معادل هشت ساعت کار کردن من در رشت در بیاره.

پرسیدم در رشت چند تا تاکسی داریم گفت دقیق نمی‌دونم ولی فکر می‌کنم هشت هزار تایی بشود.

گفتم شما هشت هزار نفرید با خانواده هاتون حداقل بیست هزار نفرید. چند نفر از بین خودتان انتخاب کنید توی انتخابات شورای شهر کاندید بشوید با این تعداد می‌توانید نفرات اول شورا بشوید. همین قانون لاهیجان را در رشت اجرا کنید تا از این وضعیت خارج بشوید. خندید و گفت، دلت خوش است. داداشم این همه مهندس، دکتر، بازیگر، قاری، مداح، رفتگر رفتند شورا، چه گلی به سر همکاران خود زدند تا ما این کارو بکنم. گفتم هدف خاص صنفی شما مشخص است همین یک کار را پیگیری کنید حداقل وضعیت خودتان را عوض کنید با ساعت کار کمتر درآمد بهتری داشته باشید.

نه داداش من، اینجوری نیست. وقتی می‌روید توی شورا، همه اینا یادت میره خودتم نمی‌دونی واسه چی رفتی آنجا! آزموده را آزمودن خطاست. این هم دانشگاه. پیاده نمی‌شی؟

چرا ممنون. پیاده شدم و به تابلوی دانشگاه گیلان نگاه کردم با خودم گفتم چقدر اساتید دانشگاه در سطح شهر داریم.

راننده‌های تاکسی چه طور تحلیل‌های اجتماعی شهر، کشور و جهانی را در قالب جملات کوتاه وتأثیر‌گذار تدریس می‌کنند.

تحلیل سیاسی فرهنگی اجتماعی خودشان را با دیگران به اشتراک می‌گذارند چه تأثیرات شگرفی روی خودآگاه و ناخودآگاه ما می‌گذارند. چقدر سطح دانشگاه وسیع شده است.

*کارگردان تاتر