کارگری که می بیند حقوق دریافتی اش اندک است، چشم انداز اجتماعی و اقتصادی و بازنشستگی اش در حد هیچ است، آیا شایسته سرزنش است؟
آقای مدیر کل از درخواست کارفرماها برای استفاده از کارگران خارجی گفته است. ناگفته پیداست که دلیل کارفرماهای فوق چیست. چون اکثر کارگران خارجی (بخوانید افغانستانی) صرفا برای ادامه حیات ونه ارتقای وضعیت زندگی حاضرند با هر شرایط سخت و جانکاه و حقوق اندک کار کنند. موضوعی که نزد تعداد قابل توجهی از کارفرماهای ایران حُسن و نوعی برتری کارگر افغانستانی نسبت به کارگران ایرانی به حساب می آید.

علی لقمانی با اشاره به کاهش انگیزه کارگران نسبت به کار، کارخانه و کارفرما، توضیح داد: کارگران به کار کیفی و حراست از دستگاه های کارخانه کمتر توجه می کنند و صرفاً به دنبال درآمدند؛ چنین وضعیتی موجب شده که بسیاری از کارفرمایان به دنبال نیروی کار خارجی باشند.
سوال ساده ای که به نظر می رسد آقای مدیر کل باید از کارفرماهای دنبال نیروی کار خارجی می پرسید و شاید هم پرسیده این است که «کدام درآمد؟ و به «کارگرانت چه مقدار حقوق و مزایا و به چه صورت پرداخت می کنی؟»

بعید است آقای مدیرکل مطلع نباشد که تعدادی از کارگران گیلانی دارای قرارداد موقت و برخی فاقد بیمه و حمایتهای معمول هستند و اکثر کارگران دارای قراردادهای بلند مدت هم از حقوق پایه در نظر گرفته شده برای خود به شدت ناراضی اند. نارضایتی که با توجه به تورم افسار گسیخته و رشد لحظه ای قیمتها در ایران ابدا زیاده خواهی نیست.
آقای مدیرکل حتما در همین جغرافیا زندگی می کند و می داند که حقوق پرداختی به کارگران ساده و حتی ماهر بسیار اندک است و هیچ تناسبی با شرایط فعلی زندگی در ایران ندارد.
تراژدی آنجاست که شمار قابل توجهی از صاحبان کارخانه ها، واحدهای تولید و کارگاه های دارای کد در گیلان حتی همین حقوق اندک را در چند مرحله به کارگرانشان پرداخت می کنند.
به طور میانگین دریافتی کارگران حدود پانزده میلیون تومان و عمدتا زیر بیست میلیون تومان است. تصور کنید همین رقم اندک با تاخیر ماهیانه و یا در طول ماه به ۴ تا ۵ بخش تقسیم و به حساب کارگر واریز شود. تعدادی از همین کارفرماها هم بواسطه جریمه اندک تامین اجتماعی بابت عدم پرداخت به موقع بیمه کارگری، به طور مرتب این کار را انجام نمی دهند وکارگر را بی پناه هنگام درمان خود و خانواده اش در میان هزینه های سرسام آور رها می کنند. این دسته از کارفرماها ترجیح می دهند منفعت تام خود را بررعایت حداقل حقوق کارگران ترجیح دهند. به طور مثال آنها به جای پرداخت به موقع حق بیمه درمان و حقوق و مزایای حداقلی، به گسترش کسب و کارشان می پردازند. در حالی که مدعی اند در حال زیاندهی محض هستند. همان کارفرمایانی که حتی در شرایط بحرانی اقتصادی کشور، مقامات و تصمیم گیران صدایشان را می شنوند و تسهیلات مختلفی از تخصیص ارز تا وام های کم بهره و مزایای مختلف برایشان در نظر می گیرند، اما کارگر، خوش شانس باشد همان اندک حقوقش را به موقع دریافت می کند و از طرح های عمومی در حد کالابرگ الکترونیکی بهره می شود.
کاش آقای لقمانی، در روزهای آینده که میزبان کارفرماهایی با ویژگی های برشمرده می شود، از آنها سوال کند که وقتی حقوق کارگران را با تاخیر و یا به صورت اقساط پرداخت می کنید چگونه متوقع هستید که او به محیط کاری اش وفادار بماند؟ او وقتی نتواند حداقل های زندگی زیر خط فقر را برای خود و خانواده اش فراهم کند چگونه به کارفرمایی که به او به چشم عنصری کم فایده نگاه می کند، وفادار باشد؟ این کارگران عمدتا مستاجر، به صاحب خانه بگویند که اجاره خانه را به صورت هفتگی پرداخت می کنیم؟ هنگام خریدهای روزانه و یا بیماری چه کنند؟
آقای مدیرکل که از درِ همدلی با کارفرماها درآمده و می گوید «کارگران به کار کیفی و حراست از دستگاه های کارخانه کمتر توجه می کنند و صرفاً به دنبال درآمدند» با خود نمی اندیشد که کارگری با چنین شرایط کاری حتی می تواند به خود توجه کند؟
کارگری که می بیند حقوق دریافتی اش اندک است، چشم انداز اجتماعی و اقتصادی و بازنشستگی اش در حد هیچ است، آیا شایسته سرزنش است؟
آقای مدیر کل از درخواست کارفرماها برای استفاده از کارگران خارجی گفته است. ناگفته پیداست که دلیل کارفرماهای فوق چیست. چون اکثر کارگران خارجی (بخوانید افغانستانی) صرفا برای ادامه حیات ونه ارتقای وضعیت زندگی حاضرند با هر شرایط سخت و جانکاه و حقوق اندک کار کنند. موضوعی که نزد تعداد قابل توجهی از کارفرماهای ایران حُسن و نوعی برتری کارگر افغانستانی نسبت به کارگران ایرانی به حساب می آید. این کارفرماها به این اصل توجهی ندارند که در واقع چنین رویه ای هم مطلوبِ کارگر افغانستانی مظلوم و بی پناه نیست. آنها بواسطه شرایط دشواری که طالبان بر کشورشان حاکم کرده اند مدتهاست در وضعیتی مشابه مرگ و زندگی قرار دارند و نه تلاش برای افزایش کیفیت زندگی.
طبیعی است که کارگر ایرانی حق دارد چنین باوری نداشته باشد و به رفاه خود و خانواده اش بیاندیشد و نه دریافت حقوقی که کفاف ۱۰روز زیستنش را هم نمی دهد.
نظر شما: