ابردزدی،هارپ،توطئه،فعالیت های اتمی را فراموش کنید

ترسناک است؛ اما ایمان بیاوریم به آغاز فصول خشک‌تر و گرم‌تر در ایران


۱۴۰۲/۱۰/۲۷ - ۱۲:۳۵ | کد خبر: ۴۰۴۸۵ چاپ

وقتی واژه خشک‌سالی عنوان می‌شود انتظار شنونده، موقتی بودن شرایط و گذر از آن و در نهایت شروع مجدد دوره تَرسالی است. حال اینکه آیا با وجود داده‌های مشاهداتی و محیطی موجود در ایران آیا ما واقعاً شرایط خشک‌سالی را طی می‌کنیم؟ به عنوان مثال ایستگاه رشت به عنوان یکی از پُربارش‌ترین مناطق ایران، در 10 سال اخیر طی آبان ماه، به‌عنوان پُربارش‌ترین ماه سال، به شکل قابل توجهی حداقل 6 سال با ناهنجاری منفی بارشی مواجه بوده است. بنابراین به شکل مشخصی الگوها و رفتارهای بارشی کشور دچار اختلال، نوسان و نابهنجاری شده است و الزاما هر دوره خشکسالی منجر به دوره ترسالی نمی‌شود. زمانه، زمانه شکسته شدن باورهای جغرافیایی و آب‌وهوایی است.

ترسناک است؛ اما ایمان بیاوریم به آغاز فصول خشک‌تر و گرم‌تر در ایران
اختصاصی کلانشهر:سمانه نگاه دکتری هواشناسی-نیما فریدمجتهدی دکتری آب‌وهواشناسی- اگر به هرکدام از کلیدواژگان موجود در زمینه تغییر آب‌وهوا که در چند دهه اخیر منتشر شده نگاهی بیندازیم، عملاً در جای‌جای کشور از یک ایستگاه هواشناسی گرفته تا قلل کوه‌های ایران، می‌توانیم ردی از آن را بیابیم. تغییرپذیری، عدم‌قطعیت و تغییر الگوهای بلندمدت شاید سه مورد مهمترین اثرات آن باشد. الگوهای جوی بهم خورده، نامتجانس، ناآشنا و متفاوت با آنچه که ما به عنوان بشر در هر منطقه جغرافیایی تجربه کرده بودیم؛ به شکلِ هراس‌انگیزی آشکار شده است. پاییزها و زمستان‌های بهارگونه، شرایطی است که نباید باشد ولی هست. باران و برف یا نمی‌بارد، و اگر هم می‌بارد یا دیر است، یا کم. اگر هم می‌بارد سیل می‌آورد و خرابی. اما متاسفانه شرایط آنگونه هست که باید باشد. هرچند این گفتار، جمله‌ای تعجب‌آور است ولی ورق زدن گزارش‌ها، پژوهش‌ها و سندهای منتشر شدۀ سابق، گواهی داده بودند که روزی خواهد آمد.


 داستان‌های ابردزدی، هارپ و دیگر قضایا هم در یک مسئله ریشه دارد عدم توجه بلندمدت به مسأله آب‌وهوا. ما نگاهمان به آسمان نبود و طی این سال‌های متمادی  آنچه در زمین جاری بود و زیر آن، ما را غرق خود کرده بود. این مسئله هم عجیب نیست. نه اینکه ما معتاد به آنچه در زیرزمین جاری است هستیم و عادت به آن داریم! نفت مهم‌ترین مثال در این زمینه است. انگار ایرانیان نگاهی نامتناهی به نعمت‌های درون زمینی خود داشته و دارند. برداشت مداوم از سفره‌های زیرزمینی و خرسندی ناشی از بهره‌مندی آن چه در صنعت و چه در کشاورزی از آن بدست آمد، ما را غافل کرد. غافل از اینکه منبع آبی که پمپهای آب می بلعند، وصل به هوا هستند نه زمین! و اما این هوا را سر ناسازگاری است. ابرها نه دزدیده بلکه نایاب شده‌اند. اتفاقاتی که این روزها در شرایط آب‌وهوایی کشور رخ می‌دهد به احتمال زیاد امری پُرتکرار در آینده خواهد بود و ما در حال تجربه شرایطی هستیم که در زمانی نه‌چندان دور پیش‌بینی شده‌بود. بنابراین ما امروز در حال تجربه عینی و محیطی شرایط شبیه‌سازی شده آب‌وهوایی هستیم که در گذشته در مورد آن هشدار داده شده‌ است.

