در حاشیه برگزاری مراسم شکرانه حضور، حبیب پور سیفی پیشکسوت تئاتر گیلان؛

حبیب تاتر گیلان و هنرمندان نجیبی که دیده نشدند


۱۴۰۱/۰۱/۲۱ - ۱۳:۱۲ | کد خبر: ۲۰۴۳۲ چاپ

در زمانی که پرستو‌ها از در و دیوار این مملکت بالا ‌می‌روند و برای انواع مدیران و مسئولان و هنرمندان و ورزشکاران ارسال می‌شوند، این هنرمندان با همسران خود زندگی مشترک بیش از نیم قرن خود را جشن می‌گیرند و به آن افتخار می‌کنند، بار‌ها به شوخی به این‌ها گفته‌ام حیف است نسل شما منقرض بشود.بعضی از هنرمندان امروزی هر چند سال همسرانشان را عوض می‌کنند و شما ۶۰ سال مثل پروانه دور همان همسر اول خود می‌چرخید

حبیب تاتر گیلان و هنرمندان نجیبی که دیده نشدند
کلانشهر: رضا حقی-*«شکرانه حضور»، عنوان سلسله برنامه پاسداشت هنرمندان گیلانی بود که توسط حوزه هنری گیلان در دهه هفتاد پایه‌گذاری شد و تا دهه هشتاد ادامه داشت.

در این برنامه‌ها تجلیل از هنرمندان پیشکسوت در رشته‌های مختلف سینما، تئاتر، ادبیات تجسمی و موسیقی در زمان حیاتشان برگزار می‌شد.

متأسفانه اجرای این برنامه در دهه ۹۰ ادامه نیافت. در این سلسله برنامه‌ها تاکنون از هنرمندانی مانند اکبر رادی، بهمن صالحی، محمد آگاه، سید علی حسینی پور، م. موید، فریدون نوزاد، احمد گرگین، انوش نصر، رحیم پورسیاهکلی، محمد عباسیه کهن، ‌امیر فخرموسوی و کریم رجب‌زاده تجلیل به عمل آمد.
رضا حقی 13 اسفند1400.jpeg

در بیست و سوم فروردین امسال بعد از وقفه چندین ساله شکرانه حضور، حبیب پور سیفی هنرمند با اخلاق پیشکسوت تئاتر گیلان برگزار می‌شود.

اگر ما در کشور از دهه ۳۰ مثلث بازیگری جمشید مشایخی، محمدعلی کشاورز و عزت‌الله انتظامی را داشتیم در تئاتر گیلان نیز مثلث مرحوم علی حاج علی عسگری، انوش نصر وحبیب پور سیفی را داریم. با این تفاوت که این سه یار قدیمی در رشت ماندگار شدند و آن سه یار قدیمی در تهران ساکن بودند. بی‌شک موقعیت جغرافیایی و امکانات تهران تأثیر بسزایی در دیده شدن این افراد در سطح کشور داشت. داریوش ارجمند از مشهد، ‌امین تارخ و اصغر همت از شیراز، رضا برجی از تبریز، برای همین مسأله در میانسالی از شهر‌های خود راهی تهران شدند تا بهتر دیده شوند.

همزمان که داریوش ارجمند با ناصر تقوایی و رضا برجی با مجید مجیدی کار می‌کردند، حبیب پورسیفی نیز با این کارگردان‌ها کار کرده بود.

