این انتظار وجود دارد بعد از تراژدی وحشتناک کمپ ترک اعتیاد لنگرود با 32 کشته، سازمان آتش نشانی، نظام مهندسی ساختمان، سازمانهای دولتی و هر ارگانی که دستی بر صدور مجوز برای اماکن آموزشی و موارد مشابه دارد بررسی دوبارهای پیرامون مجوزهای صادر شده داشته باشد.
این ارگانها یقین بدانند حتی در میانهی افول محض استانداردهای زندگی حداقلی در ایران، باز هم آنها از نظر قانونی و اخلاقی مسئول خطرات جانی برای حاضران در ساختمانهای غیر استانداردِ مجوز گرفته هستند.

مسئولان مختلف کشوری و استانی طی دو روز گذشته از کمپ سوخته بازدید کرده و وعدهی بررسی دادند.
حالا سوالی که پیش می آید این است آیا فقط برای مجوز کمپهای ترک اعتیاد، استانداردهای لازم در نظر گرفته نمیشود یا از اساس سطح استاندارد برای مجوز کسب و کارهای مختلف بویژه بخشهای آموزشی در ایران به نازل ترین حد خود رسیده است؟
بسیاری از مخاطبان، دانش آموزانی در مدارس و بویژه مدارس غیر انتفاعی دارند. برخی فرزندانشان را به آموزشگاههای کنکور، زبانهای خارجی و کلاسهای هنری میفرستند. شهروندانی، کودکانی در سن مهد و پیش دبستانی دارند. واقعا چند درصد از این ساختمانها دارای استانداردهای لازم ایمنی هستند؟
در رشت مرکز استان گیلان مدارس غیرانتفاعی زیادی مشغول فعالیت هستند که استانداردهای حداقلی را به عنوان یک محیط آموزشی برای کودکان و نوجوانان ندارند. اغلب این ساختمانها مسکونی و تجاری و یا با هدف دیگری به جز فعالیت مدرسه ساخته شدهاند.
خانههای قدیمی زیادی بدون توجه به خطرات مختلف هنگام وقوع حوادث طبیعی وغیر طبیعی مجوز مهد کودک و پیش دبستانی دریافت کردهاند .
در همین لحظه که مشغول خواندن این مطلب هستید کودکان و نوجوانان زیادی در کلاسهای درسی، هنری، کنکور و زبان خارجی نقاط مختلف رشت و گیلان مشغول فعالیت هستند.
مدیران این کلاسها بابت هر ساعت فعالیت و کار آموزشی از والدین کودکان هزینههای زیاد دریافت میکنند. اما به طور مثال اگر به هر دلیلی آتش سوزی رخ دهد راههای فرار تعبیه شده توسط آموزشگاهی که کودکان را در طبقه چهارم یک ساختمان قدیمی با راه پلههای باریک حبس کرده چیست؟
چند درصد والدین هنگام ثبت نام فرزندانشان به این قبیل موارد توجه میکنند؟
میتوان حدس زد والدین زیادی به دلایل مختلف از جمله حق انتخابهای اندک، مسائل مالی، بُعد مسافت به محل کار و زندگی به چنین مواردی توجه نمیکنند.
ذکر نام رشت و گیلان به آن معنا نیست که از این نظر اوضاع در تهران پایتخت ایران بهتر است و یا در کلانشهرهایی مانند مشهد، شیراز و اصفهان توجه بیشتری به این موارد میشود.
واقعیت آن است به همان میزان که استانداردهای زیست عادی در ایران اصطلاحا آب رفته و از هر گوشه آن برای گذران زندگی روزمره زده شده است توجه به چنین موارد اساسی و اصولی هم نوعی اَدا و حساسیت بیش از حد محسوب میشود.
در حالی که همین حالا قابل پیش بینی است به هنگام وقوع حوادث مختلف، بسیاری از مدارس غیرانتفاعی یا مهد کودکها و کلاسهای آموزشی مختلف در اطراف ما امکانات اندکی برای تامین سلامتی فرزندان این مرز و بوم را دارند.
این انتظار وجود دارد حداقل بعد از تراژدی وحشتناک کمپ ترک اعتیاد لنگرود با 32 کشته، سازمان آتش نشانی شهرها، نظام مهندسی ساختمان، سازمانهای دولتی و هر ارگانی که دستی بر صدور مجوز برای اماکن آموزشی و موارد مشابه دارد بررسی دوبارهای پیرامون مجوزهای صادر شده داشته باشد.
دلسوزیهایی مانند «چرا گیرِ الکی میدهید؟ چند نفر در حال نان خوردن از این مکان هستند» و یا «وسط سال بچهها آواره میشوند» نمیتواند توجیه کننده خطرات احتمالی جانی کودکان و نوجوانان باشد.
این ارگانها یقین بدانند حتی در میانهی افول محض استانداردهای زندگی حداقلی در ایران، باز هم آنها از نظر قانونی و اخلاقی مسئول خطرات جانی برای حاضران در ساختمانهای غیر استانداردِ مجوز گرفته هستند.
نظر شما:
آتش سوزی یک خانه ویلایی در ساغریسازان رشت
آتش سوزی در اسکله بندرکاسپین منطقه آزاد انزلی مهار شد