حداقل یک دهه است که تمامی پارامترهای جوی ایستگاه‌های ایران و شواهد محیطی‌ نشان از پایان دوره گذار و شروع شرایط جدید آب‌وهوایی است! مدت‌ها آنچه در محیط طبیعی ایران زمین اتفاق می‌افتد به روال طبیعی و گذشته آب‌وهوایی برنگشته است. بنابراین آیا ما نیاز به بازتعریف از شرایط آب‌وهوایی خود نداریم؟ مشکل فعلی که گریبانگیر ایران است تنها به مسئله تغییر آب‌وهوا برنمی‌گردد و عدم باور به آن و یا جدی گرفتن‌اش. ما نه تنها تغییر آب‌وهوا و اثراتش را نادیده گرفتیم، بلکه هنوز برداشت‌مان از این شرایط شروع تدریجی تغییرات و تاکید و ماندن در آب‌وهوای گذشته و (البته حال نه چندان پیش) و عدم باور به اینکه این رخدادها دیگر یک اتفاق ناگهانی و غیرمعمول نیست بلکه شرایط آب‌وهوایی بسیاری از مناطق کشور است. آنچه به ویژه در یک دهه اخیر رخداده است نشان از تغییر آب‌وهوای کشور است و همچنان ادامه این تغییر به شرایطی دیگر.  نکته دیگر نبود هیچ طرح و برنامه و اقدام عملی در رابطه با تاب‌آوری، کاهش اثرات و سازگاری است. هرچند برای کشوری که به تازگی از مرحله آماده‌سازی طرح‌های آمایش سرزمین‌اش و نه اجرای آن، زمان زیادی نگذشته و در طی 100 سال اخیر توسعه خود را منطبق با توان محیطی پیش نبرده است شاید اقدام برای تاب‌آوری امری سخت باشد. هرچه هست، باید نگاهمان را نسبت به شرایط پیرامونی تغییر دهیم. برخی مفاهیم به‌کار رفته و بحث‌های کارشناسی عملاً تشریح وضع موجود نیست. تداوم بحث‌هایی چون خشک‌سالی در زمانی‌که این فرایند، اینچنین مستمر و با شدت سال به سال ادامه دارد، دیگر مفهوم خشک‌سالی نیست. به احتمال زیاد بخش‌هایی از فلات ایران وارد مرحله خشکیدگی و خشکی شده ‌است. تکرار برخی مفاهیم ارائه کدهای نادرست به حداقلِ توانِ کارشناسیِ باقیمانده دستگاه‌های متولی است.

الگوی مقابله باید بر مبنای شرایط خشک‌تر و گرم‌تر باشد. یعنی آب‌وهوای جدید.

 وقتی واژه خشک‌سالی عنوان می‌شود انتظار شنونده، موقتی بودن شرایط و  گذر از آن و در نهایت شروع مجدد دوره تَرسالی است. حال اینکه  آیا با وجود داده‌های مشاهداتی و محیطی موجود در ایران آیا ما واقعاً شرایط خشک‌سالی را طی می‌کنیم؟ آیا با توجه به اینکه کشور در حال طی کردن یک دوره خشکی یا خشک‌سالی مداوم است و با توجه به تغییر الگوهای پیش‌بینی و جوی، باز باید انتظار فرارسیدن دوره تَرسالی را داشت؟ اگر نشد چه؟
به عنوان مثال ایستگاه رشت به عنوان یکی از پُربارش‌ترین مناطق ایران، در 10 سال اخیر طی آبان ماه، به‌عنوان پُربارش‌ترین ماه سال، به شکل قابل توجهی حداقل 6 سال با ناهنجاری منفی بارشی مواجه بوده است. بنابراین به شکل مشخصی الگوها و رفتارهای بارشی کشور دچار اختلال، نوسان و نابهنجاری شده است و الزاما هر دوره خشکسالی منجر به دوره ترسالی نمی‌شود. زمانه، زمانه شکسته شدن باورهای جغرافیایی و آب‌وهوایی است.
undefined

 وقتی ما در دوران تغییرات سریع آب‌وهوایی و بهم خوردن تمامی الگوهای آموخته شده در زمینه آب‌وهوا هستیم پس چگونه باید انتظار دوره ترسالی را داشته باشیم؟ تردید و تغییرپذیری، ذات شرایط تغییر آب‌وهوا است! واقعیت این است اگر در گذشته ابهام در زمینه شرایط جوی تاحدودی وجود داشت با این تغیراتِ الگوهای جوی، عمق این ابهام فراتر خواهد رفت. پس گفتمان خشک‌سالی، شاید ابعاد واقعی اتفاقی را که در حال وقوع است؛ نشان ندهد. البته با تاکید براینکه بخش‌های مختلف کشور درگیر الگوها و سامانه‌های متفاوت آب‌وهوایی است و برآیند آن در هر بخشی طبیعتاً به گونه‌ای دیگر خواهد بود.

الگوی مقابله باید برمبنای شرایط خشک‌تر و گرم‌تر باشد. یعنی آب‌وهوای جدید، که به ظاهر به سوی شرایط خشک تر و گرم تر می‌رود. بله، ترسناک است که در چنین آب‌وهوای خشک و گرمی از خشکی و گرمایش بیشتر سخن گفتن! ولی تمامی قراین تائید‌کننده این مسأله است.

مسأله‌ای که در بحث‌های فعلی کشور به آن کمتر توجه می‌شود افزایش نرخ رشد دما در کشور است به گونه‌ای که آمارهای موجود نشان از افزایش قابل توجه دما در کشور دارد. این وضعیت دمایی که همگام با وضعیت رکوردهای دمایی امسال است نشان از چالش‌های همراه با کم آبی است. افزایش تبخیر و تعرق آن هم در کشور که به اندازه کافی خود با چنین چالشی دست و پنجه نرم می‌کند خود مسأله‌ای پیچیده است.

 امسال در ماه آبان ایستگاه‌های کشور تا 5 درجه گرمایش نسبت به میانگین دمای بلندمدت را ثبت کردند. افزایش تصعید و تبخیر در پهنه‌های باارزش برفی با این وضعیت ناگوار برف، افزایش تبخیر پهنه‌های بی‌جان آبی کشور را بیشتر متاثر خواهد کرد که این خود نکته‌ای دیگری در این فلات خشک و کم‌آب است.

تغییرپذیری، افزایش ناهنجاری، کاهش و نوسان‌پذیری بارش، افزایش فراوانی و استمرار خشک‌سالی‌ها، افزایش فراوانی مخاطره‌های طبیعی، ادامه و تشدید روند گرمایش، عدم قطعیت پیش‌بینی‌ها، کدام یک از این رویدادها در دو دهه اخیر برایمان رخ نداده بود که امروز برخی حتی در بدنه کارشناسی و مدیریتی ابراز تعجب می‌کنند و حتی به برخی از شایعه ها دامن می‌زنند. ابردزدی، هارپ، توطئه، فعالیت‌های اتمی برخی کشورهای همسایه و ... نقل گفتمان‌های این روزهای ماست.

 مشکل اینجاست که ما نمی‌خواهیم باور کنیم در پیش‌بینی‌های به وقوع پیوسته سه دهه قبل زندگی می‌کنیم، توصیه‌هایی که قبلا گفته شده بود و چه کسی نمی‌دانست چنین شرایط روزی رخ خواهد داد‌ و متاسفانه امروز روزی است که به آن اشاره می‌شد. امروز آن روز است...

در تمامی گزارش‌ها، پیش‌بینی‌ها، سناریوها و روندهای مشاهداتی جهان به‌ویژه برای منطقه جنب‌حاره (شامل بخش های وسیعی از ایران)، این شرایط پیش‌بینی شده بود. شرایط به اندازه کافی بغرنج است و هیچ دزدی و جادوگری هم رخ نداده است. ما برای چندمین و چندمین بار غافلگیر شده‌ایم یا حداقل وانمود می‌کنیم که غافلگیر شده‌ایم. هرچند دیر، اما رویدادهای این روزهای ما، شاید تصویر آخرزمانی را برای ما نشان می‌دهد. اما، اگر امروز آن‌چیزی را که می‌بینیم باور نکنیم، اگر در برنامه ریزی های مدیریتی تجدید نظر نکنیم، اگر به ویژه  در مصارف بی رویه و غیرعلمی آب در حوزه های عظیم کشاورزی، صنعت و.. به هر قیمتی ادامه دهیم  و خود را در خانه پوشالی به امید روزهای بهترِی که ممکن است در راه باشد، گول بزنیم، پس خیلی خودمانی، به اعتمادِ پیش‌بینی همین روزهایی که در آن هستیم، در آینده نه چندان دور نخواهیم بود...!