در هفتههای گذشته درباره منشاء اعتراضات و ناآرامیهای اخیر کارشناسان و صاحبنظران ارزیابیهای متفاوتی را ارائه دادند.عمده تحلیلها در این مدت بر این محور استوار بوده که مسئله سبک زندگی و مطالبات اجتماعی دغدغه کسانی است که به خیابانها آمدهاند. بسیاری این حرکت اخیر را بیشتر مختص طبقه متوسط و بالاشهرنشینان میدانند و معتقدند که طبقات پایین جامعه به این اعتراضات نپیوستهاند.

در مورد این پرسش کامل دلپسند، استاد جامعهشناسی در گفتوگو با «هممیهن» میگوید: «کلاسیکهای جامعهشناسی معتقدند که ریشههای پدیدههای اجتماعی را باید در پدیدههای اجتماعی ماقبل جستوجو کرد.
یعنی شما اگر هرگونه پدیده اجتماعی که عمدتا چندعلتی هستند در یک مقطع زمانی اتفاق بیفتد، ماحصل انباشت گسترده پدیدههای اجتماعی ماقبل است. به همین دلیل علت آنها را هم در پدیدههای اجتماعی ماقبل جستوجو میکنند و نه مابعد. این اتفاقاتی هم که رخ داده به دلیل سر منشاء آن، قاعدتا اجتماعی است.
ولی هر امر اجتماعی سیاسی است و اگر روایت جامعهشناسانی را قبول داشته باشیم که برای امور اجتماعی و سیاسی ریشههای اقتصادی قائل هستند، یعنی زیربنای اقتصادی تعیینکننده اجتماع، فرهنگ و سیاست هستند و نمیتوان گفت که حتی آن انباشت مملوشده و تلنبارشده از مشکلات اقتصادی و عملکردهای ضعیف کارگزاران سیستمی است میتواند خودش را از دریچه مشروعیت بخش اجتماعی نشان دهد.
وقتی که حرکات اجتماعی صرفا سیاسی است احتمال محدودکردن آن بیشتر است و احتمال برچسبخوری اجتماعیاش نیز بیشتر است. ولی وقتی جنس رویداد اجتماعی است، آن مطالبههای اجتماعی مبتنی بر تغییرات سریع اجتماعی برگرفتهشده از چندین علت جهانی شدن و تغییرات سریع درونی و تکنولوژیهای ارتباطی خودش را در همین حرکت اجتماعی نشان میدهد. لذا حرکت اجتماعی جدید که اگرچه روایت کسانی که مخالف چنین حرکاتی هستند و حتی فرصت قانونی را مشروع نمیدانند یک روایت اغتشاشگرایانه است. درحالیکه کلاسیکهای جامعهشناسی میگویند که واقعیت اجتماعی و خارج از فرد وجود دارد و میتواند تعین خود را در مسئله اجتماعی نشان دهد. این پدیده که اکنون با آن مواجه هستیم، بدون شک واقعیت اجتماعی است که اگر این تغییر اجتماعی و مطالبههای انباشتشده پذیرفته نشود و قبول نکنند که مسئله اجتماعی وجود دارد که طبق آمارها دهها کشته داده، طبیعتا راه حلاش هم اجتماعی است نمیتواند کارگشا باشد برای آنچه که الان در حال رخ دادن است. بدون شک مسئله اجتماعی و امر اجتماعی، امر سیاسی است و بدون شک هم امور اجتماعی و سیاسی تعیینکننده اقتصادی در زیر بنای خود دارند. او درباره اینکه آیا اعتراضات یک ماه اخیر ادامه اعتراضات دیماه 96 و آبانماه 98 است یا خیر؟ گفت: بهطورکلی تغییرات اجتماعی و حرکات اجتماعی یک فرآیند انباشتی است.
ممکن است حاملها و کارگزاران آن تغییر کنند. ولی مگر میشود تبدیل شدن جامعه ایرانی و مطالبات انباشتهشده 100 سال اخیر استقلال اجتماعی و فرهنگی نظام جامعه ایرانی قبل از آن را ندید؟ ولی کارگزاران و حاملهای این انرژی حرکت اجتماعی جدید بدون شک نسل جدید و از جنس دختران هستند. چون ما انباشت تاریخی بیش از چندین ساله خواستهای زنانه در امور برابریخواهانه و مساواتطلبانه را داریم و شدت فشارهای اجتماعی نهادهای خاصی که در واقع میخواهند امور را صرفا در مسئله حجاب و گشت ارشاد ببینند و در این دو سه سال اخیر بازتاب آن زیاد شد، همه اینها آتش زیر خاکستری شد که یک رویداد و در یک مقطع زمانی، آن خواست نسل اجتماعی را تبدیل به یک مسئله اجتماعی فراگیر ملی و بینالمللی کند. لذا حرکتهای اجتماعی در امتداد شدن آن حیات جنبشیشان هستند. ولی در هر دوره، طبقات اجتماعی، کارگزاران و حاملهای آن متفاوت هستند.