نسل اخلاق‌گرای تئاتر ما به خاطر دلبستگی به شهر زادگاه و به ویژه وابستگی شدید به خانواده خصوصاً همسرانشان هیچ وقت برای پروژه‌های هنری شهر و خانواده خود را به مدت طولانی ترک نکردند. خصوصاً در دهه اخیر به علت نامساعد بودن وضعیت جسمی همسرانشان فیلم‌های سینمایی و تلویزیونی را که در استان گیلان هم فیلمبرداری می‌شدند را نیز به اکراه قبول می‌کنند چون از همسرانشان مراقبت می‌کنند. در بهمن سال گذشته که تئاتر "پسر" را در رشت اجرا داشتیم به علت زمان ۲ ساعته اجرای نمایش، انوش(نصر ماسوله) به علت مراقبت از همسر خود نصف نمایش را در یک روز دید و نصف دیگر را روز دیگری آمد تا بتواند همه نمایش را ببیند. حبیب با برادر خانمش هماهنگ کرد تا به جای او در خانه بماند تا او بتواند نمایش ما را ببیند. آن‌ها حتی چند ساعت هم همسرانشان را تنها نمی‌گذارند.
در این اوضاع کنونی وضعیت سینما که زنان هنرمند، پشت سر هم بیانیه می‌دهند و به حاشیه‌های غیر اخلاقی سینما اعتراض دارند، ما در کنار بزرگانی زندگی می‌کنیم که، تمام زندگی هنری خود را فدای خانواده کردند و الگوی اخلاق مدار بی‌نظیری برای دیگران می‌توانند باشند. الگویی از آغاز جوانی تا هم اکنون که مثال زدنی است.

در زمانی که پرستو‌ها از در و دیوار این مملکت بالا ‌می‌روند و برای انواع مدیران و مسئولان و هنرمندان و ورزشکاران ارسال می‌شوند، این هنرمندان با همسران خود زندگی مشترک بیش از نیم قرن خود را جشن می‌گیرند و به آن افتخار می‌کنند، بار‌ها به شوخی به این‌ها گفته‌ام حیف است نسل شما منقرض بشود.بعضی از هنرمندان امروزی هر چند سال همسرانشان را عوض می‌کنند و شما ۶۰ سال مثل پروانه دور همان همسر اول خود می‌چرخید!

هنرمندانی که این خصوصیت‌شان دیده نشده و هیچ جا گفته نمی‌شود و جایی نیز نوشته نمی‌شود.

در زمان حیات علی حاج علی عسگری سازمان‌ها و ادارات هنری به خودشان زحمت برگزاری یک تجلیل ساده را ندادند. این مدیران به اصطلاح فرهنگی و هنری باید به حال خودشان تأسف بخورند. مدیران بی‌فرهنگی که ریاست سازمان‌ها و ادارت فرهنگی را چندین سال در انحصار خود داشتند.

مرحوم علی حاج علی عسگری می‌گفت - باید در زمان حیات از هنرمندان تجلیل شود. وگرنه بعد از فوت ما تمام شهر را به اسم ما سند بزنند چه فایده‌ای برای ما می‌تواند داشته باشد - وقتی در زمان حیات این هنرمندان حضورشان را نمی‌بینیم و از کنار هنرمندان با اخلاق به راحتی رد می‌شویم، آنوقت تشخیص سره از ناسره مشکل می‌شود.

اتفاقاتی مثل هجوم مردم به ترکیه و دوبی جهت دیدن کنسرت اتفاق می‌افتد. و خروج میلیون‌ها ارز از کشور را نظاره‌گر می‌شویم و کاری نمی‌توانیم انجام دهیم. آدمی به نام تتلو هر رفتاری را که فقط شایسته خودش هست به عنوان هنرمند انجام می‌دهد. وقتی سلسله مراتب در مورد هنرمندان انجام نمی‌گیرد، وقتی بی‌هنران مسئول فرهنگ و هنر می‌شوند، از حضور تتلو در کنار آقای رئیسی در زمان انتخابات شوکه می‌شویم. که این آدم چطور کنار‌ ایشان نشسته است.

وقتی اخلاق مداری هنرمندانی مثل مثلث بازیگری استان ما دیده نمی‌شود و هیچ جا ترویج نمی‌شود، بی‌اخلاقی در دنیای مجازی افسار پاره می‌کند.

کج سلیقگی، بد فهمی و ناتوانی مسئولین فرهنگی هنری ماست که وضعیت ما را به این روز کشانده است. این کج سلیقگی سیاستمداران ما و بد فهمی مشاوران آنهاست که هنرمندان را فقط در ایام انتخابات می‌بینند و بقیه زمان‌ها به آن‌ها کاری ندارند.

عدم توجه به ظرفیت و ظرأفت کار فرهنگی و هنری نتیجه‌اش می‌شود این بیانیه‌هایی که هم اکنون هر روز شاهد آن هستیم، افشای پشت پرده سینما که سال‌ها به زور مخفی نگه داشته شده بود مثل غده چرکین یکجا سرش را باز می‌کند.

حبیب پور سیفی هنرمندی است که با جرأت می‌توان گفت مثل او در تئاتر استان به اندازه انگشتان یک دست هم نداریم. کسی که پنج نسل تئاتری استان به احترام او از جای خود بلند می‌شوند. اسم او را به حق حبیب گذاشته‌اند. حبیب مترادف یار و محبوب است. او یار، محبوب و معلم هنرمندان تئاتر استان است.

اولین بار او را در سال ۱۳۶۹ در اولین جشنواره تئاتر سوره که در سالن پیشاهنگی رشت برگزار شده بود دیدم. در آن سال او کارگردان نمایش هالو نباش ژنرال، بود و مهدی یوسفی‌زاده دوست دیرینه‌ام در آن نمایش بازی می‌کرد و من در نمایش هلوع به کارگردانی محمد دشتی بازی می‌کردم‌. در آن جشنواره من و مهدی یوسفی‌زاده مشترک مقام بهترین بازیگر جشنواره را کسب کردیم. وحبیب جایزه کارگردانی گرفت. در زمان جشنواره می‌دیدم که رابطه حبیب با بازیگرانش فقط مثل رابطه یک کارگردان با بازیگران نیست. عوامل نمایش همه او را معلم خود می‌دیدند و احترام ویژه‌ای برای او قائل بودند، دوستی من و حبیب از همان سال شروع شد. چه در مقام داوری در جشنواره‌های مختلف تئاتری و یا در کلیه رویداد‌های فرهنگی و هنری که در کنار هم بودیم جز مناعت طبع، اخلاق مداری و مردم دوستی چیز دیگری از او به خاطره ندارم. حبیب دهه شصت و هفتاد، ۱۶ سال رئیس انجمن نمایش استان بود. اکثر خاطرات هنرمندان تئاتر استان از انجمن نمایش به سال‌های حضور حبیب در این انجمن برمی‌گردد.

بعد از حبیب، دیگر انجمن هیچ وقت نظم و ترتیب آن زمان را پیدا نکرد. انجمن نمایش استان بعد از حبیب بعد از هفته‌ها و در مواقعی بعد از ماه‌ها در اتاقش باز می‌شود. او با کمک مرحوم احمد بدرطالعی پایه‌گذار آموزش تئاتر در کانون‌های هنری آموزش و پرورش و مدارس استان بودند.

با پشتکار بی‌نظیر او چهار دهه جشنواره تئاتر دانش‌آموزی استان برگزار می‌شد. همه تئاتری‌های استان که از نوجوانی تئاتر راشروع کرده‌اند از همان زمان با حبیب نیز آشنا شده‌اند.

شکرانه حضور حبیب دیر برگزار می‌شود ولی باز هم خیلی خوب است که برگزار می‌شود. ‌امید داریم رئیس جدید حوزه هنری استان گیلان انباشت چندین ساله شکرانه حضور را جبران کند. مسئولین فرهنگی هنری استان بدانند در رشته‌های مختلف هنری حبیب‌های زیادی داریم که اگر قدر آن‌ها را ندانید و در زمان حیاتشان از آن‌ها تجلیل نکنید افراد معلوم الحالی خود را به عنوان هنرمند به جامعه تحمیل می‌کنند که در کمال وقاحت حرمسرا در ترکیه راه‌اندازی می‌کنند وخود را الگویی موفق برای جوانان معرفی می‌کنند و به ریش من و شما می‌خندند.

مسئولین فرهنگی وهنری محترم اگر هرسال چند بار به هنرمندان با اخلاق سری نزنید و با زانوی ادب پیش آن‌ها ننشینید، الان باید از این بیانیه‌های سینمایی عرق شرم بر پیشانی داشته باشید.

هر موقع که اراده کردید و از هنرمندان استان به عنوان زینت مجالس با حضور مسئولان استانی و کشوری استفاده می‌کنید، حداقل با برگزاری مراسم تجلیل‌شان به آن‌ها احترام بگذارید.

مسئولین فرهنگی هنری استان بجنبید و باور داشته باشیم که چقدر زود دیر می‌شود.

*کارگردان تاتر