جغرافیایی اقتصادی اعتراضات
اگرچه اعتراضات اخیر با وجوه اجتماعی خودنمایی میکند، اما به گفته تحلیلگران، مطالبات مردم را نمیتوان از خواستههای اقتصادی آنها جدا دانست. نگاه به شاخصهای اقتصادی در سالهای گذشته حکایت از گرانیهای پیاپی و مزمن، رکود جا خوش کرده در اقتصاد، توسعه دامنه فساد، افت امنیت سرمایهگذاری و سخت شدن فعالیت اقتصادی دارد.
بررسی شاخصهای کلیدی اقتصادی در چند استانی که بیش از سایرین درگیر اعتراض بودهاند هم همانند دیگر استانهای کشور از سطح پایین توسعه اقتصاد و کاهش فعالیتها برخوردار بودهاند.
بررسی چند شاخص کلان در 6 استان با بیشترین اعتراض وضعیت نامطلوب اقتصادی را به تصویر میکشد چنانکه استان کردستان با سهم جمعیتی دو درصد از جمعیت کل کشور، با نرخ تورم 9/42درصدی در شهریورماه روبهرو بوده. در این ماه تورم خوراکیها و آشامیدنیها 4/55درصد ثبت شده است. همچنین نرخ بیکاری تابستان در استان کردستان 2/10درصد بوده است. از سوی دیگر شاخص فلاکت در این استان غربی 1/53درصد رقم خورده است. سهم کردستان از تولید ناخالص داخلی در سال 1400 برابر با یک درصد بوده است و همچنین شاخص محیط کسب و کار در بهار امسال 42/6ثبت شده است.
در استان خراسان رضوی که سهم جمعیت آن از جمعیت کل کشور 2/8درصد است، در شهریورماه امسال با تورم 6/42درصدی مواجه بوده است. از سوی دیگر تورم خوراکیها و آشامیدنیهای این استان در ششمین ماه سال 7/57درصد ثبت شده است. نرخ بیکاری در استان خراسان رضوی طی تابستان امسال 2/7درصد بوده و شاخص فلاکت آن در شهریور 8/49درصد بهدست آمده است. سهم این استان از تولید داخلص داخلی 1400 برابر با 7/4درصد ثبت شده و شاخص محیط کسب و کار آن در بهار امسال 09/6رقم خورده است.
اما استان آذربایجان شرقی که سهم 8/4درصدی از جمعیت کل کشور را دارد با تورم 1/44درصدی در شهریور امسال روبهرو بوده است. تورم خوراکیها و آشامیدنیهای این استان در شهریور 2/60درصد ثبت شده و نرخ بیکاری آن در تابستان امسال 7/7درصد بوده است. از سوی دیگر شاخص فلاکت آذربایجان شرقی در شهریور برابر با 8/51درصد بهدست آمده است. شاخص محیط کسب و کار آن در بهار امسال نیز 77/5درصد بوده است.
همچنین اصفهان که سهم آن از جمعیت کل کشور 3/6درصد است، تورم آن در شهریور برابر 8/40درصد و تورم خوراکیها و آشامیدنیهای آن در این ماه 6/55درصد رقم خورده است. شاخص فلاکت در این استان نیز 4/51درصد ثبت شده و سهم آن از تولید ناخالص داخلی در سال گذشته 2/6درصد بهدست آمده است. شاخص محیط کسب و کار اصفهان در بهار امسال نیز 79/5ثبت شده است.
استان فارس نیز با سهم جمعیت 6 درصدی از جمعیت کل کشور با تورم 9/40درصدی در شهریورماه و تورم 3/57درصدی برای خوراکیها و آشامیدنیها در این ماه مواجه بوده است. نرخ بیکاری تابستان این استان در تابستان امسال 2/7درصد ثبت شده و شاخص فلاکت آن نیز 1/48درصد رقم خورده است. همچنین سهم استان فارس از تولید ناخالص داخلی در سال 1400 برابر با 7/5درصد بوده و شاخص محیط کسب و کار آن در بهار 78/5درصد ثبت شده است.
در استان تهران که سهم آن از جمعیت کل کشور 6/16درصد است، تورم کل آن در شهریورماه امسال 3/40درصد و تورم خوراکیها و آشامیدنیهای آن در این ماه 6/59درصد ثبت شده است. نرخ بیکاری استان تهران در تابستان 2/7درصد و شاخص فلاکت آن در شهریور 5/47درصد بهدست آمده است. برابر آمارها سهم استان تهران از تولید ناخالص داخلی سال 1400 معادل 2/22درصد و شاخص محیط کسب و کار آن در بهار امسال 19/6درصد بوده است.
نظر شما: